خراسان رضوی روی پهنهای ایستاده که از نگاه کارشناسان، «عادی» نیست؛ جایی که چند گسل یا خردشدگی بزرگ در دل زمین به هم گره خوردهاند و یک منطقه بحرانی و پرخطر را ساختهاند؛ وضعیتی که میتواند استعداد رخداد زمینلرزه را افزایش دهد.
ازسویدیگر، تکرار ریزلرزهها در اسفند ۱۴۰۴ و نیز در سال ۱۴۰۵ تاکنون، این استان را در فهرست لرزهخیزترینهای کشور قرار داده و دوباره این پرسش را ایجاد کرده است که اگر تکان بعدی بزرگتر باشد، سازههای استان، به ویژه در روستاها و بافتهای قدیمی، چقدر تاب میآورند؟ روایت کارشناسان نشان میدهد مسئله فقط «وقوع زلزله» نیست؛ «کیفیت ساختوساز»، «نظارت» و «آمادگی مراکز حیاتی» تعیین میکند که یک زلزله به بحران انسانی تبدیل شود یا نه.
ایران، به تعبیر کارشناسان زمین شناسی، کشوری است که «زلزله» بخشی از واقعیت زیستی آن محسوب میشود؛ واقعیتی برخاسته از موقعیت زمین ساختی و جغرافیایی که تقریبا همه استانها را، با تفاوتهایی در شدت و تکرار، در معرض لرزشهای زمین قرار داده است.
علی بیت اللهی، رئیس بخش زلزله شناسی مهندسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، در گفتوگو با شهرآرا در تشریح وضعیت لرزه خیزی کشور، با اشاره به رخداد زمین لرزههای متعدد در نقاط مختلف ایران تأکید میکند: این رخدادها نشان میدهد از نظر لرزهای، ایران کشوری بسیار فعال است.
بیت اللهی برای توضیح ریشه این لرزه خیزی، ما را به نقشههای جهانی زلزله ارجاع میدهد و میگوید: ایران در مسیر کمربند آلپ- هیمالیا قرار گرفته است؛ منطقه ای فعال که در ادبیات عمومی گاهی از آن با «کمربند آتش» نیز یاد میشود و از غرب کره زمین امتداد یافته و از مسیر ایران عبور میکند. همین موقعیت زمین ساختی باعث میشود زلزلههای متعدد در گستره کشور رخ دهد.
اما در میان استان ها، خراسان رضوی از نظر بیت اللهی وضعیتی قابل توجه دارد؛ وضعیتی که هم با زمین لرزههای دستگاهی نوین و هم با زلزلههای تاریخی قابل استناد است. او میگوید: در مورد خراسان رضوی، کاملا محرز است که این خطه از نظر لرزه خیزی به مراتب فعالتر از برخی نقاط دیگر کشور است.
بیت اللهی علت این فعال بودن را در هندسه زمین ساختی استان میداند و توضیح میدهد: خراسان رضوی در مجاورت و تلاقی سه ایالت زمین ساختی قرار دارد؛ ایالت ایران مرکزی، ایالت البرز و ایالت شمال شرق ایران. به باور او، تداخل این واحدهای زمین ساختی در محدوده استان «یک گره تکتونیکی فعال» ایجاد کرده که استعداد رخداد زمین لرزه را افزایش میدهد.
به گفته این پژوهشگر، شواهد لرزه خیزی خراسان رضوی را میتوان روی نقشه گسلهای استان نیز به وضوح دید. بیت اللهی برای نمونه به کلان شهر مشهد اشاره میکند: در جنوب و شمال مشهد و حتی فراتر از مرزهای شهری در شمال غرب و جنوب شرق، گسلهای متعددی وجود دارد که در دورههای مختلف میتوانند زمین لرزههای قابل توجه ایجاد کنند.
او در عین حال یکی از مهمترین کانونهای خطر را در جنوب استان معرفی میکند؛ یعنی در «گسل درونه»، گسلی «بسیار طویل» که از حوالی گناباد تا کاشمر و بردسکن امتداد دارد و بیت اللهی از آن به عنوان دومین گسل بزرگ ایران یاد میکند. به گفته او، این گسل از سمت مرز شرقی و از سوی افغانستان وارد محدودههای جنوبی خراسان رضوی میشود و شهرهای متعددی را در امتداد خود در بر میگیرد؛ محدودهای که از نظر او خطر لرزهای بسیار زیادی دارد.
بیت اللهی با یادآوری زمین لرزههای تاریخی پیرامون کاشمر و نیز رخدادهای پیرامون نیشابور، اطراف مشهد و مناطق شمالیتر استان، تأکید میکند که «زلزلههای تاریخی بسیار دهشتناکی» در این پهنه ثبت شده و همین رخدادها، نشانهای روشن از لرزه خیزی بالای استان است. او میافزاید: گزارشها و مستنداتی که درباره زلزلههای جدید استان تدوین شده است، این واقعیت را «قابل اثبات» میکند.
با این حال، بیت اللهی نقطه کانونی بحث مدیریت خطر را نه صرفا در فعال بودن یک پهنه لرزهای، بلکه در کیفیت ساخت وساز و وضعیت ساختمانها میداند؛ عاملی که در تعیین میزان تلفات و خسارت، نقشی تعیین کننده دارد.
او با استناد به آخرین آمار سراسری موجود (سال ۱۳۹۵) میگوید: از نظر ساختمانهای نامقاوم یا کم مقاوم دربرابر زلزله، به ویژه در محیطهای روستایی، خراسان رضوی جزو استانهای آسیب پذیر کشور محسوب میشود. بیت اللهی در بیان یک هشدار جدیتر اضافه میکند: بر پایه همان آمار، خراسان رضوی از نظر تعداد واحدهای مسکونی نامقاوم یا کم مقاوم دربرابر زلزله، رتبه اول کشور را در اختیار دارد.
به گفته او، پراکندگی گسترده آبادیها و شهرها و همچنین شرایط اقلیمی و دسترسی به مصالح، موجب شده است در بخشهایی از استان، ساخت وسازها عمدتا با مصالحی مانند خشت و گل و به شیوه بنایی انجام شود؛ ساختمانهایی که در برابر زلزلههای متوسط هم تاب آوری بالایی ندارند و در صورت وقوع زلزله بزرگ «ممکن است تلفات جانی فراوان» به دنبال داشته باشند.
بیت اللهی دامنه نگرانی را فراتر از واحدهای مسکونی میبرد و یادآور میشود: در کنار خانه ها، وجود زیرساختها و شریانهای حیاتی، همچنین آثار تاریخی و فرهنگی و از همه مهم تر، جمعیت پذیری کلان شهر مشهد، موضوع توجه به خطر زلزله در این استان را «دوچندان» میکند. به زبان ساده، هر چه «داراییهای حیاتی» و «تمرکز جمعیت» بیشتر باشد، مدیریت بحران سختتر و هزینه خطا سنگینتر خواهد بود.
رئیس بخش زلزله شناسی مهندسی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی از یک گام اجرایی نیز خبر میدهد: نقشه حریم گسلهای مشهد را به تصویب شورای عالی شهرسازی و معماری رساندیم.
او توضیح میدهد که بر اساس این مصوبه، در حریم گسلهای مشهد برای ساخت وساز ساختمانهای بسیار مهم یا ساختمانهای بلندمرتبه محدودیتهایی اعمال شده؛ اقدامی که به گفته او «گامی به جلو» محسوب میشود.
بیت اللهی با رد تصور رایج درباره امکان جلوگیری از زلزله، صراحتا میگوید: ما نمیتوانیم از وقوع زمین لرزه جلوگیری کنیم؛ نه این پدیده قابل پیش بینی دقیق است که چند روز قبل هشدار بدهیم، نه قابل کنترل است که مانع رخدادش شویم.
او تأکید میکند: تجربه جهانی و نیز تجربههای ایران، از جمله زلزلههای بزرگ طبس، رودبار، بم و کرمانشاه، نشان داده ساختمانهایی که مطابق ضوابط ساخته شدهاند، حتی اگر آسیب ببینند، الزاما فرو نمیریزند و میتوانند جان ساکنان را حفظ کنند.
از نگاه این کارشناس، کاهش خطر زلزله در خراسان رضوی به همکاری طیفی از نهادها نیاز دارد؛ وزارت راه و شهرسازی به عنوان ناظر عالی در حوزه شهرسازی، نظام مهندسی ساختمان، شهرداریها و دستگاههای مرتبط با کنترل ساخت وساز شهری و نیز متولیان ساخت وسازهای دولتی، به ویژه در حوزههای حساس مانند بیمارستان ها. او در پایان، بر «نظارت میدانی جدی» به عنوان پاشنه آشیل ساخت وساز مقاوم تأکید میکند و میگوید: اگر نظارت واقعی بر کیفیت ساخت وساز، چه در شهر و چه در روستا، تقویت شود، آسیبها و تلفات زلزله به حداقل خواهد رسید.
افزایش ثبت زمین لرزهها در ماههای اخیر، بار دیگر نگاهها را به جایگاه خراسان رضوی در میان استانهای لرزه خیز کشور برگردانده است. هادی شریفی، معاون زمینشناسی اداره کل زمین شناسی شمال شرق کشور، میگوید: بر اساس دادههای ثبت شده، در اسفند پارسال، ۴۱ زمین لرزه با بزرگی کمتر از ۳.۵ ریشتر در استان ثبت شده و این رقم در فروردین به ۳۶ مورد رسیده است؛ زمین لرزههایی که اغلب خفیف و بی خسارت بودهاند، اما تکرارشان یک سؤال اصلی را جدیتر میکند: چرا خراسان رضوی این قدر میلرزد و آیا ساختمانهای استان برای یک زلزله بزرگ آمادهاند؟
شریفی توضیح میدهد که پاسخ را باید اول در «جغرافیای زمین ساختی» استان جستوجو کرد؛ جایی که هم در پهنههای فعال قرار دارد و هم گسلهای شناخته شده و پرتوان آن را احاطه کردهاند.
به گفته او، ایران روی کمربند برخورد صفحه عربی و اوراسیا قرار دارد؛ فشاری که در پوسته زمین ذخیره میشود و سرانجام از مسیر گسلها آزاد میشود. بخش شمالی خراسان رضوی به عنوان محل «زمین درز» دو سنگ کره توران در شمال و ایران مرکزی در جنوب، در دل همین پهنه فعال قرار گرفته است.
شریفی میگوید در گستره استان و پیرامون آن، گسلهای فعالی وجود دارد که توان لرزه زایی بیش از شش تا هفت ریشتر دارند؛ از جمله کشف رود، توس، درونه، بینالود و...؛ مجموعهای که باعث میشود منطقه مستعد رخداد زمین لرزههای کوچک و گاه متوسط باشد.
او یادآوری میکند در برخی مناطق استان، به ویژه در دشتهای آبرفتی، رسوبات نرم میتوانند شدت لرزش را تشدید کنند؛ یعنی حتی زلزلهای با بزرگی متوسط هم ممکن است در این نواحی «شدیدتر» احساس شود و آسیب بیشتری به بار بیاورد.
شریفی تأکید میکند: وقتی پای کلان شهری مانند مشهد در میان است، خطر زمین لرزه فقط یک پدیده طبیعی نیست؛ چون تراکم جمعیت و ساختمانها آن را به یک ریسک شهری تبدیل میکند.
از نگاه شریفی، نگرانی اصلی فقط «تعداد» زمین لرزهها نیست؛ مسئله این است که اگر روزی زلزله بزرگ تری رخ دهد، سازهها چه واکنشی نشان میدهند. او میگوید بخشی از ساختمان ها، به ویژه در بافتهای قدیمی شهری و برخی روستاها، پیش از اجرای کامل آیین نامههای سخت گیرانه ساخته شدهاند و در برابر زلزله شدید آسیب پذیرترند.
شریفی به برخی ساخت وسازها در مناطق حاشیهای و کم برخوردار اشاره میکند؛ ساختمانهایی که یا محاسبات مهندسی دقیقی ندارند یا در مرحله اجرا، ضعف نظارتی به کیفیت نهایی لطمه زده است. او تأکید میکند: ایمنی بیمارستان ها، مدارس، مراکز امدادی و ساختمانهای خدمات رسان حیاتی است؛ چون هر ضعف سازهای در این مراکز، در لحظه بحران میتواند خود امدادرسانی را با بحران روبه رو کند.
شریفی میگوید عبور از وضعیت آسیب پذیر فعلی، به اقدام هماهنگ چند دستگاه نیاز دارد:
شریفی همچنین چهار اولویت فوری را این طور جمع بندی میکند: شناسایی ساختمانهای پرخطر، مقاوم سازی مراکز حیاتی، تسریع در بازآفرینی شهری و آموزش عمومی برای مواجهه با زلزله.
وی تأکید میکند: مدیریت خطر زلزله فقط مسئولیت دولت نیست و مردم هم باید سهم خود را جدی بگیرند؛ بررسی ایمنی سازه محل سکونت، پرهیز از اضافه طبقه یا تغییرات غیرمجاز، محکم کردن وسایل سنگین، آشنایی با قطع گاز و برق، آماده داشتن کیف اضطراری و مشارکت در آموزشها و مانورهای محلی. او یادآوری میکند در بسیاری از زلزله ها، بخشی از آسیبها ناشی از سقوط اجسام داخل ساختمان است و با اقدامات ساده قابل پیشگیری است.
به گفته شریفی، آمار زمین لرزههای اسفند و فروردین نشان میدهد خراسان رضوی همچنان در پهنهای فعال از نظر لرزهای قرار دارد؛ اما اینکه یک زلزله به «بحران انسانی» تبدیل شود یا نه، به آمادگی سازهها و سطح آگاهی عمومی گره خورده است. خطر زلزله حذف شدنی نیست، اما پیامدهای آن قابل مدیریت است؛ به شرط آنکه مقاوم سازی، نظارت دقیق، آموزش عمومی و هماهنگی نهادی از شعار عبور کند و به برنامه عملیاتیِ مستمر تبدیل شود.
سیدکیوان حسینی، عضو هیئت علمی گروه زمین شناسی و رئیس سابق مرکز تحقیقات زمین لرزه شناسی دانشگاه فردوسی مشهد نیز با اشاره به دلایل وقوع زمین لرزه در پوسته زمین میگوید: وقوع زمین لرزه در پهنههای پوسته زمین دلایل متعددی دارد که از مهمترین آن ها، حرکات ناشی از صفحات زمین ساختی است.
وی با تأکید بر اینکه این حرکات به صورت پیوسته در حال انجام است، ادامه میدهد: به همین دلیل، محلهای کمی در ایران را میتوان یافت که عاری از این گونه زمین لرزهها باشند.
حسینی همچنین به تفاوت آمار رسمی زمین لرزهها با برخی گزارشها اشاره و اظهار میکند: تفاوت بسیار زیاد آماری که ارائه شده با آنچه در برخی گزارشها آمده است (از جمله عدد ۲۴۷ زمین لرزه در فروردین)، میتواند ناشی از ثبت زمین لرزههای با بزرگی کمتر از ۲.۵ ریشتر باشد؛ زمین لرزههایی که در سایت شبکه دانشگاه تهران معمولا درج نمیشوند.
حسینی بیان میکند: برای تحلیل دقیق وضعیت لرزه خیزی، لازم است هنگام ارائه آمار، به حد آستانه بزرگی ثبت و نمایش داده شده در هر سامانه و همچنین تفاوت شبکههای پایش و شیوه گزارش دهی توجه شود.