صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

نگاهی به «کلینیک رویا» | چالش‌های یک سریال سفارشی

  • کد خبر: ۴۱۴۳۹۹
  • ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۷
سریال «کلینیک رویا» به طور آشکار، درجهت تبلیغ سیاست‌های جمعیتی کشور ساخته شده، اما می‌کوشد با تکیه بر تجربه‌گرایی، فرمی فانتزی و زبانی کنایی، از کلیشه‌های رایج عبور کند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ سینما و تلویزیون ایران در سال‌های اخیر، همواره درگیر یک دوگانگی فرساینده بوده است؛ یا غرق در ناتورالیسم چرک و آپارتمانی که مخاطب را به انسداد می‌رساند، و یا گرفتار در دام تولیدات سفارشی که پیام را فدای ساختار و شعار را جایگزین درام می‌کنند.

در چنین اتمسفری، ساخت مجموعه‌ای چون «کلینیک رویا» به کارگردانی سجاد مهرگان، یک اتفاق است. اثری که محصول یک ارگان فرهنگی (موسسه اندیشه شهید آوینی) است و به طور آشکار، درجهت تبلیغ سیاست‌های جمعیتی کشور ساخته شده، اما می‌کوشد با تکیه بر تجربه‌گرایی، فرمی فانتزی و زبانی کنایی، از کلیشه‌های رایج عبور کند، هرچند که در این مسیر، دچار چالش‌های ساختاری هم هست.

کارگردان «کلینیک رویا» برای انجام کاری متفاوت دست به یک جهان‌سازی زده است. سجاد مهرگان آگاهانه از واقع‌گرایی تخت فاصله گرفته و به سمت نوعی فانتزی بصری حرکت کرده که در تلویزیون ما کمتر سابقه دارد. انتخاب یک زایشگاه به عنوان لوکیشن محوری، هوشمندانه است؛ جایی که مرز میان هستی و نیستی، و بیم و امید است. سریال با فلش‌بک‌های مکرر به دهه‌های ۵۰، ۶۰ و ۷۰، سعی دارد تاریخ معاصر ایران را نه از طریق منابع رسمی، بلکه از دریچه زیست روزمره و نوستالژی‌های بصری بازخوانی کند. دکوپاژ و طراحی صحنه‌ای که در دهه ۵۰ حال‌وهوای آثار کلاسیک را دارد و در دهه ۷۰ به سمت فرم‌های گوتیک و چرخ‌دنده‌های صنعتی میل می‌کند، نشان از ذهنیت بصری کارگردان دارد. این گریز به تاریخ، به سریال عمق بخشیده و آن را از سطح یک سیت‌کام معمولی فراتر برده است.

موضوع فرزندآوری و سیاست‌های جمعیتی، یکی از استراتژیک‌ترین و در عین حال لغزنده‌ترین سوژه‌های حال حاضر است. پیش از این، آثاری با رویکردی مستقیم و گاه گل‌درشت به این موضوع پرداخته بودند که غالباً با گارد دفاعی مخاطب مواجه می‌شد. اما «کلینیک رویا» موفق شده است از شعارزدگی عبور کند. سریال به جای آنکه بیانیه صادر کند، فرزند را به عنوان راه تداوم امید در دل سختی بازتعریف می‌کند. اینجا خبری از پند و اندرزهای مستقیم نیست؛ بلکه درام بر پایه این مفهوم بنا شده که در دل هر عسر، یسری نهفته است. کارگردان با هوشمندی، چالش‌های اقتصادی و ترس‌های اجتماعی را حذف نکرده، بلکه نشان داده که چگونه یک رویا می‌تواند انسجام‌بخش یک جامعه متکثر باشد.

در حوزه بازیگری، تنوع وجود دارد؛ وحید رهبانی که در سال‌های اخیر با کاراکترهای جدی و امنیتی در ذهن‌ها تثبیت شده بود، اینجا به کمدی بازگشته و نقشی متفاوت را ایفا کرده است. بازی او در نقش دکتر پارسا، ترکیبی از جدیت عصبی و شیرینیِ درونی است که به خوبی تضادهای کاراکتر را بازنمایی می‌کند. در کنار او، محمد نادری با تسلط همیشگی‌اش بر طنز و حضور چهره‌هایی چون بابک افرا و جواد خواجوی، ویترینی متنوع از بازی‌ها را رقم زده است. نکته جالب، بازیگوشی‌های فیلمنامه با نام واقعی عوامل سریال است؛ مثلا در قسمت سوم وقتی ترانه‌ای از رادیو پخش می‌شود، اسم کارگردان و برخی دیگر از عوامل پشت صحنه به عنوان نوازندگان آن آهنگ معرفی می‌شود!

با تمام این اوصاف، «کلینیک رویا» از لکنت‌های جدی به ویژه در روایت و پرداخت شخصیت‌ها رنج می‌برد. سریال گاهی میان کمدی فانتزی و درام اجتماعی معلق می‌ماند و این نوسان لحن باعث می‌شود مخاطب در برخی قسمت‌ها با ریتم کندی مواجه شود که انگار فقط برای پر کردن زمان طراحی شده است. همچنین برخی کنایه‌ها به چهره‌های سیاسی یا ورزشی، بیش از آنکه نقد اجتماعی باشند، به شوخی‌های سطحی فضای مجازی شباهت دارند و فاقد آن گزندگیِ تامل‌برانگیزِ طنز تراز هستند. از سوی دیگر، یکی از آزاردهنده‌ترین بخش‌های سریال، زوم‌های غیرطبیعی است. وقتی کارگردان سعی دارد با قاب‌بندی‌های دقیق، فضایی فانتزی بسازد، برش‌های ناشیانه تصویر نه تنها به زیبایی‌شناسی اثر آسیب می‌زند، بلکه تمرکز مخاطب را از قصه منحرف می‌کند.

در نهایت، «کلینیک رویا» محصولی است که نشان می‌دهد می‌توان دغدغه‌های استراتژیک را در ظرفی از جسارت و فارغ از کلیشه‌ها ریخت؛ اثری که می‌گوید زندگی، با تمام تلخی‌هایش، هنوز ارزش ادامه دادن دارد.

منبع: پانا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.