به گزارش شهرآرانیوز؛ قرار بود در محفلی ادیبانه که آستان قدس رضوی با نام نخستین کنگره شعر «سلام بر ابراهیم» برگزار کرده بود تعدادی از بانوان شاعر برگزیده ایرانی و جهان اسلام که شعری در وصف شهید جمهور سرودهاند و پیش از این نیز آوازهای در میان شاعران آیینی داشتند پشت تریبون قرار بگیرند و ابیاتی که هر کدام از دلشان برآمده را بر زبان جاری کنند و گوشها را با لطافت زنانهشان عجین کنند تا نور علی نور شود و معجزه خلق کلمات و خلقت پروردگار را بار دیگر با زبان شعر اثبات کنند.
آمده بودند با کلام دلنشین خودشان که از جنس واژههای ناب است از خادمالرضایی که همیشه در حال خدمت بود و بعد از عمری مجاهدت در آغوش حرم امام رضا (ع) آرام گرفت یاد شود.
شعر اگر شعر باشد و در مسائل جاری جامعه نقشآفرینی کند آنگاه میتوان به شعر تکیه کرد. شاعر با بیان و کلامی که از عاطفه و لطافت روحش برمیخیزد به کنشگری جهانی تبدیل میشود که کلامش بر سینه تاریخ نقش میبندد و در اذهان ماندگار خواهد شد. یکی از این حاضران که سعی دارد در این مسیر گام بردارد سعیده حسین جانی از تهران است که به این محفل دعوت شده و از کودکی با شعر دمخور بوده است.
او در برههای از عمر شاعریاش به سراغ شعر آئینی رفته و پس از آن، نگاه جدیتری به شعر پیدا کرده است. او که ارادت زیادی به امام رضا (ع) دارد حضورش را دعوتی از سوی امام میداند و میگوید: از امام رضا(ع) ممنونم که مرا به این مراسم دعوت کردند. بدون شک این دعوت حتما از طرف خودشان است. هر زمان فرصتی برایم پیش بیاید که به اینجا مشرف شوم آن را غنیمت میدانم چرا که اینجا بهشت دنیاست و احساس بودن در قطعهای از بهشت را دارم.
حسینجانی ادامه میدهد: بیشتر اشعارم جنبه اجتماعی دارد و بیش از همه برای شهدا و مدافعان حرم و موضوعات روز که بیشتر احساس هر انسانی را قلقلک میدهد شعر میگویم. این بانوی شاعر معتقد است شعر در هر زمینهای که فرد را متاثر کند و شادی و غم برایش به وجود آورد میتواند از ذهن شاعر تراوش کند.
حسینجانی امشب چندین سروده خود را به محفل کنگره شعر بانوانه «سلام بر ابراهیم» آورده است و میگوید: امشب برای مشت گره کرده رهبر شهید، بانوان، وضعیت امروز کشور، امنیت ایران و شهید ابراهیم رئیسی اشعاری آماده کردهام و به گمان خودم این تک بیت، شاه بیت شعری است که برای ایشان سرودهام؛ «شبیه آینه بودی زلال و ساده و پاک/ شبیه صحن رضا والسلام ابراهیم»
در این محفل، شعرایی نیز که اهل کشورهای همسایه بودند دعوت شده بودند که از جمله آنها سلما الویس از کشور سوریه بود که بعد از حملات داعش به ایران پناه آورده و در قم زندگی میکند.
او مجری برنامههای تلویزیونی در کشورهای عرب زبان، نویسنده و شاعر است و شعر را اینگونه توصیف میکند: رابطهام با شعر از دوران کودکی آغاز شده و بعد از آن هم ادامه پیدا کرده است. به نظرم شعر جایی برای ابراز علاقه انسان با بقیه مخلوقات است که از این راه در جامعه بروز و ظهور پیدا میکند.
الویس نیز همچون دیگر بانوان شاعره این محفل حضورش را خاص و مایه افتخار میداند و میگوید: حس کردم دعوتنامه را امام رئوف (ع) و خود شهید برایم فرستادند و حالا من اینجا هستم.
این بانوی شاعره عرب زبان در پاسخ به این سوال که شعر در ادبیات عرب به چه شکل است و آیا شعر آئینی را میشناسد یا خیر میگوید: شعر در ادبیات عرب به شکلهای نو، نثر، موزون بر اساس قافیه سروده میشود، اما شعری که صرفا برای اهل بیت (ع) باشد در کشورهای عرب جز عراق کمتر وجود دارد. ما علاوه بر آنچه گفتم شعری به نام «شعبی» داریم یعنی شعر مردمی که میتواند موضوعات روز را در بربگیرد.
این بانوی مجری و نویسنده که برای شهید رئیسی شعری در قالب نثر سروده است درباره آن بیان میکند: برای شهید رئیسی شعری سرودم با این ابیات «سلام علیالشهید ابراهیم/ سلام علیه حین کان یقوم و حین کان یصلی/ شهید علی طریق القدس کان سلیمانی و شهید علی طریق کربلا/ قدثار فی الاربعین و الیوم هو مع الشهدا و الصدیقین».
الویس درباره مضمون آن میگوید: در شعرم خواستم نشان بدهم این شهیدان در راه امام علی (ع)، امام حسین (ع) و راه کربلا و قدس هستند و هر جا که باشند گویی در راه حق قدم برداشتهاند.
زهرا علیپور، از دیگر بانوان شاعری است که از ۱۸ سالگی ردای خدمت آستان ملک پاسبان را نیز به تن کرده است و همین موضوع باعث شده عشق و ارادت او به حضرت شمسالشموس بیشتر از قبل شود و او را همچون پدری مهربان بداند و هر روز که میگذرد این ارادت بیشتر هم میشود. علیپور درباره خودش اینگونه به ما توضیح میدهد: شعر را از یازده سالگی شروع کردم و تا ۱۷ سالگی این انس به صورت معمولی ادامه داشت، اما در برههای از عمرم، ارتباط بیشتری با شعر پیدا کردم و قلم دست گرفتنهایم بیشتر شد. آنقدر که شعر گفتن شبیه استراحت برایم شده است و هر زمان فراغ خاطری پیدا کنم موضوعی که ذهنم را درگیر کرده یا در زمان آن قرار داریم مثل ولادتها و شهادتها، کلمات به من الهام میشود و آن را ثبت میکنم.
علیپور حالا بیشتر شعر آئینی میگوید که عمده آنها مربوط به اهل بیت (ع) و شهدا است و بیشتر از همه برای امام رضا (ع) و امام حسین (ع) شعر میسراید. او به خاطرهای که روشن و واضح از توسل به اهل بیت (ع) در سرایش شعری در ذهنش نقش بسته است اشاره میکند و توضیح میدهد: حدود سال ۹۵ بود که شعری در وصف امام حسین (ع) شروع کردم. یک چهارپاره عاشورایی و آن را تا جایی رساندم، اما یکباره ذهنم قفل شد و هر کار کردم اشعار بعدی نیامد. همان سال به سفر اربعین مشرف شدم و برگشتم، بعد از برگشت، بندهای بیشتری به قلمم آمد، اما دوباره ذهن و احساسم انگار از کار افتاد و نتوانستم ادامه بدهم. سال بعد به سفر اربعین نرفتم، اما نامهای را به یکی از دوستانم دادم که در ضریح بیندازد. یادم میآید تا دوستم خبر داد که از مرز ایران رد شده است گویی معجزهوار کلمات بر زبانم جاری شد.
این بانوی شاعره خادمه آستان علیبن موسیالرضا (ع) ادامه میدهد: به قول مشهدیها انگار کلمات شرّه کرد. صحنههای عاشورا مثل سکانسهای یک فیلم سینمایی از جلوی چشمانم عبور کرد و همان طور ادامه پیدا کرد تا آن چارپاره به ۳۶ بیت رسید.
از علیپور درباره حضورش در کنگره شعر بانوانه «سلام بر ابراهیم» سوال میکنیم و او پاسخ میدهد: شهید آیتالله رئیسی قبل از اینکه رئیس جمهور بشود تولیت آستان قدس را به عهده داشت. چون در حرم خدمت میکردند برای ما که خادم بودیم صرفا یک رئیس جمهور نبودند. برای ما یک پدر معنوی و خادم الرضا (ع) بودند که به طور خاص ارادت زیادی به ایشان دارم.
وی ادامه میدهد: همان روزهای بعد از شهادت که بسیار متاثر شدم از ماجرای پرواز اردیبهشت، شعری در وصف خدمات بدون وقفه ایشان سرودم. طی مراسمی، تابلویی ماندگار از تصویر شهید جمهور به خانواده ایشان اعطا شده بود که در هر بخش، شعری از شعرای مختلف نوشته شده بود. شعر من هم با افتخار در این قاب قرار گرفته بود که شاه بیت آن «حریم پاک حرم جای استراحت توست/ پس از مجاهدت اینک زمان راحت توست» بود که در پیشانی تصویر ایشان حک شده بود.