به گزارش شهرآرانیوز، روایت یک فضای خانوادگی همراه با بازخوانی چالشهای اجتماعی در قاب سینما و شبکههای نمایش خانگی، موضوعی است که در چند سال اخیر با استقبال قابل توجهی مواجه شده و توانسته نظر مخاطبان را به خود جلب کند. سریال «گل سنگ» به کارگردانی ابراهیم ایرجزاد، مجموعهای است که انتشار آن به تازگی در پلتفرم شیدا آغاز شده و در قسمتهای ابتدایی با رعایت ریتم درست و خط روایی پرکشش، مخاطب را با خود همراه کرده است.
ایرجزاد که پیش از نیز با ساخت فیلمهای از جمله «تابستان داغ» و «عنکبوت» مهارت و نبوغ خود را در به تصویر کشیدن سوژههای درام با محوریت چالشهای خانوادگی را اثبات کرده بود، حالا با یک روایتی که از دل جامعه امروز برآمده، به نمایش خانگی آمده است. داستان این سریال در یک یک خانواده چهار نفره آغاز میشود و شکل میگیرد؛ جایی که هر یک از اعضا، دغدغهای رایج در جامعه را به همراه دارند و با مخاطبان ارتباط نزدیکی را برقرار میکنند. این موضوع نشاندهنده شناخت عمیق نویسنده و کارگردان اثر از مسائل روز جامعه است که توانستهاند آنها را در قالب این سریال پرچهره، به نمایش بگذارند.
مهتاب کرامتی، مهدی حسینینیا، الناز ملک و امیر نوروزی از جمله بازیگران نامآشنا و باسابقه این سریال هستند. یکی از نقاط قوت این اثر، باورپذیری بازیها و نفوذ نقشها در وجود هنرمندان است؛ به طوری که میتوان گفت تقریبا در هیچیک از سکانسهای این سریال، مخاطب با موقعیت کاراکترها، احساس بیگانگی نمیکند.
داستان از بازدید محبوبه (مهتاب کرامتی) و ایرج (مهدی حسینینیا) از یک خانه قدیمی آغاز میشود؛ خانهای که سرشار از اتفاقات ناگفته و رمز و راز است که میتواند سرنوشت هر یک از کاراکترها را به بازی بگیرد. با اینکه از ابتدای داستان، تلاش پدر و مادر خانواده برای خرید خانه، نوید یک اتفاق خوب را به مخاطب میدهد، اما هراس رخدادهای ناگهانی و فاش شدن رازهای مگو، گریبان مخاطب را رها نمیکند؛ حتی در لحظاتی که به ظاهر، همه چیز خوب و خوش پیش میرود چراکه در لحظات ابتدایی اولین قسمت نیز، دیالوگهایی که میان ایرج و مرد املاکی صورت میگیرد، تماشاگر را نسبت به وقوع اتفاقات مرموز آگاه میکند.
این خانه که در ابتدا قرار است امید این خانواده باشد، رفته رفته به قتلگاه اعتماد بدل میشود و احتمالات ترسناکی را درباره گذشته به میان میآورد. این اتفاق زمانی رخ میدهد که پسر جوانی به بهانه تعمیرات تلویزیون، به این خانه میآید و با بیان درخواستی از محبوبه، رازهایی را از سابقه مستأجر قبلی به نام فریبا را فاش میکند و کمی بعدتر، ارتباطی مرموز میان ایرج و فریبا را مطرح میکند.
در حاشیه تلاش و تقلاهای این خانواده برای خرید خانه مرموز، شخصیتهای داستان کم کم روایات خود را فاش میکنند و گرههای ذهنی مخاطب یک به یک باز میشوند. علت عدم تمایل ایرج برای حضور در جمع اقوام محبوبه که در اوایل نخستین قسمت به نمایش کشیده میشود، با حضور شخصیت فرامرز که از ایام جوانی عاشق محبوبه بوده و هنوز هم علیرغم ازدواج معشوقهاش، از این عشق رها نشده، روشن میشود.
احساساتی که در طول داستان، کاراکترها را درگیر میکند، کشش روایت را بیشتر کرده و مخاطب را با داستان هر یک از شخصیتها، همراه میسازد؛ رابطه نابسامان و نامعلوم پسر خانواده (پرهام) با نامزدش، بلاتکلیفی او برای رفتن به سربازی و اختلاف نظراتش با اعضای خانواده، خصوصا پدرش، سوژه دیگری است که به تماشاگر این تضمین را میدهد که اثر مقابل چشمش، دور از حقیقت جامعه نیست.
در این میان وقایعی نیز رخ میدهد که کاملا در حاشیه قرار دارند، اما دور از انتظار نیست که در قسمتهای آینده، دردسرهای تازهای را برای این خانواده رقم بزند. مانند علاقهای که مرد املاکی به پروانه (دختر خانواده) پیدا میکند و تلاش دارد تا بیشتر از زندگی روزمرهاش سر در بیاورد. یا خواهر محبوبه که دل در گروی فرامرز دارد و تنها زمانی میتواند در کنار او باشد که محبوبهای در کار نباشد.
با وجود اینکه روایت این سریال درباره یک خانواده چهار نفره است، اما محبوبه به عنوان مادر، شخصیت کلیدی و مرکزی این داستان را به عهده دارد؛ کاراکتری که کمتر پیش میآید کاری دور از منطق و پختگی انجام دهد و در موقعیتهای مختلف با شجاعت گام برمیدارد تا حقیقت را دریابد. او از ابتدای داستان دغدغه مسائل کوچک و بزرگ زندگیشان را دارد و با یک ایفای نقش دقیق و کافی، مادرانگی را به تصویر میکشد.
سریال «گل سنگ» یک مجموعه درام خانوادگی است که رفته رفته وارد یک مسیر ماجراجویانه میشود و داستانی پرپیچ و خم را در لایههای یک زندگی آرام خانوادگی به تصویر میکشد. این سریال که دوشنبه هر هفته، ساعت ۲۰ در پلتفرم شیدا منتشر میشود، پس از انتشار ۳ قسمت تاکنون، موفق شده جایگاه خوبی را در دل داستان برای مخاطب طراحی کند و با لحنی روان، روایت چندجانبهاش را به تصویر بکشد.