سمانه رضوانی | شهرآرانیوز؛ آیا حکومت جهانی مهدوی فقط یک رؤیای شیرین است یا ریشه در باورهای روشن و محکمی دارد؟ برای اینکه کسی بتواند چنین حکومتی را بپذیرد، اول باید پارهای اصول اساسی را باور داشته باشد. این اصول مانند شالودهای هستند که بنای این اندیشه بزرگ روی آن ساخته میشود. از اعتقاد به خدا و خوبی ذات انسان گرفته تا اینکه اسلام دینی جهانی است یا دین از سیاست جدا نیست، همگی از آن پایهها بهشمار میروند.
اولین پله برای قبول حکومت مهدوی، اعتقاد به خداست. این حکومت، الهی است؛ یعنی ریشه در ایمان به خدایی دارد که جهان را آفریده است و مدیریت میکند. کسی که خدا را قبول ندارد و زندگی را فقط در همین دنیای مادی میبیند، نمیتواند از ته دل به چنین حکومتی ایمان بیاورد، بنابراین اولین گام برای رسیدن به این اندیشه، دور شدن از نگاه مادیگرایانه و پذیرش این اصل است که جهان، خالق و مدیری دانا دارد.
بعضی فکر میکنند اسلام دینی از مردم عرب است، اما این یک اشتباه بزرگ است. یکی از پایههای حکومت جهانی مهدوی، جهانی بودن اسلام است. پیام اسلام برای همه انسانها در هر نقطه از زمین، با هر زبان و رنگی، فرستاده شده است. اگر اسلام جهانی نبود، چگونه میتوانست پایهگذار حکومتی در تمام کره زمین باشد؟ پس قبول این نکته که اسلام به همه مردم جهان تعلق دارد، شرط مهمی برای باور به حکومت مهدوی است.
آیا تابهحال شده است برای حق خودتان یا دیگران بجنگید؟ این حس عدالتخواهی، درون همه ما هست. حکومت مهدوی نیز برپایه همین فطرت بنا شده است. درست است که تاریخ پر از ظلم و ستم است و قدرتمندان همیشه نگذاشتهاند عدالت بهخوبی اجرا شود، اما هرگز میل به عدالت و خوبی از دل انسان بیرون نرفته است. سرانجام، همین خواست درونی در تمام جهان به یک خواسته همگانی تبدیل میشود و زمینه را برای آمدن آن حکومت جهانی آماده میکند.
حکومت مهدوی، حکومتی «ولایی» است. یعنی مشروعیت آن از طرف خداست، نه از روی زور و شمشیر، نه از راه ارث پدر به پسر و نهفقط بهخاطر رأی مردم. منطق آن این است: هیچکس بدون اجازه دیگران حق ندارد بر آنها حاکم شود و معمولا هم همه مردم، پای یک نفر را امضا نمیکنند. ازسوی دیگر، خداوند که خالق انسانهاست، حق دارد برای آنها رهبر تعیین کند. در حکومت مهدوی، هم خدا این رهبر را برگزیده و دارای مشروعیت الهی میداند و هم همه مردم، او را از صمیم قلب میپذیرند. این دو درکنار هم، محکمترین پشتوانه برای یک حکومت است.
برخی معتقدند دین فقط برای مسائل شخصی و اخلاقی است و ربطی به اداره کشور ندارد. در طول تاریخ خیلیها میگفتند دین باید از سیاست جدا باشد، اما اسلام میگوید حکومت کردن، جزئی از دین است. قرآن کریم، هدف پیامبران را برپایی عدالت و قضاوت عادلانه درمیان مردم معرفی کرده است. بسیاری از قوانین اسلام نیز بدون تشکیل حکومت قابلاجرا نیستند، پس اگر کسی باور دارد که دین باید از سیاست جدا باشد، طبیعتا نمیتواند حکومتی جهانی به رهبری یک امام معصوم را بپذیرد.
از نگاه مذهب شیعه، حاکم این حکومت جهانی، امام دوازدهم، حضرت مهدی (عج) است که از هر گناه و خطایی درامان است. این ویژگی، ضمانت میکند که در آن حکومت خبری از ظلم، اشتباه یا سوءاستفاده از قدرت نباشد. گرچه دیگر مذاهب اسلامی ممکن است بر این شرط تأکید نکنند، اما در مکتب تشیع، اندیشه مهدویت با همین ویژگی یعنی «رهبری معصوم»، کاملترین شکل خود را پیدا میکند و آرزوی رسیدن به عدالت کامل را برآورده میسازد.
حکومت مهدوی، یک حکومت اسلامی است. برای اینکه کسی به تحقق این حکومت باور داشته باشد، باید اول اسلام را بپذیرد و باور کند که بعد از حضرت محمد (ص)، پیامبر دیگری نمیآید و اسلام، آخرین و کاملترین دین الهی است. بهعبارت دیگر، بدون پذیرش اصل خاتمیت (آخرین پیامبر بودن حضرت محمد (ص))، جایی برای انتظار منجی موعود اسلام، نخواهد بود.