صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

سریال «بی عاطفه»، ملودرام جوانانه یک کارگردان کهنه کار | جدال زخم های کهنه

  • کد خبر: ۴۱۴۵۰۵
  • ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۲
با شروع جنگ و تحولات ناگهانی در کشور، از همان روز‌های نخست (۹ اسفند) فعالیت مدارس به طور کامل غیرحضوری شد. هم زمان شرکت‌های ارائه دهنده سرویس مدرسه اذعان داشتند که هزینه سرویس برگشت داده نمی‌شود.
محمد عنبرسوز
خبرنگار محمد عنبرسوز

به گزارش شهرآرانیوز؛ شبکه نمایش خانگی در سال‌های اخیر به مهم‌ترین میدان تولید سریال‌های ملتهب خانوادگی تبدیل شده است؛ آثاری که اغلب بر محور راز‌های قدیمی، خیانت، چالش‌های عاطفی، انتقام و فروپاشی روابط انسانی شکل می‌گیرند.

در چنین فضایی، «بی عاطفه» تازه‌ترین ساخته کمال تبریزی نیز تلاش می‌کند با تکیه بر روابط پیچیده انسانی و شخصیت‌هایی از دو نسل مختلف، مخاطب را وارد جهان سرد و پراضطراب خود کند؛ جهانی که در آن گذشته هرگز تمام نمی‌شود و آدم‌ها زیر سایه اشتباهات قدیمی، آرام آرام به مرز بی رحمی می‌رسند. 

«بی عاطفه»، به واسطه نام کمال تبریزی و فهرست بازیگرانش، از همان ابتدای راه مورد توجه قرار گرفت. تبریزی که بخش مهمی از اعتبار خود را با فیلم‌ها و سریال هایی، چون «مارمولک»، «لیلی با من است» و «سرزمین مادری» به دست آورده است، این بار سراغ فضایی رفته که فاصله زیادی با طنز گزنده و نگاه کنایه آمیز آثار مشهورش دارد. «بی عاطفه» اثری است تلخ، سرد و عبوس؛ سریالی که می‌خواهد از فروپاشی عاطفه در مناسبات انسانی سخن بگوید.

قصه و شاخ وبرگ هایش

سریال جدید کمال تبریزی، به تهیه کنندگی محمدصادق میرکریمی و نویسندگی امیرعباس پیام ساخته شده است. حضور بازیگرانی، چون رضا کیانیان، فرید سجادی حسینی، مرجانه گلچین، به آفرین غفاریان، حامد بهداد، مریلا زارعی، نادر فلاح، بهاره افشاری، بهاره کیان افشار، مهتاب ثروتی و دانیال خیری خواه نیز باعث شده است این مجموعه در زمره پروژه‌های پرستاره نمایش خانگی قرار بگیرد. در خلاصه داستان رسمی سریال آمده: «بی عاطفه که باشی، هیچی واسه از دست دادن نداری».

این جمله در ظاهر کوتاه و ساده، در حقیقت شناسنامه شخصیت کامران با بازی رضا کیانیان است که می‌تواند به سایر کاراکتر‌ها نیز تسری یابد. «بی عاطفه» قصه‌ای است با محوریت دو دوست قدیمی، یک کینه کهنه و عشقی میان فرزندانشان که باعث می‌شود این دو نفر دوباره روبه روی هم قرار بگیرند. از این منظر، داستان کلیشه‌ای سریال تلاش می‌کند نشان دهد که گذشته هیچ وقت نمی‌میرد.

روایت معمایی؛ امتیاز یا ضعف؟

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «بی عاطفه» ساختار روایی آن است. سریال از همان ابتدا تلاش می‌کند با استفاده از فرم غیرخطی، رفت وآمد‌های مکرر میان گذشته و حال و همچنین فلش بک‌های متعدد، مخاطب را در وضعیت تعلیق نگه دارد. اما همین ویژگی، به یکی از اصلی‌ترین نقد‌های واردشده به سریال نیز تبدیل شده است.

فرم غیرخطی و فلش بک‌های متعدد برای بخشی از مخاطبان گیج کننده بوده و باعث شده است اتصال عاطفی با داستان دشوار شود. روایت مدام اطلاعات را قطره چکانی ارائه می‌کند و گاهی آن قدر در پنهان کاری افراط می‌کند که تمرکز تماشاگر از مسیر اصلی قصه منحرف می‌شود. در واقع، سریال بیش از آنکه روی درگیری احساسی مخاطب با شخصیت‌ها تمرکز کند، انرژی خود را صرف مخفی نگه داشتن راز‌ها کرده است. اگرچه این شیوه در برخی آثار معمایی می‌تواند جذاب و هوشمندانه باشد، اما در «بی عاطفه» گاهی به آشفتگی درام منجر شده است.

طولانی شدن بیش از اندازه برخی تعلیق‌ها و گره گشایی‌های دیرهنگام به یکی از نقاط ضعف جدی روایت سریال جدید کمال تبریزی تبدیل شده است که همین مسئله به افت هیجان می‌انجامد. نمونه بارز این موضوع، راز اصلی و ریشه تخاصم میان کامران و بهرام است؛ مسئله‌ای که عملا موتور محرک کل داستان به شمار می‌رود، اما تازه در سکانس پایانی قسمت نهم برملا می‌شود.

کلیشه کهنه در لباس نو

از حیث ساختار دراماتیک، «بی عاطفه» کاملا در امتداد الگوی رایج سریال‌های ایرانی یکی دو دهه قبل حرکت می‌کند؛ همان فرمول امتحان پس داده‌ای که عناصر اصلی اش عبارتند از اختلاف شدید اقتصادی بین خانواده پسر و دختر، راز مگویی از گذشته بین دو پدر خانواده، خیانت، انتقام، رقیب عشقی و مواردی از این دست که بار‌ها در آثار مختلف تکرار شده و حالا دیگر برای مخاطب ایرانی کاملا آشنا هستند. البته تبریزی تلاش کرده با فضاسازی سنگین، قاب بندی‌های حساب شده و ایجاد حس تعلیق، به این فرمول رنگ و بوی متفاوتی بدهد، اما در نهایت سریال موفق نمی‌شود از سایه کلیشه‌ها فاصله بگیرد.

بازی‌ها

حضور بازیگران مشهور یکی از مهم‌ترین ابزار‌های جذب مخاطب در نمایش خانگی است و «بی عاطفه» نیز به شکل آشکاری روی همین برگ برنده حساب کرده است. با این حال، وزن نام بازیگران در سریال از فیلم نامه بیشتر است و حضور چهره هایی، چون حامد بهداد، بیش از آنکه در خدمت قصه باشد، جنبه تبلیغاتی پیدا کرده است.

در این میان، بازی رضا کیانیان بی شک نقطه قوت اصلی سریال محسوب می‌شود. او بار دیگر نشان می‌دهد چگونه می‌توان با بازی کنترل شده، میمیک‌های دقیق و لحن حساب شده، شخصیتی چندلایه خلق کرد. کیانیان در بسیاری از صحنه‌ها موفق می‌شود اضطراب، خشم فروخورده و پیچیدگی درونی کاراکترش را بدون اغراق منتقل کند و عملا ستون اصلی بازیگری سریال باشد. از سوی دیگر، مهتاب ثروتی و دانیال خیری خواه که زوج جوان سریال را تشکیل می‌دهند، اجرا‌هایی زیر متوسط ارائه داده‌اند و نتوانسته‌اند ظرفیت‌های دراماتیک نقش‌های مهم خود را بالفعل کنند.

امتیاز‌های فنی قابل توجه

با وجود نقد‌های جدی وارد بر فیلم نامه «بی عاطفه»، این اثر از نقاط قوت نیز خالی نیست. موسیقی محمدرضا علیقلی یکی از مهم‌ترین نقاط قوت سریال است که فضای سرد و پرتنش داستان را تقویت می‌کند و در بسیاری از صحنه ها، نقش مهمی در ایجاد حس تعلیق دارد. چهره پردازی ایمان امیدواری نیز از دیگر امتیاز‌های اثر به شمار می‌رود. طراحی چهره‌ها به ویژه در نمایش فرسودگی روانی و بحران‌های درونی شخصیت ها، دقیق و حساب شده انجام شده و به باورپذیری فضای داستان کمک کرده است. این دقت در جزئیات، باعث شده فضای بصری سریال تا حد زیادی یکدست و منسجم باقی بماند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.