به گزارش شهرآرانیوز؛ آموزش مجازی که با کشورگشایی کووید۱۹ دنیا را یک باره غافلگیر کرد، از همان گام اول با گلایههای بسیاری همراه بود. اگرچه متولیان حوزه آموزش وپرورش از دوره کرونا، زیرساختهای حداقلی برای آموزش مجازی فراهم کردهاند، با این حال هر اندازه هم ادعا کنند که شرایط برای دیجیتالی شدن آموزش مهیاست، طیف بزرگی از جمعیت دانش آموزی و اولیا اذعان خواهند کرد زیرساخت ها، زورشان به کاستیها نمیرسد.
وضعیت آموزش نیم بند مجازی که در چند ماه گذشته یک بار دیگر بر فضای آموزشی حاکم شد، آن قدر بغرنج است که برخی دانش آموزان با تیک اعلام حضور، سروته سال آموزشی را به هم رساندند و حالا فصل سنجش و امتحانات است. رودربایستی را کنار بگذاریم؛ این نوع آموزش و سنجش، نوعی رفع تکلیف است.
دادههای گزارش معاونت رفاه اجتماعی وزارت کار نشان میدهد در ایران، شکاف زیادی بین استانها از نظر تعداد کاربران اینترنت وجود دارد. نکته قابل توجه این است که استانها با تعداد کاربر اینترنت کمتر، دارای جمعیت بی سواد بیشتری هستند و آموزش از راه دور، نرخ بی سوادی را بالا میبرد.
«تله فقر و محرومیت، دام خود را همیشه برای خانوادههای کم بضاعت، پهن کرده است.» این گفته شیوا ابراهیمی، مادر دانش آموزی است که به قول خودش، دستشان به دهانشان میرسد، اما بنا به دلایلی در یکی از محدودههای حاشیهای شهر زندگی میکنند. او میگوید: برای من مادر تحصیل کرده نیز هماهنگ شدن با این شیوه آموزش سخت است، چه برسد به مادرانی که سواد درست وحسابی ندارند و تنها دغدغه شان، این است که نان شبشان برسد و آن شب گرسنه نمانند.
ابراهیمی معتقد است: در پایشهای آموزش وپرورش حتما آماری از دانش آموزان مناطق کم برخوردار وجود دارد؛ به نظر من، یکی از سیاستهای آنها باید مراقبت از این خانوادهها باشد تا مانع از ترک تحصیل فرزندانشان شود.
نگرانی بین خانوادهها خیلی بیشتر از این گپ وگفت و دیالوگهایی است که اینجا ردوبدل میشود.
چه فرقی میکند اسمش چیست؛ مهم این است از همان اولی که چشم به دنیا باز کرده، زندگی به آنها سخت گرفته است. میخندد و میگوید: درددل زیاد است؛ بیشتر از این دلگیرتان نکنم. حرف از درس و کتاب بچهها که میشود، ماجرا تلختر میشود. تعریف میکند: سه فرزند دانش آموز دارم؛ در پایه سوم، هفتم و دهم و همین یک گوشی تلفن همراه. خیلی وقتها به اینترنت دسترسی نداریم؛ یعنی پول خرید آن را نداریم، اما من مادر هستم و همیشه نگران اینکه نکند زندگی بچهها هم یکی مثل خودم شود. هرجور هست، این پول را جفت وجور میکنم.
او ادامه میدهد: به خاطر مشکلاتی که فضای شاد دارد، برخی کلاسها در این بستر برگزار نمیشود و لازم است در پیام رسانهای دیگر باشد، آن هم به صورت تصویری. شما فکر کنید سه نفر هم زمان بخواهند سر کلاس حاضر باشند و تکلیف بگیرند و تکلیف بدهند، چه اتفاقی در آن خانواده خواهد افتاد؟ اینها را تعریف کردم تا بدانید که برخی خانوادهها چطور خودشان را به فصل امتحانات رساندهاند. اصلا خود بچههای من، برخی کلاسها را شرکت نکردند، درحالی که حضور در کلاس، در نمره آزمون تأثیرگذار است. حالا ماندهام که برای تداخل ساعت آزمونشان، چه کنم.
گرچه شکاف طبقاتی بین خانوادههای برخوردار و کم برخوردار، گاه گفتهها را متفاوت میکند، اما نقل وقول در برخی موضوعات، مشترک است.
دو فرزند دانش آموز پایه پنجم و هفتم دارد. میگوید: احساس میکنم آموزش وپرورش در اولویت وظایف دولت نیست؛ اگر بود، باید برای شرایط بحرانی، همیشه تدبیری میداشت.
او به عنوان یک مادر، همه امکانات را برای تحصیل راحت، فراهم کرده است؛ البته شاغل است و سعی کرده است این خلأ را با انتخاب مدرسه خاص، گوشی تلفن همراه مخصوص و اتاق جداگانه و اینترنت پرسرعت پر کند. میگوید: پسرم در مدرسه نمونه دولتی درس میخواند و دخترم در مدرسه غیرانتفاعی. بچهها غالبا از فضای آموزشی اسکای روم استفاده میکنند. استفاده از یک کلاس یک ساعت ونیمه، مصرف بین پنج تا شش گیگ اینترنت را به همراه دارد و خدا را شکر موضوع مالی مطرح نیست، اما.
این، اما را با حرف جالبی تکمیل میکند: «سال تحصیلی امسال برای خانوادهها شبیه بالارفتن از کوه بود. حالا که مثلا داریم به قله نزدیک میشویم، سخت است شما فکر کنید من برای امتحانات بچه ها، باید مرخصی بگیرم و همراهی شان کنم؛ چون استرس میگیرند و این دلهره و اضطراب همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد. برایتان مثال میزنم تا موضوع روشنتر شود؛ امتحان قرآن پسرم بود؛ معلمشان ایده داشت برای اینکه فرصت تقلب کردن نداشته باشند، زمان آزمون کم باشد؛ سی دقیقه. نمیدانید بچه برای فرستادن یک فایل، چقدر استرس گرفته بود و باید کمکش میکردم!
این مادر اعتقاد دارد برگزاری آزمون به این شیوه، استرس دادن به اولیا و شاگردان است.
آموزگاران هم مدرسه را قلب آموزش میدانند و اعتقاد دارند برای ادامه حیات آموزش، باید کیفیت آن را ارتقا بدهیم. برخیها بر این موضوع تأکید میکنند که جور بی مهری به این سالها را نسل آینده خواهد کشید.
سعید بهزادی، فیزیک تدریس میکند، آن هم در پایه متوسطه. قبل از طرح چالشهای استفاده از بستر دیجیتالی میگوید: قطعا هیچ جایگزینی برای تدریس حضوری و آزمون حضوری نیست؛ تماس چشمی معلم و دانش آموز برای من حجت است و خوب میفهمم که چند نفر درس را فهمیدهاند و این بزرگترین مزیت است. البته به نظر من، هر آموزگاری که به کارش تعهد داشته باشد، روی نتیجه آن هم تعصب و غیرت دارد و برایش مهم است که بفهمد ماحصل زمانی که برای دانش آموزش گذاشته است، چیست.
او ادامه میدهد: دلیل برای تعطیلی مدارس، زیاد است؛ از آلودگی هوا گرفته تا موضوع ناترازی انرژی و جنگ و... سیاست گذار باید حواسش به کاستیها باشد و آنها را برطرف کند. درست است که فضای آموزش مجازی و بستر شاد، بعد از همه گیری کرونا به روزرسانی شد و این تغییر انکارکردنی نیست، اما باید بپذیریم که کار ویژهای در این زمینه انجام نشده است.
زمانی میتوان ادعا کرد نتایج این سال تحصیلی، عادلانه است که شرایط تحصیل رایگان و باکیفیت، برای تک تک دانش آموزان فراهم شود و سنجش آنها در آزمون نیز عادلانه باشد، نه اینکه تفاوت آموزش در دو مدرسه از یک شهر، از زمین تا آسمان باشد و... راهکارهای تقلب مجازی هم باب شود. با این شیوه، امسال عدالت آموزشی زیر سؤال میرود.
بهزادی باتوجه به تجربهای که دارد، موضوع هزینه و سرمایه گذاری برای تحقق عدالت آموزشی در کشور را پیش میکشد و میگوید: هرسال امتحانات نهایی به صورت هماهنگ و کشوری برگزار میشود و این موضوع آن قدر دارای اهمیت است که سؤالات، پنج دقیقه قبل از شروع به محل برگزاری آزمون میرسد تا جلوی برخی سوءاستفادهها را بگیرد؛ چگونه ممکن است آزمون مجازی، بتواند عدالت محور باشد؟
مدیر یکی از هنرستانهای مشهد است، اما ترجیح میدهد نامش را نگوید. به خاطر نگرانیهایی که از افت تحصیلی دانش آموزان دارد، خیلی کوتاه میگوید: آموزش مجازی یا همان بستر شاد، کاستیها و ایرادهایی دارد که نمیتوان از آنها چشم پوشید. از همه مهم تر، کلافگی بچه هاست و اینکه تعداد زیادی از دانش آموزان در یک زمان مشخص، میخواهند وارد بستری شوند که زیرساختهای قوی ندارد. از این نظر، توجه به بهداشت روانی دانش آموزان، اصل اول است.
گرچه بخشی از نمره هنرجویان ما را، حضور در کارگاهها تشکیل میدهد و علاوه بر آن، وزنههای مختلفی را برای نمره هنرجویان انتخاب کردهایم که مکمل همدیگر باشند، اما نمیتوانیم ادعا کنیم در این نابرابری ها، رقابت برابر است.
دکتر رمضانعلی روحانی که سالها تجربه تدریس در دانشگاه را دارد، گریزی به آموزش مجازی در ایران از اواخر سال ۱۳۹۸ میزند که کرونا در ایران رسما تأیید شد.
به گفته او، ضریب نفوذ تلفن همراه و رایانه و اینترنت، افزایش یافته است، اما مناطق محروم دسترسی کمتری به فناوری اطلاعات دارند. اصلا برخی دانش آموزان ما هم زمان با تحصیل، کار هم میکنند و به گوشی تلفن همراه دسترسی ندارند یا در مناطق روستایی زندگی میکنند. این موضوع، عدالت آموزشی را زیر سؤال میبرد؛ چه برای برگزاری دورههای آموزشی و چه برای آزمون و امتحانات.
به اینها اضافه کنید تقلب را که از شیوه سنتی به شیوه مدرن، تبدیل شده و دست دانش آموز در آن طرف خط، برای این کار باز است. این موضوع، پایش دانش آموزان را سخت خواهد کرد. فرضا پاسخی که نوشته است و اتفاقا درست هم هست، راه تشخیص را بر این موضوع خواهد بست که آیا او چیزی را که مکتوب کرده، فهمیده است یا نه؛ به همین خاطر در سالهای بعد، با یک بحران بزرگ به نام «خلأ یادگیری» مواجه خواهیم بود.
محمدرضا رودابه، مطالعات اجتماعی درس میدهد در پایه متوسطه اول. نگاه و بینش او با آموزگاران دیگر، کمی فرق دارد. او این مسئله را دوسویه میداند و میگوید: باید به هر دو وجه آن، نگاه عمیقی داشت. آموزش آنلاین دیگر یک گزینه نیست، بلکه بخشی از آینده ما برای تعلیم و تعلم است و در آینده نه چندان دور، ناگزیر به پذیرش آن هستیم، حتی اگر شرایط عادی باشد. فقط حرف سر این موضوع است که باید خلأهای بهره مندی از آموزش مجازی را رفع کنیم.
او میگوید: عصر، عصر فناوری است و استفاده از کاغذ و قلم، کمرنگتر شده است؛ ضمن اینکه نسل جدید تقریبا عجول هستند و حوصله خیلی چیزها را ندارند. از این نظر، آزمون مجازی آن طورها هم که فکر میکنیم، بد نیست؛ اینکه در مصرف کاغذ صرفه جویی میشود و دانش آموز نیازی ندارد به اینکه از یک مکان به مکان دیگر برود.
به گفته او، آموزش مجازی و به تبع آن امتحانات مجازی، الان دست وپاشکسته است؛ به همین خاطر شاید وقتی حرف از آزمون و امتحان پیش میآید، اذهان عمومی به سمت تعطیلی مدارس کشیده شود و معضلات کوتاه مدت و بلندمدتی که دارد. قطعا اگر پیش از این، اولویت به تکنولوژی آموزش داده میشد، این همه غافلگیری وجود نداشت و خانوادهها راحتتر با آن کنار میآمدند. ادامه حیات آموزش مجازی با وجود همه کاستی ها، ضروری است و نبودش، آسیبهای اجتماعی را به همراه دارد.
البته با همه این گلایه ها، نمیتوان منکر تلاش متولیان حوزه آموزش وپرورش برای فراهم کردن شرایط برابر بود.
حسین فاطمی نژاد، رئیس اداره سنجش اداره کل آموزش وپرورش استان، به نمایندگی از فعالان این حوزه، حرف میزند و میگوید: ارزشیابی پایانی سال ۱۴۰۵ بنا بر اقتضائاتی که پیش آمده و براساس ابلاغیه آموزش وپرورش استان، غیرحضوری است.
البته مفاد ارزشیابی را امسال به اختیار شورای مدارس گذاشتهایم که براساس پوشه کار و ارزیابی عملکردی دانش آموز در طول سال است و آزمون آنلاین، یکی از وزنه هاست. نمره، آیتمهای مختلفی دارد و براساس شناختی محاسبه میشود که معلم در طول سال از دانش آموزانش پیدا کرده است.
به گفته او، برای پایه یازدهم و دوازدهم که تأثیر نتیجه امتحان در کنکور محاسبه میشود، آزمون به صورت حضوری و با رعایت ملاحظات بهداشت روانی و در محیطی امن و آرام برگزار میشود، آن هم در زمانی که شرایط عادی شده باشد و طبق ابلاغ انجام شده، از ۲۱تیرماه، خواهد بود. این موضوع در مورد کسانی مثل هنرجویان هنرستان که آزمون عملی هم دارند، صدق میکند. همه همکاران این حوزه تلاش میکنند برای تعیین نمره به گونهای عمل کنند که عدالت آموزشی برقرار باشد.
محمدرضا پورمقدم، مسئول اداره فناوری و آموزش وپرورش استان، هم خیلی به بستر شاد و پیشرفت در این حوزه امیدوار است و ادعا میکند برنامههای ویژهای برای دسترسی عادلانه به اینترنت داریم.
پورمقدم اعتقاد دارد که تقریبا غالب دانش آموزان به اینترنت دسترسی دارند؛ مگر اینکه در مناطق صعب العبور و روستایی باشند.
او از یک سامانه آزمون ساز به نام پرگار خبر میدهد که به صورت رایگان دراختیار مدارس قرار میگیرد و معلمها در فضای آن، میتوانند آزمون را برگزار کنند. این سامانه، مشکلات بستر شاد را ندارد. علاوه بر این، به دانش آموزان امکان میدهد هر زمان خواستند، خودشان را محک بزنند.
پورمقدم ادامه میدهد: از مدتها قبل به فکر عملی کردن این سامانه بودیم، اما شرایط جنگی آن را سرعت بخشید. از جمعیت یک میلیون و ۵۰۰ هزارنفری دانش آموز در استان، ۱۸ هزار نفر در این سامانه ثبت نام کردهاند. علاوه بر آن، درحال راه اندازی یک سامانه داخلی هستیم که نیاز به اینترنت نداشته باشد و همه مدارس باهم در ارتباط باشند.