شاهیان|شهربانو، ظاهرشان، اولین نشانهای است که نگاه زائران و مجاوران را به سمتشان میکشاند؛ چادرهای تزیینشده با مروارید و منجوق بهرنگهای کرم، آبی روشن و طوسی که چندسالی است جای چادرسفیدهای عروس را گرفتهاند. سرووضع شقورق آقادامادهای جوان هم نگاهها را جذب میکند و دستهگلهایی که اتفاقا بیشتر وقتها برای راحتی عروسخانم، دست آنهاست. مقصد همهشان، قبل از اینکه زیر سقف مشترک بروند، به سمت رواق شیخ طوسی است.
«عقد بالاسر حضرت» یکی از رسمهای قدیمی و محبوب شهر مشهد است که قدمت آن به دوره قاجار بازمیگردد. در گذشته، فضای اطراف ضریح مطهر امام رضا (ع) خلوتتر از امروز بود و خانوادهها عروس و داماد را به قسمت بالاسر ضریح میبردند تا خطبه عقدشان در نزدیکترین نقطه به مرقد امام خوانده شود. همین موضوع باعث شد این مراسم به نام «عقد بالاسر حضرت» شناخته شود و بهتدریج به یکی از سنتهای معنوی مردم مشهد تبدیل گردد.
با افزایش تعداد زائران و شلوغتر شدن حرم، محل برگزاری این مراسم تغییر کرد. ابتدا زوجها را کنار پنجره فولاد میبردند، سپس این مراسم در رواقهای دارالولایه و دارالحجه انجام شد و از سال ۱۳۹۷ در رواق شیخطوسی برگزار میشود. با وجود این جابهجاییها، نام «عقد بالاسر حضرت» همچنان حفظ شده و این سنت نهتنها میان مشهدیها، بلکه در میان بسیاری از مردم ایران و حتی مسلمانان سایر کشورها، جایگاه ویژه و محبوبی دارد.
در این سالها، رواق شیخطوسی در مناسبتهای شاد، حال و هوای دیگری دارد. یکی از این مناسبتها روز ازدواج است که با نامهای مبارک امامعلی (ع) و حضرتزهرا (س) پیوند خورده است. در این رواق، زندگیهای مشترک زیادی آغاز میشود که اولین صفحهشان با نام امامرضا (ع) ورق خورده است. در اینجا هم همیشه صدای دعا و صلوات بلند است، ولی گاهی صدای صلوات بلندتری به گوش میرسد؛ صدایی که خبر از «بله» عروسخانم در گرماگرم تبریکها و بحبوحه لبخندها میدهد.
دو خانواده از اصفهان، برای آغاز زندگی فرزندانشان، راهی طولانی را پشت سر گذاشتهاند تا اولین «بله» ثمرههای زندگیشان را در حرم امامرضا (ع) بشنوند. حنانه اسماعیلی، عروس جوان، بعداز گرفتن عکسهای خانوادگی درحالیکه بهسمت صحن انقلاب راه افتاده است، میگوید: شروع زندگی پیش امامرضا (ع) آغازی دلنشین است. همیشه دلم میخواست زندگیام اینطور شروع شود؛ چون فکر میکنم عهد و قرارمان محکم بسته میشود.
آقاداماد بیستویکساله با لبخند، ماجرای این سفر را تعریف میکند: «عروس گفت میخواهم برای عقد برویم مشهد و ما هم اطاعت کردیم.» جملهای که خنده را روی لب اطرافیان میآورد.
محمدرضا سلطانی، پدر داماد، از حس متفاوت این سفر صحبت میکند؛ «ما فقط به نیت همین عقد، همگی از اصفهان راه افتادیم آمدیم مشهد. این اولین ازدواج در خانواده ماست که در حرم برگزار میشود. اینجا حال و هوای معنوی خاصی دارد؛ انگار پابست زندگی جوانها اینجا محکم میشود.»
پدر عروس، محمدرضا اسماعیلی، هم بین نگرانیها و دعاهایش، آرزویی دارد و میگوید: امیدوارم زندگیشان زیر سایه امامرضا (ع) سرشار از آرامش و عاقبتبهخیری باشد و فرزندانی صالح و ایدهآل نصیبشان شود.
بعد از صحبتهای پدرها، مادربزرگ داماد، فاطمه سلطانی که پیوند اولین نوهاش را دیده است با اشتیاق و لهجه اصفهانی بیان میکند: خیلی به دلم چسبید. تا حالا اینطوری تجربه نکرده بودم. قلبم شاد شد.
چند قدم آنطرفتر، زوج جوان دیگری وارد رواق میشوند و به سمت پیشخوانی میروند که با گلدانهای زیبا تزیین شده است. میخواهند نامشان را اعلام کنند و نوبت بگیرند. مهلا محمدی و همسرش آشناییشان در محیط کار شکل گرفته است. او معمار است و همسرش برنامهنویس. مهلا از گرههایی میگوید که در زندگیاش با عنایت امامرضا (ع) باز شده است؛ «خیلی وقتها از آقا جواب گرفتهام. برای همین اصرار داشتم شروع زندگیام زیر سایه ایشان باشد. حتی به آقا گفته بودم اگر حاجتم روا شود، میآیم همینجا و در جوار خودتان عقد میکنم.»
در بخش دیگری از رواق، مهدیه سالاری همراه پسرش محمدحسین فرخی، منتظر عروس و داماد و خانوادههایشان نشستهاند. مهدیهخانم دختردایی عروس است و از کرمان آمدهاند. این خانم که نخستینبار نیست برای چنین مراسمی راهی مشهد شده است، میگوید: دفعه قبلی برای عقد پسرخالهمان آمدیم و اینبار هم توفیق شد برای یکی دیگر از بچههای فامیل بیاییم. مهدیهخانم که یک خواهر مجرد هم دارد، با امید میگوید: همه آرزو دارند چنین قسمتی نصیبشان شود. امیدوارم برای خواهرم هم دوباره بیاییم حرم.
او درباره رسم خانوادههای کرمانی هم میگوید: بیشتر خانوادههایی که مذهبی هستند، برای عقد دختر و پسرهایشان میروند مزار حاجقاسم. آنجا اتاق عقد درست کردهاند. گاهی هم به حرم شاهزادهمحمد یا گلزار شهدا میروند. ولی مشهد یک دنیای دیگر است؛ آرامش و لذت خاص خودش را دارد.
او که برای رسیدن به مشهد چهاردهساعت در راه بوده است، اضافه میکند: تحمل سختی این راه به دیدن حرم میارزد. بهنظرم خانوادهها خیلی همت کردند که از کرمان برای عقد آمدند. البته عروس برایمان خیلی عزیز است؛ بههمیندلیل ما هم سختی این سفر طولانی را به جان خریدیم.
بین جمعیت زیادی که در رواق شیخ طوسی حضور دارند و خانوادههایی که در صف ایستادهاند تا نوبت عقد فرزندانشان شود، یاسمن خراسانی و علی سالاری کنار پدربزرگ و مادربزرگشان عکس یادگاری میگیرند. پدربزرگ و مادربزرگ مسن هستند و روی صندلیهای تاشو نشستهاند و عروس و داماد در طرفین این دو بزرگتر ایستادهاند و لبخند میزنند. یاسمن بیستودوساله است و میگوید علاقه شخصیاش و البته رسم خانوادههای مشهدی باعث شده است عقدشان را در حرم برگزار کنند؛ «البته معتقدم تا امامرضا (ع) نطلبد، جور نمیشود آدم اینجا بیاید.»
او که مدتی قبل از مراسم ازدواج خودش برای عقد دخترخالهاش به حرم آمده بود، از لحظه دعاهای سر عقد با ذوق حرف میزند و میگوید: خیلی سفارش کردند دعا کنیم. من هم برای همه دعا میکردم؛ اول برای بقیه و آخر برای خودم. بهویژه برای کسانی که میدانستم گرفتاری دارند و قلبا دوستشان دارم. اعتقاد دارم اینجا دعا برآورده میشود.