صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

سنگر پرشور شمسی خانم | روایت خانه‌ای که قرارگاه پشتیبانی محله کلاهدوز بود

  • کد خبر: ۴۱۹۸۱۵
  • ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۱
شمسی کاظمی از سال۱۳۶۲، وقتی همسرش شهید صفر روحی برایش ماشین بافندگی خرید، لباس رزمندگان را می‌بافت. حالا چند دهه از آن روز‌ها می‌گذرد، اما خانه او در محله کلاهدوز هنوز سنگر پشتیبانی است.

حمیده صفائی| شهربانو، در گوشه‌ای از محله کلاهدوز، خانه‌ای هست که انگار زمان در آن متوقف شده و روز‌های پرشور پشت جبهه در این خانه ماندگار شده است.

از همان لحظه‌ای که وارد می‌شوید، صدای گرم هم‌صحبتی خانم‌ها و مشورت برای انجام کار‌ها فضای خانه را پر کرده است. سینی‌های عدس در دستشان است و سخت مشغول پاک‌کردن حبوبات هستند. قرار است امشب، هم برای موکب و هم بچه‌های امنیت غذا بپزند. اینجا خانه شمسی کاظمی، همسر شهید مهندس صفر روحی، است؛ خانه‌ای که چند سالی است به گفته اهالی، به پایگاه اصلی گروه جهادی شهید روحی تبدیل شده است.

گره خوردن تاروپود زندگی با انقلاب

برای خانم کاظمی، کار جهادی، قصه امروز و دیروز نیست. او با این فعالیت‌ها بزرگ شده است. شمسی‌خانم در سال۱۳۳۹ به دنیا آمده است و خاطرات بسیاری از روز‌های انقلاب و جنگ تحمیلی اول دارد. سال ۱۳۵۷، به‌واسطه یکی از دوستانش در مسیری قرار گرفت که تار و پود زندگی‌اش را با آرمان‌های انقلابی گره زد. او برایمان تعریف می‌کند که در هجده‌سالگی همراه دوستانش اعلامیه پخش می‌کرده و پای منبر علما می‌نشسته است.

کاظمی می‌گوید: ابتدا پدرم در این موارد سخت‌گیر بود و اجازه نمی‌داد ما حرفی از انقلاب و مسائل مرتبط با آن بزنیم، اما سال ۱۳۵۷ که مردم پای کار انقلاب بودند، تازه فهمیدیم از سال ۱۳۴۲ امام (ره) را دیده و فعالیت‌هایی در این زمینه داشته است. وقتی علاقه من را به فعالیت‌های انقلابی دید، مخالفت نکرد، اما همیشه سفارش می‌کرد مراقب خودم باشم.

خانه پشتیبان جنگ

آشنایی او با همسرش، شهید صفر روحی، در همین فعالیت‌های انقلابی رقم خورد؛ پیوندی که باعث شد مسیر فکری این زوج به هم گره بخورد. شهید روحی دانشجوی سال آخر مهندسی کشاورزی دانشگاه فردوسی بود که با فرمان امام‌خمینی (ره) مبنی بر ضرورت حضور دانشجویان در جبهه‌ها، لباس رزم پوشید و راهی میدان شد.

در آن دوران که سه فرزند کوچک داشتند، شمسی‌خانم اشتیاق زیادی برای فعالیت‌های پشت جبهه داشت، اما نگهداری از فرزندان کار را دشوار کرده بود. او در این‌باره می‌گوید: شهید که علاقه من را به همکاری می‌دید، برایم ماشین بافندگی و کاموا خرید تا در خانه برای رزمندگان لباس ببافم. از سال۱۳۶۲ بافتن لباس برای رزمندگان کار هر روز من شد.

پس از شهادت همسر، او مسیر رشد و فعالیت‌های فرهنگی را با جدیت بیشتری ادامه داد؛ با کسب مدرک کارشناسی‌ارشد، در آموزش‌وپرورش مشغول به کار شد و در کنار آن، در ادارات مختلف در حوزه‌های فرهنگی نقش‌آفرینی می‌کرد. از سال۱۳۸۲، او در برنامه‌های هیئت رزمندگان مشارکت فعال داشت تا اینکه همان سال در محله کلاهدوز ساکن شد.

شمسی‌خانم درباره شروع فعالیت‌های جهادی در خانه خودش، چنین توضیح می‌دهد: در ابتدا کسی نمی‌دانست من همسر شهید هستم، تا اینکه یک‌بار برای دیدار با خانواده شهید به خانه ما آمدند و از فرمانده پایگاه بسیج مسجد چهارده‌معصوم (ع) هم خواستند همراهشان بیاید. در آن دیدار تازه متوجه شدند که ما خانواده شهید هستیم و از ما خواستند در برنامه‌های مسجد شرکت کنیم. پس از مدتی رفت‌وآمد، متوجه شدم فضای مسجد برای پخت‌وپز کوچک است. به همین دلیل پیشنهاد دادم غذا‌ها را در خانه ما آماده کنند.

به گفته اهالی، این کار سال‌هاست استمرار دارد و این خانه به پاتوق خیر و برکت تبدیل شده است.

برپایی دیگ‌های مهربانی در خانه شهید

خانه ساده خانم کاظمی، حساب‌وکتابش با همه‌جا فرق دارد. اینجا خانم‌های محله پای ثابت کارند؛ از قاسم‌آباد گرفته تا خود محله کلاهدوز، هرکس به اندازه توانش تلاش می‌کند تا در ثواب کار‌های خیر شریک شود. یکی از صبح تا شب عدس، نخود، لوبیا یا سبزی پاک می‌کند، دیگری نان‌ها را بسته‌بندی می‌کند و آن یکی دیگ‌های بزرگ غذا را هم می‌زند و مراقب است آتش مهربانی لحظه‌ای سرد نشود.

اینجا گاهی حجم کار زیاد است؛ از پخت شبی چهارصد پرس غذا برای موکب چهارراه ابوطالب گرفته تا تهیه جهیزیه یا سیسمونی برای نوعروسان، کمک به کودکان بهزیستی و حتی جمع‌آوری کمک برای مردم لبنان و غزه. خانم کاظمی با لبخندی که خستگی را پشت صورت آرامش پنهان می‌کند، می‌گوید: از خدا می‌خواهیم که توان خدمت به مردم را به ما بدهد و بتوانیم همیشه ایستاده باشیم و خدمتگزار.

سنگر خدمت در محله کلاهدوز

انگار سرنوشت شمسی‌خانم را با کار‌های خیر گره زده‌اند. فعالیت‌های او از همان روز‌های اول با دلسوزی برای پانزده کودک بی‌سرپرست بهزیستی در محله کلاهدوز آغاز شد. او با کمک اهالی، لوازم موردنیاز آنها را جمع‌آوری می‌کرد و می‌فرستاد تا آن کودکان نیز طعم زندگی آرام را بچشند. اهالی محله که به درایت و امانت‌داری او اطمینان داشتند، کمک‌های خود را روانه خانه شهید روحی می‌کردند.

این مسیر خیر، بی‌سروصدا پیش می‌رفت تا اینکه موضوع جبهه مقاومت و کمک به غزه پیش آمد. آن روزها، خانه شهید به مقر اصلی کمک‌های مردمی تبدیل شد. هر کس می‌خواست هدیه‌ای بفرستد، به خانم کاظمی می‌سپرد. زیرا اهالی می‌دانستند او با همراهی بانوان بسیجی محله، همه کمک‌ها را به دست اهلش می‌رساند.

هرچه زمان می‌گذشت، دامنه فعالیت‌ها گسترده‌تر می‌شد. حالا دیگر اهالی می‌دانند اینجا مرکزی است که نیازی به تابلو و تشریفات اداری ندارد؛ مهم‌ترین مهر تأیید این مرکز، نام شهید روحی و خدمات صادقانه خانم کاظمی است که به آن اعتبار بخشیده است.

خانه‌ای به وسعت یک محله

درِ این خانه همیشه باز است؛ نه فقط برای پخت‌وپز، که برای هر کسی که می‌خواهد طعم خدمت بی‌منت را بچشد. در میان این جمع، خانم‌هایی را می‌بینید که هر کدام قصه خودشان را دارند؛ از خانم فضلی‌پور که از قاسم‌آباد خودش را به این خانه می‌رساند، تا خانم حنایی کاشانی، خواهر شهید جاویدالاثر، همه پای کار محله ایستاده‌اند.

همسایه‌ها به‌اتفاق یک چیز را می‌گویند؛ اگر خانم کاظمی نبود، این جمع صمیمی هرگز دور هم جمع نمی‌شد.

آنها تأکید می‌کنند که مسجد به‌دلیل برنامه‌های متنوع خودش، فضای کافی برای فعالیت‌های جهادی ندارد تا در اختیارشان بگذارد. خانم کاظمی همه آسایش و آرامش خود را وقف این کار‌های خیر کرده است. برای این خانم‌ها، این خانه فراتر از یک مکان برای آشپزی است؛ اینجا مدرسه مهربانی و همدلی است.

اولویت همدلی در هنگام سختی

فاطمه فضلی‌پور، نمونه‌ای از تجسم رفاقت‌های پایدار در مسیر کار خیر است. او که روزگاری در محله کلاهدوز ساکن بوده، حالا به قاسم‌آباد رفته، اما دوری مسیر هم پیوند او را با خانه شهید روحی قطع نکرده است.

فاطمه‌خانم معتقد است خدمت به خلق، مرز نمی‌شناسد؛ به همین دلیل، صبح به صبح راهی محله قدیمی‌اش می‌شود تا دوشادوش کاظمی به فعالیت‌های جهادی مشغول باشد.

فضلی‌پور با یادآوری دوران حضورش در محله کلاهدوز، می‌گوید: پنج‌سال در این محله ساکن بودم و فرماندهی پایگاه بسیج شهیدبهشتی در مسجد چهارده‌معصوم (ع) را بر عهده داشتم. با اینکه به دلیل تغییر محل سکونت، مسئولیتم در پایگاه را تحویل دادم، دلم از فعالیت‌های این خانه جدا نشد.

فاطمه‌خانم درباره سازوکار فعالیت‌هایشان توضیح می‌دهد: ما در جلسات محلی فراخوان همدلی می‌دهیم و هر کس هر آنچه در توان دارد، پیشکش می‌کند. این مشارکت‌ها ما را به سمت شناسایی خانواده‌های نیازمند سوق داد. حالا فرایند شناسایی با معرفی دوستان و تحقیق میدانی خودمان انجام می‌شود تا کمک‌ها به دست کسانی برسد که واقعا نیازمندند.

او با اشاره به اینکه خدمات این گروه در مناسبت‌های خاص اوج می‌گیرد، ادامه می‌دهد: در ماه رمضان، عید نوروز و شب چله، بسته‌های معیشتی توزیع می‌کنیم. اگر هم نذری یا قربانی داشته باشیم، اولویتمان خانواده‌های بی‌سرپرست و بدسرپرست است.

فاطمه‌خانم در پایان با قدردانی از مدیریت خانم کاظمی، می‌گوید: تجربه‌های سختی مثل جنگ‌های اخیر نشان داد که بانوان محله پای کار هستند. شمسی‌خانم با گشاده‌رویی، خانه و امکاناتش را در اختیار ما می‌گذارد. هر کس به اندازه فرصتش می‌آید، اما من که راهم دور است، صبح تا شب اینجا می‌مانم.

پیوند با آرمان‌های شهدا

شریفه حنایی‌کاشانی، خواهر جاویدالاثر جلیل حنایی‌کاشانی، از اعضای ثابت و فعال این گروه جهادی است که ریشه در فرهنگ ایثار و شهادت دارد. او درباره آغاز همکاری‌اش با خانم کاظمی می‌گوید: خادم حسینیه اهل‌بیت (ع) در خیابان شهیداسفندیانی هستم و در جریان وقایع غزه با خانم کاظمی آشنا شدم. در آن دوران، فعالیت‌های گسترده‌ای در زمینه خیاطی و بافتنی انجام می‌دادیم و کارهایمان را برای آنها می‌فرستادیم. بانوان در بحث اهدای طلا مشارکت بسیار چشمگیری داشتند و با همت و مدیریت خانم کاظمی، تعداد زیادی چادر دوختیم و به بانوان لبنانی دادیم.

خانم حنایی‌کاشانی با اشاره به تداوم این مسیر، می‌افزاید: از زمان جنگ تحمیلی سوم، همکاری‌های ما شکل جدی‌تر و منسجم‌تری به خود گرفت. پخت روزانه غذا برای موکب‌های محله و نیرو‌های حافظ امنیت، از اقداماتی است که از همان روز‌های نخست جنگ، به‌صورت مستمر و پیوسته در حال انجام آن هستیم.

نان‌آور گروه جهادی

فرخ حیدری خاطرات روز‌های ابتدایی شکل‌گیری محله و ساخت مسجد چهارده‌معصوم (ع) را به یاد دارد و تعریف می‌کند: سال ۱۳۵۹ از شاهرود به مشهد آمدیم. آن زمان که آمدیم اینجا، هنوز زمین‌های کشاورزی بود. کم‌کم مسجد را ساختند. من بسیجی نیستم، اما از زمان آشنایی با خانم کاظمی و خانم فضلی‌پور، در کار‌های جهادی مشارکت می‌کنم.

او مسئولخرید نان برای بسیجیان است و نقش او در تأمین مایحتاج اصلی این گروه درخورتوجه است.

از مسجد محله تا سنگر جهاد

معصومه وطن‌خواه نیز از دیگراعضای فعال این گروه است. دوران کودکی او در عبادی۴۷ و مسجد حجت‌المهدی (عج) سپری شده است.

معصومه‌خانم تعریف می‌کند: پس از آمدن به این محله و آشنایی با خانم‌ها کاظمی و فضلی‌پور، فعالیتم شکل جدی‌تری به خودش گرفت و کنار آنها مشغول به کمک شدم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.