صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

شهدا با فداکردن خود به عید قربان معنا بخشیدند | از دنیا گذشتن هنر مردان خداست

  • کد خبر: ۴۱۷۶۳۷
  • ۰۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۸
گاه پیش می‌آید که به‌واسطه تکرار هرساله برخی مناسبت‌ها، آنها در نگاه ما رنگ عادت می‌گیرند و از فلسفه و تأثیری که بر این عالم و افراد می‌گذارند، غافل می‌شویم؛ مثل عید سعید قربان.
آمنه مستقیمی
خبرنگار آمنه مستقیمی

به گزارش شهرآرانیوز؛ گاه پیش می‌آید که به‌واسطه تکرار هرساله برخی مناسبت‌ها، آنها در نگاه ما رنگ عادت می‌گیرند و از فلسفه و تأثیری که بر این عالم و افراد می‌گذارند، غافل می‌شویم؛ مثل عید سعید قربان که فراتر از آیین و منسک، حقایقی بی‌نظیر را در خود نهفته دارد و بابی را پیش‌روی تاریخ گشوده است که راه را گم نکند؛ هرچند تنها افرادی خاص همچون شهدا این عظمت را درک کرده و پیام قربان را لبیک گفته‌اند.

در بررسی باطن و حقیقت قربان و شباهت‌های بین سیره شهدا و فلسفه این عید، با حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدمهدی ماندگاری، خطیب سرشناس مذهبی و کارشناس برنامه‌های معارفی همچون سمت خدا، گفت‌و‌گو کرده‌ایم.

دست ما باید در دست ولایت باشد

سفر حج، یک تمرین برای پیدا کردن مسیر بندگی است. این مسیر بندگی با هجرت از وابستگی‌ها شروع و با احرام، مَحرم شدن در حریم یار آغاز می‌شود. احرام یعنی باید‌ها و نباید‌های زندگی خود را با باید‌ها و نباید‌های الهی تنظیم کنی؛ چون در احرام چند امر بر انسان واجب و چند امر بر او حرام می‌شود. بعد از احرام باید طواف خانه دوست کنی؛ یعنی زندگی‌ات بر محور توحید باشد. طواف هفت دور است. اگر اسم معصومین (ع) و تکرار آنها را محاسبه کنیم، نام مبارک آن حضرات هم هفت نام بیشتر نیست؛ این یعنی تا دست ما در دست ولایت نباشد، نمی‌توانیم زندگی توحیدی داشته باشیم.

عرض تشکر و بیان عذر تقصیر

در ادامه مناسک حج باید پشت مقام ابراهیم اقامه نماز کنی؛ یعنی تشکر از توفیق بندگی خدا که به ما عطا کرده است و باید در این توفیق بندگی و نماز هم اقتدا به ابراهیمی کنی که امام است؛ زیرا ما را با امام می‌خوانند. سپس سعی صفا و مروه می‌کنیم؛ یعنی تلاش نیز باید بر محور ولایت باشد با ویژگی‌های صفا و صداقت، صمیمیت و مروت و انصاف. سپس در مرحله عمره تمتع، تقصیر می‌کنی؛ یعنی به درگاه باری‌تعالی اعلام می‌کنی که نتوانستی حق بندگی را ادا کنی.

مشعر، محل کسب شعور است

در ادامه مناسک برای انجام اعمال حج، مُحرم می‌شوی؛ یعنی در مسیر مَحرم شدن، یک بار دیگر به حریم قدس الهی نزدیک می‌شوی و سپس (با همان توضیح) طواف می‌کنی، بعد نماز طواف می‌خوانی و در ادامه به صحرای عرفات کوچ می‌کنی. پس از اتمام همه این مراحل، تازه باب معرفت برای ما باز می‌شود.

در صحرای عرفات باید زانو بزنی: «افتادگی آموز اگر طالب فیضی/ هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است.» وقتی معرفت پیدا کردی، یعنی شعور یافته‌ای (مشعرالحرام محل کسب شعور بندگی است). علامت شعور آن است که خودت را مسلح می‌کنی و ریگ برای مبارزه با شیاطین درون و بیرون، جمع می‌کنی و به صحرای منا می‌روی.

باید هوس‌ها را رمی کنیم

صحرای منا یعنی صحرای آرزوها. در صحرای منا اول رمی جمرات می‌کنی؛ یعنی هوس‌های کوچک و متوسط و بزرگ خود را سنگ می‌زنی؛ چون هوس‌های ما شیطان کوچک، متوسط و بزرگ هستند: «وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی: و آن‌که از مقام پروردگارش، خائف بوده و نفس را از هوا باز داشته است.» بعد از اینکه با هوس‌ها مبارزه کردی، باید آرزو‌های خود را قربانی کنی؛ همان‌طور که حضرت ابراهیم (ع)، اسماعیل (ع) را که مظهر آرزو‌های پدر بود، در راه دوست به قربانگاه برد؛ این یعنی باید از محبوب‌ها بگذری.

در مسیر قرب، به یار نیاز داریم

در ادامه، دوباره باید تقصیر کنی و بازهم بگویی که من در مسیر بندگی کوتاهی کردم و در سرزمین مِنا بیتوته می‌کنی و آن سنگ زدن به هوس‌ها را سه روز تکرار می‌کنی. این مبارزه با شیاطین و هوس‌های درون و بیرون، باید ادامه پیدا کند و دوباره طواف نسا می‌کنی؛ یعنی در مسیر بندگی، نیاز به زوجیت و همراه داری، آن‌هم همراهی که مثل گفت‌وگوی حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) خیرالقول فی طاعه‌الله باشد. به عبارت دیگر، باید در مسیر قرب به خدا، همراه و یاور داشته باشی و در مسیر خدمت به خلق خدا و دشمنی با خصم خدا، کسی تو را کمک کند. بعد از طواف نسا، دوباره نماز می‌خوانی.

رسیدن به قرب، عید دارد

اینجاست که مسیر بندگی انسان و قرب به خدا تکمیل می‌شود. این قرب به خدا عید دارد، لذا عید قربان ایستگاهی است برای سیر در مسیر بندگی خدا، خدمت به خلق خدا و دشمنی به خصم خدا که اگر بتوانیم در این مسیر‌ها از آرزو‌های خود بگذریم و هوس‌هایمان را زیر پا له و در مسیر بندگی خدا اعلام قصور کنیم، می‌توانیم به قرب الهی برسیم، پس عید قربان، یک سنگ‌نشان است برای حرکت در مسیر بندگی خدا و اینکه راه را گم نکنیم.

۴ قربانی در مسیر قرب

قربانی کردن یعنی گذشتن از چهار چیز؛ قرآن می‌فرماید: اگر می‌خواهی مزه بندگی را بچشی، باید از چهار چیز بگذری. اول گذشتن از گناه؛ همان‌طور که قرآن در آیه۵۹ سوره مریم تأکید می‌کند: «وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ»، تا از گناه نگذرم، نمی‌توانم لذت بندگی را بچشم: «دیو، چون بیرون برود فرشته درآید»؛ دوم باید از حرف مردم بگذریم: «وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَه لَائِمٍ» (۵۴، مائده) خیلی از ما اسیر حرف مردم هستیم، لذا مزه بندگی را نمی‌چشیم.

باید حرف مردم را قربانی کنیم؛ سوم گذشتن از تعلقات (آیه۲۴ سوره توبه) از زن و فرزند و پدر و مادر بگذریم: «گه دلم پیش تو و گه پیش اوست/ رو که در یک دل نمی‌گنجد دو دوست»؛ چهارم از جان خودت هم بگذری: «هرکه از جان بگذرد، جانش دهند.» (آیه۱۵۴ سوره بقره و ۱۶۹ سوره آل‌عمران). هرکه این چهار گذشت را داشته باشد، به لبیک خدا پاسخ گفته است و ان‌شاءالله خداوند نیز به لبیک او پاسخ می‌گوید.

خدا، خریدار شهداست

انقلاب اسلامی به ما یاد داد که اگر می‌خواهید در مسیر بندگی خدا حرکت کنید، باید گذشت‌های چهارگانه مذکور را انجام دهید؛ به‌ویژه گذشت از تعلقات و جان. شهدای عزیز ما چه در دوران دفاع مقدس، چه در جنگ تحمیلی دوازده‌روزه و چه در جنگ تحمیلی سوم، از تعلق به خانواده گذشتند، از حرف مردم گذشتند، از لذت‌های دنیا گذشتند، از زن و بچه گذشتند و از جان خودشان نیز گذشتند.

برای همین خدا فرمود: شما را به جایی می‌رسانم که با مرگ نمیرید: «أَحْیَاءٌ وَلَکِنْ لَاتَشْعُرُونَ»، بلکه شما را به جایی می‌رسانم که مهمان خصوصی خودم بشوید: «وَادْخُلِی جَنَّتِی» و به جایی می‌رسانم که رزقتان پیش خودم باشد: «أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» و به جایی می‌رسانم که خودم مشتری‌تان باشم: «انّ اشتَرَی مِن المؤمِنینَ أَنفُسَهُم وَ أَموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنّه». اینها امتیازاتی است که پروردگار به‌خاطر قربانی کردن واقعی خود در راه خدا، به شهدا ارزانی داشته است.

شهدا از اول، آخر کار را دیدند

شهدا با اینکه علم داشتند اگر پا در معرکه جنگ بگذارند، جانشان را تقدیم و خانواده‌های خود را اذیت می‌کنند، اما عاقل بودند. عاقل یعنی کسی که آخر را اول ببیند. خانواده شهدا آخر را دیدند و فرزندانشان را در مسیر جهاد فی‌سبیل‌الله و در معرض شهادت قراردادند تا عصای قیامتشان شود؛ ولو اینکه عصای پیری را از دست بدهند.

اینها عاقل هستند، آخر را اول می‌بینند. خود شهدا نیز در این معرکه وقتی می‌دانستند شهید می‌شوند، بازهم به مجاهدت ادامه دادند؛ چون آخر را اول دیدند. آخر کجاست؟ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ: درحالی‌که خدا به آنچه از بخشش و احسان خود به آنان عطا کرده، شادمانند و برای کسانی که از پی ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته‌اند [و سرانجام به شرف شهادت نایل می‌شوند]شادی می‌کنند، که نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.» (آیه۱۷۰، سوره آل‌عمران)

وقتی بهشت، آخرت و معیت با اولیای خدا را دیدند، سختی جان دادن و در معرکه کشته شدن و جانباز شدن، برایشان آسان شد و این یعنی عقل. عاقل کسی است که آخر را اول ببیند و لذا شهدا عاقلان عالم هستی هستند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.