صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

سریال «هفت» و پایان فرسایشی یک جاه طلبی بی ثمر | فرود در سکوت

  • کد خبر: ۴۱۶۷۶۱
  • ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۴
سریال «هفت»، ساخته کیارش اسدی زاده، پس از کش وقوسی فرساینده و پخشی که نزدیک به ۳ سال به طول انجامید، سرانجام هفته گذشته در پلتفرم نماوا به ایستگاه پایانی رسید.
محمد عنبرسوز
خبرنگار محمد عنبرسوز

به گزارش شهرآرانیوز؛ سریال «هفت»، ساخته کیارش اسدی زاده، پس از کش وقوسی فرساینده و پخشی که نزدیک به ۳ سال به طول انجامید، سرانجام هفته گذشته در پلتفرم نماوا به ایستگاه پایانی رسید؛ پایانی که بیشتر به جمع بندی عجولانه و سرهم بندی شده قصه‌ای شباهت داشت که در میانه راه، انرژی، انسجام و بخش زیادی از مخاطبانش را از دست داده بود. «هفت» یکی از پروژه‌های پربازیگر شبکه نمایش خانگی در سال‌های اخیر محسوب می‌شد که تلاش می‌کرد تصویری متفاوت از ژانر اکشن، با تم انتقام، در نمایش خانگی ارائه کند؛ اما نهایتا به توفیق خاصی در این عرصه دست پیدا نکرد.

مسیر تکراری انتقام جویان

پی رنگ اصلی «هفت» حول تقابل ۲ گروه شکل می‌گرفت؛ از یک سو شبکه‌ای از خلاف کاران و مهره‌های فاسد و از سوی دیگر جمعی از جوانان زخم خورده به سرکردگی مردی باتجربه که برای انتقام گیری و نابود کردن تشکیلات این باند‌های مواد و الکل، عملیات‌های مختلفی را طراحی و اجرا می‌کردند.

همین ساختار، در ابتدا فضای «هفت» را از بسیاری از آثار شبکه خانگی متمایز کرد و برخلاف ملودرام‌های رایج، نوید ظهور یک اکشن پرافت وخیز تیمی را به مخاطبان داد. این جسارت و جاه طلبی اما، رفته رفته زیر بار اغراق ها، بیرون زدگی‌های فرمی، انتخاب‌های نمایشی سهل انگارانه و فانتزی‌های شلخته از نفس افتاد و به سرمنزل مقصود نرسید.

«هفت»، در پنج قسمت ابتدایی، سریالی پرتعلیق و خوش ریتم بود؛ اما هرچه جلوتر رفت، جهان اثر بیشتر از واقعیت فاصله گرفت؛ به نحوی که گاهی آن چنان تخیلی و باورناپذیر می‌شد که منطق روایی را نیز خدشه دار می‌کرد. به نظر می‌رسد کیارش اسدی زاده، به ویژه با توجه به سریال اخیرش، «دفتر یادداشت»، علاقه ویژه‌ای به نوعی از فانتزی نرم دارد؛ رویکردی که احتمالا در «هفت» نیز قرار بوده به خلق جهانی کامیک بوکی و چشم نواز، شبیه سریال محبوب «پنگوئن»، منتهی شود. با این حال، ضعف جدی در جلوه‌های ویژه، طراحی صحنه و مهم‌تر از همه فیلم نامه، اجازه نداد این ایده‌ها به سرانجامی آبرومند برسند.

فیلم نامه «هفت» پس از ۵ یا ۶ قسمت، تقریبا همه برگ هایش را رو کرد و مخاطب خیلی زود مطمئن شد که هر عملیات، با ورود چند شخصیت تازه و طی مسیری کاملا قابل حدس، به موفقیت خواهد رسید. این چرخه ۶ بار در «هفت» تکرار شد؛ تا جایی که می‌توان گفت این سریال، در واقع، متشکل از ۶ بار بازسازی یک پی رنگ نحیف، با تغییر برخی جزئیات بود.

وقفه‌ای که سریال را پیر کرد.

اما مهم‌ترین ضربه‌ای که به «هفت» وارد شد، نه از ناحیه فیلم نامه و اجرا، بلکه ناشی از نحوه پخش آن بود. انتشار این مجموعه بیست قسمتی، حدود دو و نیم سال به طول انجامید، به این نحو که پس از قسمت یازدهم، بدون هیچ توضیح شفافی از سوی عوامل یا پلتفرم، برای مدتی قریب به ۲ سال متوقف و در نوروز ۱۴۰۵ از سر گرفته شد.

این در حالی بود که ساختار سریال اساسا به شکل ۲ فصل طراحی نشده بود و همه ۲۰ قسمت، یک روایت کاملا پیوسته و به هم چسبیده را تشکیل می‌دادند. همین وقفه طولانی باعث شد بخش درخورتوجهی از مخاطبان، جزئیات قصه و ویژگی شخصیت‌ها را فراموش کنند و هنگام بازگشت «هفت» به پلتفرم، از ارتباط برقرار کردن مجدد با جهان اثر ناتوان بمانند.

علاوه بر این، در دور جدید انتشار، سریال کاملا کهنه، منقضی شده و از دهن افتاده جلوه می‌کرد و همین مسئله، رغبت عمومی برای ادامه تماشا را به شدت کاهش داد و باعث شد «هفت»، در بی سروصداترین حالت ممکن، به پایان برسد.

میخ آخر به تابوت «هفت» در قسمت پایانی و جایی زده شد که قصه‌ای تودرتو و پرشخصیت، ناگهان در کمتر از ۲۰ دقیقه، سرهم بندی شد. پایان بندی شتاب زده و ناقص این سریال، به قدری مخاطبان شبکه خانگی را گیج کرد که عده‌ای به دنبال قسمت ۲۱ یا خبری از پخش دوم این سریال بودند؛ در حالی که به نظر نمی‌رسد چنین ژانری، با این کیفیت تولید، اساسا ظرفیت ادامه یافتن داشته باشد.

ستاره‌های بزرگ، شخصیت‌های نیم بند

یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های «هفت»، ترکیب بازیگرانش بود. حضور هم زمان چندین بازیگر باسابقه و مطرح سینمایی می‌توانست نقطه قوت تعیین کننده سریال باشد، اما ساختار فیلم نامه اجازه نداد هیچ کدام از این چهره‌ها فرصت کافی برای درخشش و بالفعل کردن ظرفیت‌های هنری خود پیدا کنند.

از همین روی، بازیگران کارکشته‌ای مثل رضا کیانیان، علی مصفا، پانته آ بهرام، هانیه توسلی، امیر جعفری، مهدی هاشمی، مینا ساداتی، نیکی کریمی، بابک حمیدیان و نازنین بیاتی نتوانستند تأثیر معناداری بر کلیت اثر بگذارند.

علاوه بر این، تفاوت سطح بازی میان چهره‌های مذکور و بازیگران کمتر شناخته شده، از زمین تا آسمان بود و لحن اجرایی سریال را دچار نوسان می‌کرد. بازیگرانی همچون محمد امین (تهیه کننده‌ای که در بازیگری چندان توانمند نیست، اما بر حضور مقابل دوربین اصرار دارد)، مصطفی قدیری، میسا مولوی، مهدی ساکی (که موسیقی را بهتر از بازیگری می‌داند) و نوال شریفی، سطح بازی‌های «هفت» را پایین آوردند و فضای حاکم بر اثر را ناهمگون جلوه دادند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.