در شرایط سرنوشتسازی که جامعه ایران با آن روبهروست، چالشهای اقتصادی و گرانی روزافزون، تنها یک معضل مالی نیست، بلکه بخشی از میدان نبرد شناختی و روانی دشمنان است. همانگونه که در قسمتهای پیشین بر اهمیت اخلاق در معراج اجتماعی، آداب حضور در خیابان و آداب تحلیلهای سیاسی تأکید شد، در این قسمت به بررسی اخلاق اقتصادی و تابآوری مالی در بستر مقاومت میپردازیم. مدیریت بحرانهای مالی، بدون تکیه بر اصول اخلاقی و معنوی، چون سازهای است که بر شنی روان بنا شده است و با کوچکترین لرزشی ازهم میپاشد.
اخلاق اقتصادی در دوران جنگ و تحریم، به مجموعهای از رفتارهای کنترلشده، قناعت هوشمندانه و پرهیز از طمعهای آنی اطلاق میشود. این خصلتها صرفا به کاهش خرجوبرج خلاصه نمیشود، بلکه کیفیت نگاه ما به ثروت، مصرف و توزیع منابع را در خلوت و جلوت دربر میگیرد. اقتصادمقاومتی بر سه پایه اصلی تولید، صرفهجویی و عدالت در توزیع، استوار است؛ بهعنوان نمونه، صبر دربرابر نوسانات قیمت و پرهیز از خرید هیجانی، نماد بارز اخلاق فردی در اقتصاد است.
درمقابل، پرهیز از احتکار و رعایت حقالناس در معاملات، تجلیگاه اخلاق اجتماعی است. اگر شخصی در هیجان گرانی، اقدام به احتکار کالای اساسی کند، زنجیرهای از رذیلت اقتصادی را فعال کرده است که امنیت روانی و معیشتی جامعه را ذرهذره نابود میسازد. عدمنظارت و برخورد قاطعنکردن با محتکران که وظیفه دولتمردان و حاکمان جامعه اسلامی است، ضلع سوم این مثلث است.
منابع غنی فرهنگی و دینی اسلامی، تصویر روشنی از این دوگانه ارائه میدهند. در یک سوی میدان، فضایلی، چون قناعت، دوری از اسراف، امانتداری در مدیریت درآمد، شجاعت در پذیرش سختیها و همکاری در رفع مشکلات معیشتی، قرار دارد. در سوی دیگر، رذایلی مانند اسراف، طمع، احتکار، گرانفروشی، ترفندهای تجاری فریبنده و بیتوجهی به فقرا، صف کشیدهاند که ویروسوار به پیکره اعتماد ملی و ثبات اقتصادی آسیب میزنند.
ایجاد کمبود مصنوعی یا شایعهسازی درباره خالی شدن قفسهها، تنها یک تخلف تجاری نیست؛ این یک عمل خائنانه است که روحیه مقاومت مردم را دربرابر دشمن خارجی، تضعیف میکند یا برخورد نکردن با مفسدان اقتصادی، فقط یک سهلانگاری حکومتی نیست، بلکه یک خودزنی و خودکشی کلان حکومتی است.
تأثیر اخلاق در مدیریت بحرانهای مالی، بهمثابه چسبی نامرئی است که انسجام اجتماعی را در طوفان گرانی حفظ میکند. اگر مردم نسبت به یکدیگر در رعایت حقوق مصرفکننده، پرهیز از سودجویی و حمایت از کالای ایرانی، صبور و منصف باشند، سرمایهای گرانبها به نام اقتصادمقاومتی تولید میشود.
خانوادهها در سایه مدیریت صحیح بودجه و پرهیز از مصرفگرایی نمایشی، از بحرانهای مالی عبور میکنند و محیطهای تجاری با رعایت انصاف، به فضایی آرام و عادلانه بدل میشوند. وقتی یک تاجر یا مصرفکننده با قناعت و هوشمندی خود، جریانسازیهای رسانهای دشمن مبنیبر فروپاشی اقتصادی را خنثی کند، پیام «ما از پس تحریمها برمیآییم»، بسیار رساتر از هزاران گزارش تحلیلی، فریاد زده میشود.
در این میان، پرسشی همواره مطرح است که آیا در شرایط جنگی، هر اقدامی برای تأمین نیازها، مجاز است یا خیر. حقیقت آن است که عقل سلیم میداند که اسراف و طمع، دشمن هدف اصلی مقاومت است. اما دین، نقشی تکمیلکننده و حیاتی ایفا میکند؛ دین هم دستورالعملهایی دقیقتر برای حفظ حرمت مال و جان دیگران ارائه میدهد و هم به انگیزه انسان عمق معنوی میبخشد تا بداند که خداوند ناظر بر کوچکترین تراکنش اوست.
عقل میگوید احتکار، قیمتها را بیدلیل افزایش میدهد و دین میگوید خداوند با گرانفروش و محتکر، دشمن است. عقل و دین در این مسیر، مکمل یکدیگرند؛ عقل میگوید مدیریت هزینهها برای بقای جامعه، ضروری است و دین میگوید قناعت، گنجی است که هیچ دشمنی نمیتواند آن را بدزدد.