شکیبا افخمی راد | شهرآرانیوز؛ پس از چندماه تعطیلی و رکود ناشی از حوادث دی ماه و شرایط جنگی، چراغ سالنها و پلاتوهای تئاتر مشهد بار دیگر روشن شده است و پانزده اثر از نمایشهای کمدی و ضدجنگ گرفته تا نمایشنامه خوانی و آثار ویژه کودک و نوجوان روی صحنه رفتهاند؛ نشانهای از اینکه تئاتر، با وجود همه فراز و فرودها، همچنان راه خود را به سوی مخاطب پیدا میکند. ما در گزارش پیش رو به سراغ کارگردانان سه اثری رفتهایم که این شبها درحال اجرا در سالنهای تئاتر مشهد هستند و با آنها درباره نمایش هایشان و وضعیت امروز تئاتر صحبت کردهایم.
نمایش «سیرک سیار» به کارگردانی حامد معمارطهرانی این روزها در سالن بهار پارک ملت مشهد روی صحنه است. این اثر برای مخاطبان کودک و نوجوان تولید شده و داستان پسربچهای را روایت میکند که شیفته دنیای سیرک است و آرزو دارد روزی عضوی از آن شود. او در مسیر رسیدن به این آرزو با چالشها و تردیدهای مختلفی روبه رو میشود، اما با کمک پدربزرگش و اتکا به تلاش و پشتکار، میآموزد که هیچ رؤیایی دور از دسترس نیست.
معمارطهرانی درباره چگونگی شکل گیری این اثر میگوید: تولید «سیرک سیار» از یک دغدغه ساده شروع شد؛ اینکه چطور میتوان درباره تلاش، امید و دنبال کردن رؤیاها با زبان کودکانه صحبت کرد، بدون اینکه کار به شعار تبدیل شود. از همین رو بعد از خواندن چندین نمایشنامه متن سیرک سیار به نویسندگی اوراند هریس و ترجمه استاد حسین فدایی حسین، بازنویسی و دراماتورژی انجام شد تا روایت برای مخاطب کودک جذاب و پرکشش باشد. پس از آن وارد طراحی صحنه، لباس، موسیقی و تمرینات شدیم و تلاش کردیم همه اجزای نمایش در خدمت خلق یک جهان شاد، رنگارنگ و در عین حال تأثیرگذار باشند.
این کارگردان دلیل انتخاب این نمایشنامه را سادگی و صداقت داستان آن بیان میکند و باور دارد فضای فانتزی سیرک فرصت مناسبی برای بهره گیری از تخیل، موسیقی و تصاویر نمایشی جذاب فراهم کرده است.
او مهمترین چالش اجرای «سیرک سیار» را انتقال مفاهیم نمایش بدون افتادن در دام شعارزدگی میداند و یادآور میشود: نقطه اوج اثر، جایی است که شخصیت اصلی تصمیم میگیرد با وجود همه سختیها از تلاش دست نکشد؛ لحظهای که نه تنها برای کودکان، بلکه برای بزرگ سالان نیز قابل لمس و هم ذات پنداری است.
این کارگردان در بخش دیگری از صحبت هایش با تأکید بر ویژگیهای تئاتر کودک بیان میکند: مخاطب کودک صادقترین مخاطب تئاتر است. اگر با اثر ارتباط برقرار نکند، واکنشش را همان لحظه نشان میدهد و اگر نمایش را دوست داشته باشد، با تمام وجود همراه آن میشود. به همین دلیل تولید یک نمایش موفق برای کودک در بسیاری از مواقع حتی دشوارتر از تولید اثر برای بزرگ سالان است.
معمارطهرانی درباره شروع اجراهای تئاتر در مشهد بعد از یک دوره تعطیلی نیز میگوید: خوشبختانه علاقه مردم به تئاتر همچنان وجود دارد. شاید وقفههای پیش آمده، باعث شده مدتی ارتباط مخاطب با سالنها کمتر شود، اما هر زمان اثری باکیفیت و متناسب با نیاز مخاطب تولید شده، شاهد استقبال خیلی خوبی بودهایم. به نظر من مخاطب تئاتر از بین نرفته، فقط باید دوباره برای دیدن تئاتر ترغیب شود.
او ادامه میدهد: مهمترین راه، تولید آثار باکیفیت و احترام به مخاطب است. در کنار آن باید تبلیغات هدفمند، برنامههای آموزشی، ارتباط با مدارس و خانوادهها و ایجاد تجربهای خوشایند از حضور در سالن را جدی گرفت. چون وقتی مخاطب از دیدن یک نمایش رضایت داشته باشد، خودش بهترین رسانه تبلیغاتی خواهد بود. این کارگردان همچنین با اشاره به محدودیتهای اینترنت برای انجام تبلیغات، خواستار حمایت بیشتر مدیریت شهری از تئاتر شد و پیشنهاد داد، بخشی از ظرفیتهای تبلیغاتی شهر در اختیار گروههای نمایشی قرار گیرد.
به گفته معمارطهرانی در سطح شهر تعداد زیادی بیلبورد، استرابورد و فضاهای تبلیغاتی در اختیار شهرداری قرار دارد که میتوان بخشی از آنها را در اختیار گروههای نمایشی قرار داد. این اتفاق هم به دیده شدن آثار فرهنگی کمک میکند و هم باعث میشود خانوادهها بیشتر از رویدادهای هنری شهر مطلع شوند.
او که باور دارد مهمترین چالش تئاتر مشهد فاصله میان توانمندی بالای هنرمندان و میزان امکانات و حمایتهای موجود است یادآور میشود: مشهد هنرمندان خلاق، متخصص و توانمندی دارد که بارها توانایی خود را در سطح ملی ثابت کردهاند، اما برای رشد بیشتر به حمایتهای پایدار، افزایش فضاهای نمایشی، تقویت اقتصاد تئاتر و توجه جدیتر به آموزش نیاز داریم. معمار طهرانی ادامه میدهد: نکته مهم دیگر این است که بسیاری از ادارات و مجموعههای دولتی و خصوصی دارای بودجههای فرهنگی و هنری هستند، اما متأسفانه در بسیاری موارد این بودجهها در مسیرهایی غیر از حمایت از تولیدات فرهنگی و هنری هزینه میشوند.
به اعتقاد من این موضوع نوعی اجحاف در حق فرهنگ و هنر کشور است. اگر حتی بخشی از این اعتبارات به شکل هدفمند صرف حمایت از گروههای نمایشی، تولید آثار باکیفیت و توسعه زیرساختهای فرهنگی شود، میتواند تأثیر بسیار بزرگی بر پویایی تئاتر و هنر در شهر مشهد و حتی کشور داشته باشد. هنر هزینه نیست، بلکه سرمایه گذاری برای آینده فرهنگی جامعه است.
نمایش «بوم» به کارگردانی سهیل سهیلی و تهیه کنندگی جواد لیانی این روزها در تماشاخانه استاد نوری حوزه هنری روی صحنه است. اثری با نگاهی متفاوت به مفهوم جنگ که روایت خود را نه از زبان قربانیان، بلکه از زبان دو موشک بیان میکند.
سهیلی که متن نماش «بوم» را پیش از آغاز جنگ اخیر و در بهمن ماه سال گذشته نوشته است، درباره چگونگی شکل گیری ایده این نمایش میگوید: من سرباز پدافند هستم، به همین واسطه روایتهای مختلفی درباره جنگ قبلی (جنگ دوازده روزه) از باقی سربازها شنیده بودم، براساس همین روایتها نیز تصمیم گرفتم نمایشی ضدجنگ بنویسم؛ نمایشی درباره سادهترین و بدیهیترین داشتههای انسان که جنگ آنها را از ما میگیرد. او با اشاره به تلاش خود برای خلق فضای جدید و خلاقانه در نمایش بیان میکند: من دوست داشتم فضای کارم شبیه به باقی آثار ساخته شده با محوریت جنگ یا ضدجنگ نباشد، از همین رو روایت داستان را به دو موشک سپردم.
سهیلی ادامه میدهد: اینکه یک سرباز یا فردی که خانه اش را از دست داده بگوید جنگ بد است، قابل پیش بینی و شعاری است؛ اما وقتی یک موشک بگوید جنگ بد است، زاویه دید تازهای شکل میگیرد. این کارگردان جوان، کمدی را بهترین ابزار برای انتقال پیام اثر میداند و درباره انتخاب فضای کمدی برای روایت داستان «بوم» بیان میکند: کمدی مخاطب را خلع سلاح میکند. به نظر من وقتی تماشاگر با یک کاراکتر میخندد و همذات پنداری دارد، حتما با مرگش آشفته میشود.
یعنی هر اتفاقی برای آن کاراکتر رخ دهد برای مخاطب مهم است. از همین رو کمدی نه فقط خنده بلکه میتواند طیف گستردهای از احساسات را در مخاطب فعال کند. به گفته سهیلی نمایش «بوم» پیش از اجرای عمومی در جشنواره تئاتر ارتش نیز حضور داشته و موفق به کسب شش جایزه شده است. با این حال، آغاز جنگ و تعطیلی اجراها، برنامه گروه برای اجرای عمومی را به تعویق انداخت.
او درباره چالشهایی که در روند تولید نمایش «بوم» داشته نیز بیان میکند: سختترین بخش کار نگارش نمایشنامه بود وگرنه در مدت تمرینها و مراحل تولید نمایش من هیچ چالشی نداشتم، چون گروهی که با آنها کار میکردم همه افراد حرفهای و همراه بودند.
این کارگردان درباره وضعیت استقبال مخاطبان پس از بازگشایی سالنها بعد از چند ماه میگوید: خیلیها معتقد بودند در این شرایط اجرای نمایش اشتباه است و مخاطبی وجود ندارد، اما ما از روز نخست با استقبال خوبی روبه رو شدیم و اجراها با ظرفیت کامل برگزار شدهاند. او یکی از عوامل مهم در رونق دوباره اجراها را بازگشت امکان تبلیغات در فضای مجازی میداند و تأکید میکند: امروز اینترنت مهمترین بستر معرفی آثار نمایشی است.
خوشبختانه ما هم خوش شانس بودیم و شروع اجرایمان با بازگشت اینترنت بین الملل هم زمان شد. سهیلی در پایان با اشاره به تعطیل نشدن تئاتر در دورههای مختلف میگوید: نیاز مخاطب به تئاتر هیچ زمان از بین نمیرود؛ طی چند ماه گذشته هم به نظرمن مخاطب بود، ولی تئاتری برای اجرا وجود نداشت. درواقع به دلیل شرایط کشور هیچ کس جرئت نمیکرد کاری را روی صحنه ببرد. اما دیدیم که با آرامتر شدن شرایط با روی صحنه رفتن اولین نمایش، بقیه گروهها نیز اجراهایشان را آغاز کردند و مخاطبان هم به سالنها برگشتند.
در سوی دیگر جریان تئاتر مشهد، احسان دلدار با اجرای نمایشنامه خوانی «جمجمهای در کانه مارا» نوشته مارتین مک دونا، تجربهای متفاوت را در فضای کافه کتاب دنبال میکند. دلدار دلیل انتخاب این متن برای اجرا را ویژگیهای ادبی آثار مک دونا میداند و در این باره توضیح میدهد: در نمایشنامه خوانی، بار اصلی اجرا بر دوش کلمات و بیان بازیگر است. مک دونا نیز نویسندهای است که کلمات آثارش قدرت تصویرسازی بالایی دارند و همین ویژگی آثار او را برای اجرا در قالب خوانش مناسب میکند. به طور کلی نیز مک دونا نویسنده مورد علاقه من است و دوست دارم تمام آثارش را اجرا کنم.
به گفته او نمایشنامه «جمجمهای در کانه مارا» داستان مردی را روایت میکند که در جریان مراسمی سنتی در ایرلند متوجه ناپدید شدن جسد همسرش میشود و ماجرا به پروندهای جنایی و پر رمز و راز تبدیل میشود.
دلدار که اجرای اثر در قالب نمایشنامه خوانی را بخشی از مسیری میداند که برای توسعه اجراهای کوچک و کافهای انتخاب کرده است، بیان میکند: علاقه مندم از ظرفیت فضاهای فرهنگی کوچک و کافهها استفاده کنیم. این شیوه میتواند ارتباط مستقیم تری میان هنرمند و مخاطب ایجاد کند.
او با اشاره به کمبود سالنهای تئاتر در مشهد نیز میگوید: تعداد دانش آموختگان تئاتر بسیار بیشتر از ظرفیت موجود برای اجراست. از همین رو نمایشنامه خوانی و اجراهای کافهای میتوانند فرصت تازهای برای حضور نسل جوان در عرصه اجرا بدون هزینههای سنگین فراهم کنند.
دلدار درباره آشنا بودن مخاطبان با اجراهای کافهای نیز بیان میکند: در شهر مشهد با چند میلیون جمعیت، تعداد مخاطبان ثابت تئاتر شاید حدود ۲۰ هزارنفر باشد که اغلب این تعداد هم تئاتر را در قالب نمایشهای قاب صحنهای و بلک باکس دنبال میکنند. از همین رو باید تلاش زیادی انجام داد تا مردم با اجرای کافهای آشنا شوند و آرام آرام این شیوه اجرایی جا بیفتد و مخاطب خودش را پیدا کند.
این کارگردان همچنین بر ضرورت حمایت نهادهای مختلف از فعالیتهای فرهنگی تأکید میکند و صحبت هایش را این گونه ادامه میدهد: هنرمند باید انرژی خود را فقط صرف تولید اثر کند و فراهم کردن بسترهای تبلیغاتی و جذب مخاطب، باید برعهده سازمانها باشد.
دلدار باور دارد با بازگشت جامعه هنرهای نمایشی به صحنه پس از ماهها رکود؛ مخاطبان نیز به سالنها برمی گردند. او یادآور میشود: مردم به دنبال تجربههای تازه فرهنگی هستند و به نظرمن با استمرار اجراها، دوباره شاهد رونق تئاتر خواهیم بود.