صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

شاهنامه‌ای که نمی‌بینیم | روایت‌هایی که از تاریخ، سیاست و اخلاق جا مانده‌اند

  • کد خبر: ۴۱۴۲۳۹
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۱
یک پژوهشگر شاهنامه، از لایه‌های کمتر دیده‌شده این اثر بزرگ می‌گوید؛ از تاریخ و سیاست تا اخلاقی که هنوز می‌تواند به کار امروز ما بیاید، لایه‌هایی از شاهنامه که کمتر روایت شده‌اند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ اگر بگوییم شاهنامه هنوز کامل خوانده نشده، اغراق نکرده‌ایم؛ نه به این معنا که متنش ناشناخته مانده، بلکه از این جهت که بخش‌هایی از آن عملاً کمتر دیده شده‌اند. شاید مسئله امروز، بیش از آنکه معرفی دوباره شاهنامه باشد، نوع خواندن ما از آن است؛ خواندنی که بتواند از دل روایت‌های کهن، به پرسش‌های امروز هم نزدیک شود. حیدر زندی، پژوهشگر شاهنامه و استاد دانشگاه، در همین باره به کم‌توجهی به بخش‌های تاریخی شاهنامه اشاره می‌کند و می‌گوید: «بخش تاریخی شاهنامه نسبت به بخش‌های اساطیری و حماسی کمتر دیده شده است. دلیلش هم روشن است؛ روایت‌های پهلوانی و اسطوره‌ای جذابیت داستانی بیشتری دارند، اما تاریخ چنین ویژگی‌ای ندارد». او ادامه می‌دهد: «فردوسی بخش تاریخی را بر اساس منابع مکتوبی مثل شاهنامه ابومنصوری و خدای‌نامه‌های دوره ساسانی به نظم کشیده است. این بخش، برخلاف تصور، ظرفیت‌های مهمی در حوزه‌های جامعه‌شناسی، تاریخ و حتی علم سیاست دارد، اما کمتر به آن پرداخته شده است». آنچه زندی به آن اشاره می‌کند، چندان هم دور از ذهن نیست؛ معمولاً ما به سراغ روایت‌هایی می‌رویم که کشش بیشتری دارند و طبیعی است که قصه‌های پهلوانی بیشتر دیده شوند. اما همین انتخاب ناآگاهانه باعث شده بخش‌هایی از شاهنامه که می‌توانند به فهم تاریخ، قدرت و حتی خطا‌های انسانی کمک کنند، کمتر به چشم بیایند.

شاهنامه، فقط قصه نیست

به گفته این پژوهشگر، یکی از خطا‌های رایج در مواجهه با شاهنامه، تقلیل آن به یک متن صرفاً داستانی است: «شاهنامه یک متن چندلایه است. یکی از مهم‌ترین رویکرد‌ها در آن، رویکرد اخلاقی و دیگری رویکرد ملی است. متأسفانه بیشتر توجه‌ها به بخش‌هایی جلب شده که جنبه سرگرم‌کنندگی دارند، در حالی که لایه‌های عمیق‌تر آن کمتر دیده می‌شود.».

او تأکید می‌کند: «این اثر نه دین‌ستیز است و نه قوم‌ستیز؛ یک حماسه جهانی است که در عین حال، ریشه‌ای عمیق در هویت ملی ما دارد».

این نگاه، در واقع یادآوری یک نکته ساده است: شاهنامه فقط برای خواندن نیست، برای فهمیدن هم هست. با این حال، در روایت‌های رسانه‌ای، معمولاً همان بخش‌های جذاب‌تر برجسته می‌شوند و لایه‌های تحلیلی‌تر، کمتر فرصت دیده شدن پیدا می‌کنند.

پژوهش هست، اما در رسانه نه

زندی در پاسخ به این پرسش که آیا این غفلت در پژوهش‌ها هم وجود دارد، توضیح می‌دهد: «خوشبختانه در فضای دانشگاهی به این موضوعات پرداخته شده؛ درباره هویت ملی، اخلاق و حتی سیاست در شاهنامه پژوهش‌های زیادی انجام شده، حتی توسط پژوهشگران غیرایرانی».

اما به اعتقاد او، مشکل اصلی جای دیگری است: «در رسانه‌های جمعی، به‌ویژه رسانه‌های رسمی، کمتر به این بخش‌ها توجه شده است. اگر هم کاری انجام شده، بیشتر توسط گروه‌های مردمی و خودجوش بوده است».

به بیان ساده‌تر، شاهنامه در فضای پژوهشی جدی گرفته شده، اما این توجه کمتر به زبان رسانه ترجمه شده است. نتیجه این فاصله، همان تصویری است که اغلب از شاهنامه داریم؛ تصویری محدود که همه ظرفیت‌های آن را نشان نمی‌دهد.

شاهنامه؛ یک سیاست‌نامه پنهان

زندی با اشاره به کارکرد سیاسی بخش‌های تاریخی شاهنامه می‌گوید: «بخش تاریخی شاهنامه در واقع نوعی سیاست‌نامه است؛ متنی که در آن به پادشاهان و حاکمان توصیه می‌شود چگونه حکومت کنند. این اثر فقط روایت گذشته نیست، بلکه نوعی آموزش اخلاق سیاسی برای جامعه است».

اگر این زاویه را در نظر بگیریم، شاهنامه فقط یک متن ادبی نیست؛ می‌تواند نوعی تجربه‌نامه درباره قدرت و شیوه حکمرانی هم باشد. نکته‌ای که شاید امروز بیش از گذشته قابل توجه باشد.

متنِ امروز ما

زندی شاهنامه را متنی نزدیک به زمانه ما می‌داند: شاید بتوان گفت شبیه‌ترین متن به روزگار ما همین شاهنامه است. این کتاب از هیچ گروه یا باور خاصی طرفداری نمی‌کند و در عین حال، همه را در بر می‌گیرد».

او اضافه می‌کند: «این یک متن ملی است؛ کتابی که همه ایرانیان می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند و لازم است هر ایرانی دست‌کم یک‌بار آن را بخواند».

شاید همین ویژگی باعث شده شاهنامه بعد از قرن‌ها هنوز زنده بماند؛ متنی که می‌تواند برای گروه‌های مختلف، معنا‌های مشترک بسازد.

تمرکز بر قهرمان‌سازی

در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو، زندی به یک برداشت رایج از شاهنامه اشاره می‌کند؛ اینکه روایت‌ها بیشتر بر قهرمان‌سازی تمرکز دارند: این تصور که شاهنامه فقط روایت پیروزی‌هاست، درست نیست. این کتاب، هم پیروزی‌ها و هم شکست‌های ایرانیان را روایت می‌کند».

او با اشاره به یک نمونه می‌گوید: در داستان جنگی که به شکست ایرانیان می‌انجامد، فردوسی نشان می‌دهد که چگونه خشم یک فرمانده (طوس) می‌تواند به نابودی یک سپاه منجر شود».

این بخش‌ها شاید کمتر نقل شده‌اند، اما اتفاقاً همان‌جا‌هایی هستند که شاهنامه به امروز نزدیک‌تر می‌شود؛ جایی که خطا، پیامد دارد و تصمیم‌های اشتباه، هزینه.

چرا قهرمان‌ها برجسته‌ترند؟

زندی در توضیح گرایش رسانه‌ها به قهرمان‌سازی می‌گوید: «این تا حدی طبیعی است. در گذار از اسطوره به حماسه، شخصیت‌ها از خدایان به پهلوانان تبدیل می‌شوند و همین باعث برجسته شدن قهرمان‌ها می‌شود.».

او اضافه می‌کند: «قهرمانان را مردم می‌سازند. شخصیتی مثل رستم، محصول تخیل و نیاز یک ملت است؛ الگویی برای تقلید و بازتولید ارزش‌های اخلاقی».

با این حال، وقتی تمرکز فقط روی قهرمان‌ها بماند، بخش دیگری از روایت که درباره خطا و پیامد است، کمتر دیده می‌شود؛ در حالی که هر دو برای فهم کامل شاهنامه لازم‌اند.

کدام شاهنامه برای امروز؟

در پایان، این پژوهشگر به نوع مواجهه امروز با شاهنامه اشاره می‌کند: «در هر دوره‌ای، گروه‌های مختلف برداشت خودشان را از شاهنامه داشته‌اند. اما به نظر می‌رسد امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم که بر جنبه‌های ملی و اخلاقی آن تأکید کنیم».

او راهکار هم می‌دهد: «برای رساندن شاهنامه به عموم مردم، فقط متن‌خوانی کافی نیست. باید به سمت تولید فیلم، انیمیشن و روایت‌های ساده‌تر رفت؛ این وظیفه رسانه‌های جمعی است».

شاید مسئله همین‌جاست؛ اینکه شاهنامه چطور برای مخاطب امروز روایت شود. نه ساده‌سازی افراطی، نه پیچیده‌گویی؛ بلکه روایتی که هم قابل فهم باشد و هم عمق اثر را حفظ کند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.