به گزارش شهرآرانیوز، طلیعه خورشید که از افق مشهد بالا میآید و گرمای مهربانش را به شهر حضرت خورشید میبخشد، حرم رضوی حال و هوای متفاوتی به خود میگیرد. سکوت روشن صبح پر میشود از زمزمه آرام زائرانی که دسته دسته خود را به بارگاه امام رئوف (ع) میرسانند. صحنها و رواقهای حرم، آرامآرام به دریای خروشانی تبدیل میشوند که هر قطره از آن، زائران و مجاوران امام هشتم (ع) هستند. این مردم مشتاق به شوق عید آمدهاند، اما هنوز هم قلبهایشان میزبان داغ روزهای پرحادثه جنگ و غم فراق عزیزانشان است. صفها بیوقفه امتداد پیدا میکنند، دستها بالا میروند و ندای تکبیرهای نماز عید در هوای خنک صبح میپیچد. در این لحظات که واژهها کم میآورند، فقط قاب عکاسان و فیلمبرداران است که میتواند گویای عظمت واقعه باشد. امروز، عید قربان است.
از حوالی ساعت ۶ صبح، هر کوچه و خیابان منتهی به حرم را که ببینید، پر است از زائرانی که زن و مرد، پیر و جوان، دسته دسته، تنها یا با خانواده به سوی آغوش امام مهربانیها در حرکت هستند. خیابانها امتداد ایمان شدهاند و رودخانههایی هستند که به دریا میریزند. درست است که رخت سپید بر تنها نشسته، اما جشن شادی در این عید هزاررنگ، بازهم نتوانسته غم ایام پربلای جنگ و یاد آن اخبار تلخ را از دل و ذهن ملت پاک کند. امروز ملت به خانه امام رئوف (ع) پناه آورده است تا آنهمه رنج و محنت را با نماز روحافزای عید تسکین دهد.
جمعیت که وارد حرم مطهر میشود، فرشهای سبز و سنگهای سفید، قدوم مهمانان آقا را بر چشم میگذارند. حوضها در هر صحن، دل و ذهن زائران و مجاوران را با طراوتی وصفناشدنی شستوشو میدهند و رفتهرفته، صفوف بهمفشرده نماز عید همچون رشتهای نامرئی، همه را بههم متصل میکند. ضیافت اشکهای آرام و لبخندهای بیصدا تصویری دلانگیز از قربان ۱۴۰۵ در مشهدالرضا (ع) میسازد و پس از این، وقت نماز میرسد.
جمعیت در صحنها و رواقها موج میزند، اما این نه شلوغی که نظمی زنده و جاندار است. زن و مرد، پیر و جوان، زائر و مجاور، همه «ما» میشوند و رو به سوی قبله میایستند. صدای «قَد قامَتِ الصَّلاة» که بلند میشود، حرم نفس در سینه حبس میکند. سکوتی سنگینتر از فریاد بر صحنها و رواقها حاکم میشود. تنها صدایی که باقی میماند، دعای نماز عید است که آرام نجوا میشود. البته دلها لبریز از یاد قهرمانان شهید جنگ است؛ همان مجاهدان نامآوری که شاید در صفوف نماز عید قربان امسال حاضر نباشند، اما در حافظه جمعی ملت از هر زمان دیگر زندهترند.
قربان یا فطر فرقی نمیکند. نماز عید که به قنوت برسد، نقطه عطف این تجربه تاریخی فرامیرسد. صدها هزار دست، همزمان بالا میرود و مقابل صورتها مینشیند، فرازهای روحافزای دعای قنوت بر زبانها جاری میشود و مردمانِ جود و جبروت، ذات کبریایی و عظیم پروردگار را مخاطب قرار میدهند. اینجاست که دیگر هیچ تفاوتی باقی نمیماند و مرد، زن، پیر، جوان، زائر یا مجاور با هر زبان و گویش و لهجه و قومیت، فقط «عبد» میشوند و معبود خود را صدا میزنند.
دستِ آخر، اگرچه نماز با سلام بر پیامبر رحمت (ص) و عبادالصالحین تمام میشود، اما این پایان کار نیست. پس از آن، نوبت به خطبههای نماز عید میرسد و تا نماینده ولیفقیه در استان از پلههای منبر بالا برود، نمازگزاران هر گوشه از صحن و سرای حریم امام هشتم (ع) را با ندای تکبیر و فریاد «هیهات مِنَّ الذِّلَّه» لبریز میکنند. یار دیرین رهبر شهید که در جایگاه میایستد، روح شکستناپذیر ایمان در جسمها حلول میکند. مگر نهاینکه نماز عید هم ذاتاً یک آیین عبادی سیاسی است؟ جلوه تامّ بندگی و عبودیت که در نماز متجلی شد و حالا با خطبههای آیتالله علمالهدی، نوبت تبیین و تدبیر و حکمت فرارسیده است.
آیین نماز عید سعید قربان در حرم مطهر رضوی فراتر از اینکه یک مراسم مذهبی باشد، یک تجربه جمعی از بندگی است. با پایان مراسم، جمعیت دست بر سینه و رو به گنبد منور خورشید هشتم، آرام آرام از حرم خارج میشود. این، روایت حماسه باشکوه قربان ۱۴۰۵ در مشهدالرضا (ع) است؛ به این امید که عید امسال برای دلهای خسته از روزهای سخت، آغازی دوباره برای آرامش و روشنی باشد.