صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

دختر؛ نعمتی که جاهلان قدرش را نمی‌دانند | قرآن چطور باورهای تحقیرآمیز را به چالش کشید؟

  • کد خبر: ۴۲۳۵۳۹
  • ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
خداوند در سوره زخرف، با نکوهش باورهای جاهلی مشرکان، نگاه تحقیرآمیز آنان به دختران را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که این نعمت الهی، قربانی جهل و تناقض کسانی شده است که از یک سو تولد دختر را ناخوشایند می‌دانستند و از سوی دیگر، فرشتگان را دختران خدا می‌خواندند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ آیات ۱۱ تا ۲۲ سوره زخرف تصویری روشن از نعمت‌های گسترده الهی، حقیقت رستاخیز و در مقابل، لجاجت و بهانه‌جویی مشرکان ارائه می‌کند.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این آیات را بیانگر پیوند میان ربوبیت خداوند، ضرورت معاد و بی‌اساس بودن شرک می‌داند. خداوند در این بخش، نخست نعمت‌های خود را یادآوری می‌کند و سپس نشان می‌دهد که چگونه انسان ناسپاس، با وجود مشاهده این نشانه‌ها، به جای شکرگزاری، برای خدا شریک قرار می‌دهد و حتی انحراف خود را به خواست الهی نسبت می‌دهد.

باران، رویش زمین و یادآوری رستاخیز

این بخش با اشاره به نزول باران آغاز می‌شود «وَالَّذِی نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَیْتًا». خداوند باران را به اندازه نازل می‌کند و به وسیله آن زمین مرده را زنده می‌سازد. سپس می‌فرماید که «کَذَلِکَ تُخْرَجُونَ» همان‌گونه که زمین مرده دوباره حیات می‌یابد، انسان‌ها نیز در قیامت از قبر‌ها برانگیخته خواهند شد.

علامه طباطبایی این تشبیه را یکی از روشن‌ترین برهان‌های قرآنی بر معاد می‌داند. همان قدرتی که هر سال طبیعت مرده را زنده می‌کند، توانایی دارد انسان‌ها را نیز برای حسابرسی و جزا زنده کند. حیات دوباره زمین نمونه‌ای محسوس و قابل مشاهده برای فهم حقیقت رستاخیز است.

نعمت‌هایی که انسان را به سوی خدا هدایت می‌کنند

خداوند در ادامه به آفرینش موجودات و وسایل زندگی انسان اشاره می‌کند «وَالَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا وَجَعَلَ لَکُمْ مِنَ الْفُلْکِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْکَبُونَ». کشتی‌ها و چهارپایان، از جمله نعمت‌هایی هستند که برای آسایش بشر قرار داده شده‌اند.

قرآن حتی شیوه استفاده از این نعمت‌ها را نیز آموزش می‌دهد و می‌فرماید هنگامی که بر مرکب‌ها قرار می‌گیرید، نعمت پروردگار را به یاد آورید و بگویید که «سُبْحَانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ». انسان باید بداند که اگر قدرت و تدبیر الهی نبود، هرگز توان مهار این امکانات را نداشت.

هدف از این تعلیم، تقویت روح توحید و جلوگیری از غفلت است. انسان مؤمن در برخورد با نعمت‌ها، خود را مستقل نمی‌بیند، بلکه همه چیز را از جانب خدا می‌داند و سرانجام نیز به سوی او بازمی‌گردد؛ چنان‌که آیه با جمله «وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ» به این حقیقت اشاره می‌کند.

ناسپاسی مشرکان و نسبت دادن فرزند به خدا

پس از بیان نعمت‌های الهی، قرآن به یکی از عجیب‌ترین جلوه‌های ناسپاسی مشرکان می‌پردازد «وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءًا». آنان برای خداوند شریک و فرزند قائل می‌شدند و فرشتگان را دختران خدا می‌نامیدند.

این اعتقاد، هم با توحید ناسازگار است و هم با باور‌های خود مشرکان تناقض دارد، زیرا آنان در فرهنگ جاهلی، دختر را مایه ننگ می‌دانستند، اما همان چیزی را که برای خود ناخوشایند می‌شمردند، به خدا نسبت می‌دادند.

قرآن با لحنی سرزنش‌آمیز می‌پرسد که «أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا یَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاکُمْ بِالْبَنِینَ». آیا خدا دختران را برای خود انتخاب کرده و پسران را به شما داده است؟ این پرسش، تناقض و پوچی اندیشه مشرکان را آشکار می‌کند.

نعمتی که جاهلیت آن را نادیده گرفت

در ادامه، قرآن به وضعیت روحی مشرکان هنگام تولد دختر اشاره می‌کند «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ». آنان از شنیدن خبر تولد دختر اندوهگین می‌شدند و خشم خود را پنهان می‌کردند.

قرآن با بیان این حقیقت، نشان می‌دهد که نگرش جاهلی تا چه اندازه گرفتار تناقض بوده است. دختر، نعمتی الهی و انسانی ارزشمند است، اما جامعه جاهلی از روی تعصبات نادرست، آن را مایه شرمساری می‌دانست. همین افراد، فرشتگان را دختران خدا می‌خواندند و بدین ترتیب، گرفتار دوگانگی فکری آشکاری بودند.

بهانه‌ای به نام خواست خدا

یکی دیگر از شیوه‌های فرار مشرکان از مسئولیت، نسبت دادن اعمال خود به اراده الهی بود. آنان می‌گفتند که «لَوْ شَاءَ الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُمْ» اگر خدا می‌خواست، ما بت‌ها را نمی‌پرستیدیم.

علامه طباطبایی این سخن را نوعی مغالطه می‌داند. خداوند به انسان اختیار داده و راه حق و باطل را نشان داده است، اما انتخاب نادرست انسان را نمی‌توان به رضایت خداوند نسبت داد. به تعبیر قرآن، آنان هیچ دانشی در این باره ندارند و تنها بر اساس گمان و حدس سخن می‌گویند، «إِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ».

بی‌اعتنایی به نشانه‌های روشن الهی

آیات پایانی این بخش، ریشه اصلی انحراف مشرکان را آشکار می‌کند. آنان نه دلیل و کتابی از سوی خدا داشتند و نه برهانی برای رفتار خود. با این حال، به جای توجه به آیات الهی، از تقلید کورکورانه و پندار‌های باطل پیروی می‌کردند.

مشکل اصلی دشمنان حق، کمبود دلیل نبود، بلکه بی‌میلی به پذیرش حقیقت بود. آنان نشانه‌های فراوان خدا را در طبیعت، در نعمت‌های زندگی و حتی در وجود خود می‌دیدند، اما لجاجت و تعصب، مانع هدایتشان می‌شد.

در مجموع، آیات ۱۱ تا ۲۲ سوره زخرف، انسان را به تأمل در نعمت‌های الهی، باور به رستاخیز و شکرگزاری فرا می‌خواند و در مقابل، سرنوشت کسانی را نشان می‌دهد که با وجود مشاهده آیات روشن، راه شرک، ناسپاسی و بهانه‌جویی را برمی‌گزینند. پیام این آیات آن است که نعمت‌ها باید انسان را به سوی توحید و یاد معاد هدایت کنند، نه آنکه وسیله غفلت و دوری از خدا شوند.

تلاوت این آیات را که در صفحه ۴۹۰ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.