به گزارش شهرآرانیوز؛ رسانههای ایرانی تلاش کردند در جریان جنگ تحمیلی سوم، نه فقط در میدان نبرد که در میدان رسانه هم در برابر امپراتوریهای خبری غربی کم نیاورد. این در حالی بود که در این ماجرا، در یک سو آمریکا با مالکیت بزرگترین و مجهزترین کارتلهای رسانهای جهان ایستاده بود و در کنار آن، رژیم صهیونیستی تلاش میکرد با حمایت لابیهای ثروتمند و قدرتمند بینالمللی، افکار عمومی را هدایت کند.
یکی از عناصر تغییر این موازنه قوا در جنگ اخیر، پدیدهای نوظهور به نام انیمیشنهای لگویی بود که خط مقدم جدیدی را ایجاد کرد و هژمونی رسانهای غرب را به چالش کشید.
سیر تحولی نبرد رسانهای، از همان روزهای ابتدایی درگیری آغاز شد. حدود یک هفته پس از برافروخته شدن آتش جنگ بود که نخستین ویدیوهای انیمیشنی با محوریت کاراکترهای لگو در فضای مجازی سر برآوردند و در مدت کوتاهی به محبوبیتی ویژه دست یافتند. این ویدیوها برخلاف توییتهای سفارتخانهها که با لحنی طنز نوشته میشدند و سروصدای زیادی به پا کردند، دوگانه هوشمندانهای ساختند و گاه لحن طنز و هجوآمیز داشتند و گاه جدی، عمیق و تاثیرگذار ظاهر شدند.
جالب آن که انیمیشنهای لگویی جنگ تحمیلی سوم، به فاصله اندکی از اتفاقات روز میدان و دیپلماسی ساخته و منتشر میشدند که گاه به ۲۴ ساعت میرسید.
یکی از نقاط تمایز ویژه این محصولات، نشانه رفتن دقیق مخاطب جهانی بود؛ چراکه این ویدیوها اغلب به زبانهای انگلیسی و بعضی اسپانیایی و دیگر زبانهای زنده دنیا تولید شدند و البته نگاه و زبانی نزدیک به نسل جوان داشتند تا پیام ایران را بدون واسطه به گوش مردم دنیا برسانند.
از بعد محتوایی، انیمیشنهای لگویی با هجو سران جنگطلب خصوصا ترامپ، روایت جنایات دشمن خصوصا حمله به مدرسه میناب، روایت اهرمهای ژئوپلیتیک خصوصا مسئله استراتژیک تنگه هرمز و در نهایت بزرگی تمدن ایران در برابر هویت نوپای متجاوزان پرداختند.
در حالی که طی سالهای گذشته، ساخت یک پویانمایی کوتاه یا تیزر تبلیغاتی در قالب پویانمایی، نیازمند فرآیند طولانی متحرکسازی فریم به فریم بود و هفتهها زمان میبرد، اما در سالهای اخیر و با ظهور فناوری هوش مصنوعی، این معادله بر هم خورد. همین عامل در جنگ رمضان هم به یاری هنرمندان ایرانی آمد و با کاهش چشمگیر فاصله فناوری انیمیشن ایران با جهان غرب، کمک کرد تا ویدیوهای لگویی ساختهشده با هوش مصنوعی با سرعت و کیفیت بالا ساخته شوند.
در عین حال، عامل مهمی که در تولید انیمیشنهای لگویی وجود دارد و احتمالا به برگ برنده اصلی آنها برای فراگیری تبدیل شد، نبوغ و خلاقیت جوانان ایرانی بود که با پر شدن خلأ فناوری، ناگهان شکوفا شد و این محصولات را به ترند روز جهان تبدیل کرد. به عبارت دیگر، هوش مصنوعی حکم ابزاری را داشت که ایرانیان تا پیش از ظهور آن، به قدر رقبای بینالمللی از آن بهرهمند نبودند و با ظهور آن، نبوغ انیماتورهای ایرانی به منصه ظهور رسید.
از جمله رازهای موفقیت انیمیشنهای لگویی را میتوان تکثر در تولید دانست؛ چراکه مجموعههای متعددی در کشور به صورت همزمان آستینها را بالا زدند و بالا بودن حجم تولیدات و خصوصا مسیرهای انتشار، باعث شد الگوریتمهای شبکههای اجتماعی چارهای جز پذیرش این آثار نداشته باشند. مثلا فقط یکی از این مجموعههای فعال و موفق که مشخص شد به سازمان هنری-رسانهای اوج تعلق دارد، در اواخر جنگ از نیم میلیارد بازدید جهانی ویدیوهایش در پلتفرمهای مختلف پرده برداشت.
بر این اساس و خصوصا به دلیل گزارشهای متعدد رسانههای معتبر غربی درباره این محصولات، به نظر میرسد ایران به معنای واقعی کلمه، در انتشار انیمیشنهای لگویی به هدف خود رسیده است.
میزان وایرال و تاثیرگذاری این انیمیشنها در همان روزهای جنگ، به حدی بالا رفت که یوتیوب به بهانه ترویج خشونت، یکی از کانالهای اصلی تولیدکننده این محتوا با عنوان ExplosiveMedia را مسدود کرد؛ واکنشی انفعالی که خود بزرگترین مدرک برای اثبات پیروزی رسانهای ایران در این نبرد بود.
به این ترتیب انیمیشنهای لگویی در کنار مواردی، چون توییتهای سفارتخانهها و صفحات برخی تصمیمگیران، ثابت کردند که در دنیای امروز، میتوان قدرت رسانهای غرب را که با انحصار تجهیزات فنی و بودجههای میلیارد دلاری ایجاد شده، حتی با محصولاتی جمعوجور و ارزانقیمت، به چالش کشید.
این محصولات نشان دادند با ترکیب نبوغ انسانی، سرعت هوش مصنوعی و البته شناخت دقیق از روحیات مخاطب جهانی، میتوان در اوج تحریم و جنگ، امپراتوریهای رسانهای جهان را در اتاقهای کوچک خانگی شکست داد و روایت فتح را به زبان خودِ جهان ترجمه کرد.
منبع: ایسنا