صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

وقتی آمار‌های تورم از سفره مردم عقب می‌مانند

  • کد خبر: ۴۱۹۳۳۷
  • ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۱
تورم رسمی ۸۳/۹ درصد اعلام شد، اما تورم واقعی بیش از ۱۱۰ درصد تخمین زده می‌شود.
محدثه شوشتری
خبرنگار محدثه شوشتری

به گزارش شهرآرانیوز؛ در روز‌ها و هفته‌های اخیر، برای چندمین‌بار از زمان آغاز جنگ تحمیلی سوم، بار دیگر چرخه اقتصاد خانوار با جهش قیمت‌ها همراه شد؛ جهشی که بر اساس آمار رسمی، تورم نقطه‌به‌نقطه را به ۸۳.۹ درصد رساند. اما آنچه در گزارش‌های آماری ثبت می‌شود، فقط بخشی از ماجراست. در زندگی روزمره، بسیاری از خانوار‌ها تورمی را تجربه می‌کنند که فراتر از عدد‌های رسمی است؛ تورمی که مستقیما بر خوراک، دارو، حمل‌ونقل و اجاره فشار می‌آورد و برای دهک‌های پایین، معنای آن چیزی جز کوچک‌ترشدن سفره نیست.

به گزارش مرکز آمار ایران، شاخص قیمت مصرف‌کننده خانوار‌های کشور در اردیبهشت ۱۴۰۵ به عدد ۶۱۹.۶ رسیده است؛ رقمی که نسبت به ماه قبل ۸.۸ درصد افزایش، نسبت به ماه مشابه سال قبل ۸۳.۹ درصد رشد و در دوازده‌ماهه منتهی به اردیبهشت نیز ۵۷.۷ درصد افزایش را نشان می‌دهد. این یعنی، یک سبد ثابت کالا و خدمات، در مقایسه با اردیبهشت سال گذشته، به‌طور میانگین نزدیک به دوبرابر هزینه داشته است.

با این حال، مسئله تورم در شرایط حاضر فقط به عدد‌های رسمی محدود نمی‌شود. در کنار داده‌های منتشرشده از سوی نهاد‌های آماری، برخی اقتصاددانان و تحلیلگران با استناد به روند مداوم افزایش قیمت‌ها و تجربه روزمره مردم، معتقدند تورم احساس‌شده در بازار و خانوار‌ها از ارقام رسمی فراتر رفته است. در برآورد‌های کارشناسان اقتصادی، نرخ تورم واقعی بالای ۱۱۰ درصد تخمین زده می‌شود. این اختلاف، تنها یک تفاوت آماری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از شکاف میان روایت رسمی و واقعیت معیشت مردم است.

تورم برای همه یکسان نیست

تورم در ظاهر یک عدد میانگین است، اما در عمل به‌صورت یکسان بر همه خانوار‌ها اثر نمی‌گذارد. شدت اثر تورم به ترکیب سبد مصرفی، سطح درآمد، نوع اشتغال و امکان حفظ ارزش دارایی‌ها بستگی دارد. درنتیجه، فشار تورم بر خانوار‌های کم‌درآمد معمولا بسیار شدیدتر از گروه‌های پردرآمد است.

خانوار‌های کم‌برخوردار بخش بیشتر درآمد خود را صرف کالا‌های ضروری می‌کنند؛ کالا‌هایی مانند گوشت، مرغ، لبنیات، روغن، دارو و حمل‌ونقل؛ بنابراین هر افزایش قیمت در این اقلام، مستقیما بر کیفیت زندگی آنها اثر می‌گذارد. در چنین شرایطی، امکان جایگزینی یا حذف مصرف محدود است و کوچک‌ترین شوک قیمتی می‌تواند به کاهش تغذیه، به‌تعویق‌افتادن درمان یا حذف برخی نیاز‌های پایه منجر شود.

در مقابل، خانوار‌های پردرآمد انعطاف بیشتری برای مدیریت تورم دارند. آنها می‌توانند بخشی از هزینه‌های غیرضروری مانند خرید‌های بزرگ، سفر یا نوسازی لوازم خانگی را به تعویق بیندازند. این گروه‌ها افزون بر این، معمولا به ابزار‌هایی برای حفظ ارزش دارایی دسترسی دارند؛ از جمله مسکن، طلا یا ارز. همین موضوع باعث می‌شود اثر تورم برای آنها یا با تأخیر ظاهر شود یا شدت کمتری داشته باشد.

عقب‌ماندن درآمد از تورم

یکی از مهم‌ترین دلایل تشدید فشار تورمی، تأخیر در تعدیل درآمدهاست. بازنشستگان، کارگران و بخش درخور توجهی از حقوق‌بگیران معمولا با سرعتی کمتر از رشد قیمت‌ها افزایش حقوق دریافت می‌کنند. این فاصله زمانی، به‌معنای از بین رفتن بخشی از قدرت خرید در هر ماه است؛ قدرت خریدی که دیگر بازنمی‌گردد.

حتی زمانی که افزایش حقوق تصویب می‌شود، این رشد غالبا فقط بخشی از فاصله ایجادشده میان درآمد و قیمت‌ها را جبران می‌کند. به همین دلیل، بسیاری از خانوار‌ها نه با یک شوک مقطعی، بلکه با فرسایش تدریجی معیشت مواجه‌اند؛ فرسایشی که درنهایت به کاهش مصرف، حذف برخی اقلام ضروری و افت رفاه منجر می‌شود.

اقلام خوراکی در خط مقدم فشار قیمتی

شدیدترین اثر تورم معمولا در بازار کالا‌های اساسی دیده می‌شود. بر اساس تازه‌ترین داده‌های مرکز آمار ایران، بسیاری از اقلام غذایی با رشد‌های سه‌رقمی روبه‌رو شده‌اند. محاسبات نشان می‌دهد که متوسط قیمت یازده قلم کالای اساسی موجود در سبد کالابرگ نسبت به سال گذشته ۱۴۸ درصد افزایش یافته است؛ به این معنا که هزینه تأمین اقلام اصلی غذایی خانوار در یک‌سال، حدود ۲.۵ برابر شده است. در میان این کالاها، روغن مایع با رشد بیش از ۳۵۰ درصدی بیشترین افزایش قیمت را ثبت کرده است. پس از آن، مرغ گرم با حدود ۳۰۰ درصد، پنیر حدود ۱۵۰ درصد و تخم‌مرغ ۳۴۰ درصد افزایش قیمت دارند. چنین ارقامی نشان می‌دهد که فشار تورم، فقط در سطح شاخص‌های کلان دیده نمی‌شود؛ بلکه مستقیما به سفره خانوار رسیده است.

فاصله آمار و زندگی، فقط یک مسئله آماری نیست

وقتی فاصله میان آمار رسمی و تجربه روزمره مردم افزایش پیدا می‌کند، پیامدش صرفا به تحلیل اقتصادی محدود نمی‌شود. بی‌اعتمادی به داده‌ها افزایش می‌یابد، مردم نسبت به وعده‌های مهار تورم بدبین‌تر می‌شوند و تصمیم‌های اقتصادی آنها کوتاه‌مدت‌تر می‌شود. در چنین فضایی، سیاست‌گذاری نیز کارایی خود را از دست می‌دهد؛ زیرا هر سیاست ضدتورمی، زمانی موفق است که هم‌زمان با عدد‌های رسمی، در زندگی مردم هم اثر خود را نشان دهد.

در پایان باید گفت، تورم در شرایط امروز چرخه زندگی خانوار، فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ مسئله‌ای اجتماعی و معیشتی است. عدد‌های رسمی، بخشی از واقعیت را ثبت می‌کنند، اما فشار واقعی تورم را باید در خرید روزانه، اجاره خانه، قیمت دارو و هزینه رفت‌وآمد دید؛ و دقیقا همین‌جاست که شکاف میان «روایت رسمی» و «زندگی واقعی» به مسئله‌ای جدی‌تر از آمار تبدیل می‌شود.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.