در تمام تاریخ فوتبال ایران، شاید کمتر تیمی به اندازه این نسل از تیم ملی، زیر فشار، هجمه و محرومیت قرار گرفته باشد. تیمی که نه فقط با رقبای فوتبالی، بلکه با موجی از تخریبها، حملات سازمانیافته داخلی و رسانههای فارسیزبان معاند روبهروست؛ تیمی که باید در قلب میدان دشمن به مصاف رقبا برود؛ آن هم در شرایطی که کارشکنیها در تلاشاند تا چند ستاره اثرگذار تیم را از دسترس خارج کنند و از حداقل حمایت روی سکوها نیز محروم بماند.
سالها درباره امکانات و امتیازهای تیم ملی بحث شد، اما همان نسلها دستکم از فرصت آمادهسازی مناسب، بازیهای تدارکاتی متعدد و مهمتر از همه، «آرامش ذهنی» برخوردار بودند تا با تمرکز کامل به بزرگترین تورنمنت دنیا برسند. این تیم، اما در میانه یک جنگ روانی تمامعیار، فشار سنگین رسانهای، تحریمهای ظالمانه و تهدیدات آشکار راهی جام جهانی میشود؛ تورنمنتی که میزبانش نیز خود بخشی از همین فضای خصمانه علیه ایران است.
در این میان، فیفا در ساکتترین و منفعلترین حالت ممکن، تنها نظارهگر بوده است؛ نه از حق فوتبال ایران دفاعی شد و نه از ابتداییترین اصول عدالت ورزشی خبری بود. با این حال، آنچه بارها در طول تاریخ این کشور به اثبات رسیده، این است که ایرانی در روزهای سخت و در محاصره طوفانها، شکل دیگری پیدا میکند. ما در فشار، متحدتر، مقاومتر و شکستناپذیرتر میشویم.
بازیکنان این تیم، تنها فوتبالیست نیستند؛ آنها سربازان واقعی وطناند. مردانی که باید زیر شدیدترین فشارهای روحی و روانی، با تمام وجود و صلابت، سرود کشورشان را بخوانند تا خار چشم دشمنان این خاک و بوم باشند. شاید هزار اتفاق تلخ علیهشان رقم بخورد، شاید سکوها علیهشان باشد، شاید حتی صعود به مرحله بعد هم با کارشکنیها به تعویق بیفتد؛ اما اگر با غیرتِ ایرانی، شجاعت و اتحاد بجنگند، همین تیم میتواند تصویر اقتدار جمهوری اسلامی و روح بزرگ مردم ایران را به جهانیان مخابره کند.
ما منتظر همان نسخه حماسی تیم ملی هستیم؛ نسخهای که در سختترین و طاقتفرساترین روزها متولد میشود. این تیم، میراثدار تاریخی است که در آن، شیربچههای ایران از قلب تنگنا، حماسه میآفرینند. منتظر غرش دوباره و طوفان غیرت فرزندان ایران در مستطیل سبز هستیم؛ جایی که قرار است نام ایران، بلندتر از همیشه بدرخشد. این بار، نه فقط برای فوتبال، که برای شرافت و سربلندی یک ملت میجنگیم.