پس از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و از بین بردن برخی از زیرساخت ها، ایران نیز با بستن تنگه هرمز، اقدامی متقابل انجام داد که منجر به ایجاد بحران سوخت در کشورهای دنیا شد. آمریکا که تحت فشار این کشورها قرار گرفت، به آتش بس و پس از آن رسیدن به توافقی برای پایان جنگ، تن داد. هر چند تا امروز این آتش بس چندین بار از سوی آمریکا نقض شده و راه ناهمواری برای رسیدن به توافق وجود دارد، اما رئیس جمهور آمریکا به هدف خود یعنی کنترل نسبی قیمت نفت و پایین آمدن آن تا زیر ۱۰۰ دلار موفق شد؛ اما با هر بار درگیری تازه، نفت بدون توجه به وعده های رئیس جمهور آمریکا، راه خود را به سوی صعود در پیش می گیرد.
واقعیت این است که تنگه هرمز فقط یک مسیر دریایی نیست؛ این آبراه، شاهرگ صادرات انرژی خلیج فارس و یکی از مهمترین نقاط اتصال تولیدکنندگان نفت به بازارهای جهانی است. به همین دلیل، حتی زمزمه بروز تنش یا اختلال در امنیت کشتیرانی در این منطقه، برای آنکه قیمت نفت را تکان دهد کافی است. بازار نفت معمولا پیش از آنکه بحران به مرحله توقف واقعی صادرات برسد، واکنش خود را نشان میدهد؛ زیرا معاملهگران میدانند که در بازار انرژی، گاهی احتمال بحران به اندازه خود بحران اثرگذار است.
تحلیلگران میگویند آنچه در چنین شرایطی قیمت نفت را بالا میبرد، فقط کاهش واقعی عرضه نیست، بلکه ترس از اختلال در عرضه است. همین ترس، هزینه بیمه نفتکشها را بالا میبرد، کرایه حملونقل را افزایش میدهد و شرکتهای خریدار را به سمت خریدهای محافظهکارانهتر سوق میدهد. نتیجه روشن است: بازار دچار التهاب میشود و قیمتها به سرعت به اخبار امنیتی واکنش نشان میدهند.
در این میان، تنگه هرمز نقشی فراتر از جغرافیا پیدا کرده است. این گذرگاه اکنون به معیار سنجش ثبات منطقه و اطمینان بازار جهانی انرژی بدل شده است. هر نشانهای از آرامش در این منطقه میتواند از شدت فشار روانی بازار بکاهد، اما هر خبر منفی، از تهدیدهای امنیتی گرفته تا افزایش تنشهای نظامی، این ظرفیت را دارد که نفت را وارد مسیر صعودی تازهای کند.
البته آینده قیمت نفت فقط به هرمز گره نخورده است. تصمیمهای اوپکپلاس، سرعت رشد اقتصاد چین، وضعیت تقاضای جهانی، سیاستهای پولی آمریکا و حتی روند سرمایهگذاری در انرژیهای جایگزین، همگی در تعیین جهت بازار اثر دارند. اما در شرایطی که جهان هنوز به نفت وابسته است، هیچکدام از این عوامل نمیتوانند اهمیت گلوگاهی را کمرنگ کنند که هر لحظه ممکن است به نقطه جوش بازار تبدیل شود.
به همین دلیل، بسیاری از ناظران بر این باورند که در ماههای آینده، هر تحول در تنگه هرمز میتواند به یک سیگنال قیمتی برای بازار نفت تبدیل شود؛ سیگنالی که پیامد آن فقط در پمپبنزینها دیده نمیشود، بلکه از تورم جهانی گرفته تا هزینه تولید، حملونقل و تجارت بینالمللی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
در نهایت، اگر بازار نفت را صحنهای پرتنش و پیچیده بدانیم، تنگه هرمز بدون تردید یکی از مهمترین نقاطی است که میتواند ورق را برگرداند؛ گذرگاهی کوچک با اثری بزرگ بر اقتصاد جهان.