صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

ریشه اتحاد و انسجام تجمعات شبانه و  استمرار آن از نگاه صاحب نظران حوزه جامعه شناسی | همدلی برآمده از باور جمعی

  • کد خبر: ۴۱۵۲۶۹
  • ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۶
در هیچ دوره‌ای از تاریخ، آدم‌ها این‌طور مبعوث نشده بودند، آن‌هم کف خیابان. مردمی که کنارهم و در میدان‌ها ایستادند، هیچ‌گاه کنار هم به این شکل نبودند. همه آدم‌های گمنام در خیابان‌های تاریک و روشن شهر، همدیگر را پیدا کردند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ جنگ و مصیبت، دو واژه همراه هم هستند؛ اصلا بدون هم معنی ندارند. جنگ تحمیلی سوم و وضعیت آن در دو ماه گذشته، درد و زخم کم نداشت؛ ما کم داغ ندیدیم، ما کم شهید ندادیم، اما درعوض، تک‌تک مردم ایران پیامبرانی شدند که معجزه‌شان، برانگیختگی از درون بود و درهم‌تنیدگی باهم.

در هیچ دوره‌ای از تاریخ، آدم‌ها این‌طور مبعوث نشده بودند، آن‌هم کف خیابان. مردمی که کنارهم و در میدان‌ها ایستادند، هیچ‌گاه کنار هم به این شکل نبودند. همه آدم‌های گمنام در خیابان‌های تاریک و روشن شهر، همدیگر را پیدا کردند و دست به دست هم دادند، طوری‌که دنیا همه چشم شد و ما را می‌پایید. ریشه این هم‌بستگی را در این گزارش از دیدگاه برخی پژوهشگران حوزه اجتماعی دنبال کنید.

همبستگی نهفته؛ جلوه‌ای شاخص از جامعه ایرانی

«یک موقعیت بحرانی می‌تواند مولد هم بستگی باشد.» این تعبیر را از زبان محمدجواد استادی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی، می‌شنویم. او همان ابتدا خلاصه مقصودش را‌ می‌رساند و‌ می‌گوید: بحران، هم بستگی ایجاد می‌کند و ظرفیت‌های پنهان و نهفته جامعه را به صورت فشرده و البته ملموس، نشانمان می‌دهد.

استادی بدون مکث و سلسله وار حرف می‌زند تا مقصودش را روشن‌تر مطرح کند: «وقتی از جامعه ایرانی به عنوان جامعه‌ای که قدمت هزاران ساله و هویت فرهنگی زبانزدی دارد حرف می‌زنیم، یعنی وصف اجتماعی است که شبیه خیلی از جوامع دیگر، با تکثر سلیقه و شکاف‌های اجتماعی مواجه است.

گاهی همین جامعه ایرانی تحت تأثیر مدرنیته، با فردگرایی مواجه شود؛ یعنی همه این نظریه‌ها بر کشوری مشتمل بر طیف‌های مختلف، از افراد و فرهنگ و اعتقادات، محتمل است، اما درعین حال، در روز‌های مقاومت در فضای روزمره و همیشگی جامعه، موجی از هم بستگی وجود دارد که به آن هم بستگی نهفته گفته می‌شود و غالبا در مواقع تهدید، فرصت بروز و ظهور پیدا می‌کند. به عبارتی این هم بستگی همیشه در لایه‌های زیرین اجتماع وجود داشته است، اما در مواقع خاص و شرایط ویژه عیان می‌شود.

به گفته او، این هم گرایی در جوامع غیردینی هم وجود دارد، اما نه به این شکل وشمایلی که در کشوری مثل ایران هست. موج نوع دوستی و همدلی بین طیف‌ها و گروه‌ها با هر نوع سلیقه و علاقه‌ای، ریشه دوانده است؛ البته وقتی داریم از یک کنش اجتماعی در مقطعی ویژه و حساس صحبت می‌کنیم، قطعا منظورمان کنشی نیست که ناشی از هیجانات لحظه‌ای و زودگذر است.

این کنش حتی فرایندی رسمی، سازمان یافته و دستوری نیست که حکومت، ما را ملزم به انجام دادنش کرده باشد، بلکه از لایه‌های عمیق زندگی اجتماعی مردم، بیرون آمده است و رو به روز، هم پررنگ‌تر و هم اهمیتش بیشتر می‌شود. این جریان که ما در دو ماه گذشته تجربه کردیم، نقطه عطفی برای جامعه در یک برهه از تاریخ به حساب می‌آید؛ همین است که همه نگاه‌ها را در سراسر دنیا، معطوف قهرمانان خیابانی خود کرده است.

این پژوهشگر یادآوری می‌کند: البته جایگاه بنیادین دین را در نظام اسلامی، نمی‌توان نادیده گرفت و انکار کرد؛ چون درواقع یک نظام معنایی هدفمند، آن را شکل می‌دهد و هدایت می‌کند. علاوه بر این، همه تجربه‌های ریزودرشت در طول صد‌ها سال که در مواجهه با بحران در ذهن جمعی این اجتماع نشسته است، در جریان سه دوره مقاومت و حماسه سازی که پشت سر گذاشتیم، به الگویی رفتاری و گروهی تبدیل شده است؛ به همین خاطر در جنگ تحمیلی سوم، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، لازم نبود که گروه‌ها از صفر شروع کنند و ببینند حالا قرار است چه واکنشی انجام دهند.

همه تجربه‌های پیشین دوران مقاومت، در حافظه آن‌ها نشسته بود و این روز‌ها وقت برداشت از آن هاست. نتیجه اش، خلق جریان پرشوری است که ما در چند ماه اخیر شاهدش هستیم؛ اینکه طیف‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، جنسیتی و مذهبی و... دوشادوش هم ایستاده‌اند. چنین ترکیبی را تا پیش از آن کمتر داشتیم.

حضور از جنس کنش جمعی معنادار

استادی ادامه می‌دهد: بگذارید از رویکرد دیگری به موضوع نگاه کنیم؛ به نظر من پژوهشگر مطالعات فرهنگی، کنش جمعی معنا دار، عنوان دقیق تری است که این حضور را توصیف می‌کند. مردم زمانی به صورت گسترده وارد میدان می‌شوند که احساس کنند عملی که انجام می‌دهند، بی هدف نیست، سمت وسو دارد و به عبارت بهتر معنا دار است.

در چنین اجتماعی و برای چنین باورهایی، مفاهیمی مثل دفاع از کشور یا حفظ عزت و ایستادگی دربرابر تهدیدها، به چارچوب‌های معناییِ عمیق و قدرتمندی تبدیل می‌شود که کنش‌ها را جهت می‌دهد. نکته دیگری که در این جریان‌ها به چشم می‌آید، اهمیت فضای عمومی است. خیابانی که درحال حاضر از آن صحبت می‌کنیم، تنها یک مکان فیزیکی نیست و حالا به عرصه‌ای برای بروز اراده جمعی جامعه تبدیل شده است.

او معتقد است که چنین اجتماعاتی هم کارکرد درونی دارد و هم کارکرد بیرونی. کارکرد درونی آن، همان تقویت روحیه جمعی و هم بستگی است و بازتاب بیرونی اش، مخابره پیامی است که به دنیا فرستاده می‌شود و چشم‌ها را خیره این حضور می‌کند.

اگر از بعد جامعه شناسی بخواهیم به این مسئله نگاه کنیم، این وجه بین همه دنیا مشترک است. در بسیاری از جوامع، وقتی خطری جدی از خارج تهدیدشان می‌کند، شکاف‌های داخلی شان به صورت موقت هم که شده، کمرنگ شده، همگرایی ایجاد می‌شود. این فرایند در ایران، نه تنها جدی‌تر بلکه پیچیده‌تر است؛ چون با بعد معنایی همراه است و بار هویتی دارد. البته نمی‌شود در این باره حرف زد و از نقش احساسات غافل بود.

گاه احساساتی که شکل می‌گیرد، زودگذر و موقتی است ولی شوری که در این تجمعات می‌بینید، درهم تنیدگی احساس و معناست. احساساتی که وقتی در چارچوب روایت‌های معنی دار قرار می‌گیرد، به کنش‌ها جهت می‌دهد. جامعه ایران باوجود همه پیچیدگی‌ها و تفاوت‌ها در سلایق، در مواقع تهدید و سر بزنگاه ها، تکیه به ظرفیتی می‌کند که قدرت وصف ناپذیری دارد و ترکیبی خاص از نظام زیستی و رویکرد دینی است. این رمز سربلندی و پیروزی آن است.

ظلم ستیزی در سنگر خیابان

غلامرضا حسنی، پژوهشگر حوزه جامعه شناسی، معتقد است که این حوادث با این حضور مردمی، در طول تاریخ برای هر ملتی واقع شود، به عنوان نقطه برجسته‌ای خواهد ماند.

او صحبت هایش را با این پیش زمینه شروع می‌کند تا گفته هایش ملموس و عینی‌تر باشد: «ایران کشور بی نقصی نیست. هیچ کس در این باره ادعایی نکرده است و‌ نمی‌کند. اما شما ببینید هیچ تحریم، تهدید بمب و تبلیغاتی، نتوانست مانع از کنارهم قرار گرفتن ملتی شود که در همه حوادث کنارهم بودند و با هم ادامه دادند. مقاومت، ظلم ستیزی و ماندن بر باور‌ها و ارزش‌های خود، نگرش مردم دنیا را درباره سرزمین ما تغییر داد.»

حسنی می‌گوید: جنگ تحمیلی سوم، بوته آزمایشی برای ملت ما بود. گرچه مردم پیش از این و در مناسبت‌های مختلف شبیه ۲۲بهمن، روز قدس و نماز جمعه‌ها در میدان حاضر بودند، این آزمون یک مرحله جدید بود؛ به ویژه که تجربه مشابه حرکت متخاصم را در کشور‌هایی مثل عراق، سوریه و افغانستان دیده بودند و‌ می‌دانستند که اگر مقاومت صورت نگیرد، چه اتفاقی خواهد افتاد.

به گفته او، هدف متجاوز این است که درکنار قلمرو جغرافیایی، عقاید، اندیشه‌ها و فرهنگ دینی را از بین ببرد؛ به همین خاطر به مراکزی حمله می‌کند که جزو سرمایه‌های فرهنگی و دینی ماست. مردم تا قبل از این جریان، هم باور داشتند که اگر مقاومت و هم بستگی نباشد، زخم جنگ عمیق‌تر خواهد شد. حالا که در میدان عمل قرار گرفته بودند، می‌فهمیدند که جریان سازی در میدان، لازم است و همه باهم به میدان آمدند.

جامعه شناس کشورمان می‌گوید: رزمایش، نقاط ضعف انسان را به او نشان می‌دهد و افراد سعی می‌کنند ضعف هایشان را برطرف و تبدیل به نقاط قوت کنند. حالا ما بعد از ۷۰ روز در میدان بودن با هر شرایط جوی، با انرژی عاطفی جهت داری مواجه هستیم که در بستر اجتماع فعال است و خودشان به این نتیجه رسیده‌اند که نباید ظرفیت این میدان‌ها به هدر برود و به همین خاطر، کانال‌های مختلف ارتباطی شکل می‌گیرد و هر روز تعداد عضو‌های آن بیشتر از قبل می‌شود.

او صحبتش را این طور تمام می‌کند: «درمجموع چیزی که این پدیده را برای برخی ناظران غیرمنتظره جلوه می‌دهد، نگاه تک ساحتی به جامعه است. اگر جامعه را از منظر فردگرایی ببینیم، این حضور عجیب است. ولی اگر لایه‌های عمیق‌تر را ببینیم، یعنی نظام‌های معنایی جامعه ایران که احساسات با عقل گرایی پیوند خورده است، این کنش نه تنها عجیب نیست، بلکه بسیار قابل انتظار است و در چارچوب رفتار‌های اجتماعی قابل ادراک.

در همه دوران تاریخ بشر، جبهه حق و باطل وجود دارد و قطعا مردم ایران در موقعیت درستی ایستاده‌اند که به مبعوث شدن آن‌ها منتهی شده است. به نظر من، رمز ماندگاری و پایداری، همین صداقت و باهم بودن هاست که هیچ تجاوزگری، یارای مقابله با آن را ندارد.»

انسجامی ریشه دار در هویت

محمدعلی سلیمی، پژوهشگر دیگری از حوزه اجتماعی است که‌ می‌گوید: صفحه این جنگ، صفحه هشت سال تجربه را پیش ما گشود برای ایستادن و بودن کنارهم.

او لازم می‌داند در حوزه علمی که دارد، آن را واکاوی می‌کند و توضیح کوتاهی بدهد: «نظریات جامعه شناسی و موضوعاتی که در این قالب تعریف می‌شود، معمولا صرفا به جهان ماده ختم می‌شود. من اعتقاد زیادی به این موضوع دارم که ماجرای حضور مردم علاوه بر ابعاد مادی که هر حرکتی به دنبال دارد، یک امر باطنی و معنوی همراهش است؛ ایمان، سرمایه عجیبی است که ملت ما به داشتن آن مفتخر است.»

وی ادامه می‌دهد: معمولا وقتی جامعه دچار بحران و تنش اجتماعی می‌شود، به سمتی می‌رود که هم بستگی بین افراد تقویت شود. در بحران‌های اجتماعی افراد درکنار همدیگر قرار می‌گیرند و به تعبیری، به فشردگی احساسی و اخلاقی می‌رسند و قلاب‌ها و حلقه‌های عاطفی، زنجیره‌های مستحکم تری را شکل می‌دهد و جامعه، حالت محکم تری برای دفاع درمقابل بحران می‌گیرد. در این حالت، هم بستگی و جمع گرایی و کنارهم بودن در جوامعی که بحران و تنشی برایشان پیش آمده، طبیعی است. به لحاظ بعد دینی و معنوی، این امتحانات درحقیقت گامی است برای رسیدن به مقصد. جان‌های مستعد از این روز‌های سخت، بهره گرفتند.

سلیمی یادآوری می‎ کند: در دو ماه متوالی و پشت سرهم، مردم دنیا از طریق پلتفرم‌های مختلف و شبکه‌های مجازی، تصاویر عجیب وغریبی را دنبال کردند، آن هم از حماسه سازی یک ملت کف خیابان و در چنین جریان هایی، گمانه زنی هم قوت می‌گیرد.

این تصوری که برای برخی‌ها پیش آمده بود که اجتماعات براساس احساسات و هیجانی زودگذر است، در مراحل اول تاحدودی قابل درک است؛ کمااینکه خوش بین‌ترین افراد هم باور نمی‌کردند مردم ۷۰ شب در هر شرایطی کف خیابان بمانند؛ پیر و جوان و خردسال و بزرگ سال. وقتی جریانی ۷۰ روز متوالی در همه شرایط مختلف آب وهوایی ادامه دارد، آن هم نه در یک شهر و دو شهر، بلکه در همه شهر‌های ایران و بین جنسیت و طیف‌های مختلف با باور‌ها و اعتقادات متفاوت، گواه این است که آن جریان از بعد احساس خارج شده و براساس منطق و ایده‌ای محکم بنا شده است.

افرادی که خودشان را متعهد می‌دانند که هر شب در این جمع حضور داشته باشند، قطعا حالا از دایره احساس و هیجان خارج شده‌اند و براساس یک منطق و روشن بینی، پیش می‌روند. به نظر من، درباره این اجتماعات باید تحقیقات گسترده‌ای انجام شود و نتیجه آن به همه دنیا مخابره شود تا بدانند که پشت پرده این حماسه سازی چیست.

جامعه شناس کشورمان می‌گوید: طبق بررسی‌هایی که من انجام دادم، مشابه این اجتماعات، رخداد‌هایی در برخی کشور‌ها رقم خورده است. البته از جهات مختلفی، متفاوت بوده‌اند؛ مثل تجمعاتی که بعد از حملات تروریستی به فرانسه شکل گرفت یا حرکت‌های مشابه آن در کشور‌های دیگر. اما تفاوت عمیقی با جریان اجتماعات در ایران دارند؛ اولا به این لحاظ که عمر کوتاهی دارند و نهایتا بین یک روز تا یک هفته طول می‌کشند و بعد اینکه پشت آن، ایدئولوژی نیست.

رابطه بین تجمعات و افزایش سرمایه اجتماعی

او ادامه می‌دهد: مردم ایران با نوعی ایدئولوژی و فکر و نگرشی که خودشان را پایبند می‌دانند، در این اجتماعات حضور دارند. ریشه این انسجام برمی گردد به آن تعریفی که این مردم از هویت جمعی خودشان دارند؛ از انسانی که در این سرزمین زیست کرده است و هویتی هزارساله دارد. ساده‌تر بخواهم بگویم، اطراف ما کشور‌هایی هستند که شکل گیری شان دست اجانب بوده است و از فروپاشی یک حکومت دیگر پاگرفته‌اند.

اگر نگاهی به تاریخچه کشور‌هایی مثل عراق، لبنان، سوریه و مشابه آن‌ها بیندازیم، متوجه خواهیم شد که به لحاظ پیشینه تاریخی، زمان کمی را سپری کردند، برعکس ایران که یکی از قدیمی‌ترین و درخشان‌ترین تمدن‌ها را دارد، پر از قله‌ها و نماد‌های درخشان. هریک از ما ایرانی ها، خودمان را در امتداد آن تاریخ و هویت و میراث چندهزارساله می‌بینیم و طبیعتا در این جوامع، هم بستگی و انسجام بیشتری را حس می‌کنیم.

به گفته سلیمی، یکی از اصلی‌ترین کارکرد‌هایی که این تجمعات می‌توانند ایجاد کنند، افزایش سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی شامل اعتماد و شبکه سازی است. افرادی که در این تجمعات حضور دارند، همین که‌ می‌بینند در سختی‌ها کنارهم هستند، به همدیگر بیشتر اعتماد می‌کنند؛ اینکه کسانی که هم فکر و هم عقیده هستند، حالا همدیگر را در یک جمع بزرگ پیدا کرده‌اند و شبکه‌های قوی تری شکل گرفته است، به تداوم این جریان کمک می‌کند و این همان چیزی است که دشمن برای نابودی اش، به میدان آمده بود و ناکام ماند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.