صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

درباره عدالت آموزشی در آموزش غیرحضوری | برابری دیجیتال، کلید برابری آموزش مجازی

  • کد خبر: ۴۲۴۳۹۶
  • ۰۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۸
اینترنت پایدار و گوشی هوشمند، زیربنای عدالت در آموزش مجازی است و نبود این دو، نابرابری در تحصیل را تشدید می‌کند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ با گسترش آموزش مجازی در سال‌های اخیر، پلتفرم شاد به یکی از ابزار‌های آموزشی مهم برای دانش‌آموزان و معلمان تبدیل شده است، با این حال، تجربه آموزش آنلاین برای همه دانش‌آموزان یکسان نبوده است. مشکلاتی مانند ضعف و قطعی اینترنت، اختلال در برگزاری کلاس‌های مجازی و همچنین دسترسی نداشتن برخی دانش‌آموزان به گوشی تلفن هوشمند یا اینترنت پایدار، چالش‌هایی را به‌وجود آورده است که فراتر از مسائل آموزشی، پیامد‌های اجتماعی نیز به‌همراه داشته است.

این موضوع می‌تواند بر فرصت‌های یادگیری، احساس عدالت آموزشی، روابط اجتماعی دانش‌آموزان و حتی انگیزه آنها برای ادامه تحصیل، تأثیر بگذارد؛ پیامد‌هایی که فراتر از کلاس درس، عدالت آموزشی و امید به آینده را هدف گرفته‌اند. در این گزارش به پیامد‌های اجتماعی این چالش‌ها نگاهی انداخته‌ایم.

شکاف دیجیتال، بخشی از شکاف طبقاتی است

وحید امانی زوارم، دانش آموخته دکتری جامعه شناسی و دبیر رسمی آموزش وپرورش، شکاف دیجیتال را بخشی از شکاف بزرگ تری در جامعه یعنی شکاف طبقاتی می‌داند و بیان می‌کند: اگر مسئله آموزش دیجیتال هم مطرح نبود، باز این شکاف در مناطق برخوردار، کم برخوردار و متوسط وجود داشت و ما در این مناطق، موفقیت‌های آموزشی متفاوتی داریم؛ یعنی ورودی‌های دانشگاه یا معدل امتحان نهایی و... همیشه در مناطق برخوردار، وضعیت بهتری داشته‌اند.

طبیعی است وقتی آموزش دیجیتالیزه می‌شود، چه در بستر «شاد» چه هر بستر دیگری، آن شکاف طبقاتی خود را نشان می‌دهد؛ از ساده‌ترین امکانات مانند گوشی تلفن همراه یا تبلت مناسب تا هزینه اینترنت، پایداری آن و موقعیت مکانی.

وی معتقد است فرصت‌های آموزشی هیچ گاه برابر نبوده است؛ نه تنها در ایران بلکه در تمام کشور‌های دنیا. امانی زوارم ادامه می‌دهد: اگر امکانات مدارس در تمام کشور برابر باشد، بازهم دانش آموزان خانواده‌های برخوردار با دانش آموزان خانواده‌های کم برخوردار، از فرصت برابر برای آموزش بی بهره‌اند. کودکی که پدر و مادر بی سوادی دارد یا هر دو درگیر کار هستند، با کودکی که پدر و مادر باسوادی دارد و وقت مناسبی به او اختصاص می‌دهند و در آموزش کمک حالش هستند، فرصت آموزش برابر ندارد، پس بسیاری اوقات، نابرابری از خانواده شروع می‌شود.

او اضافه می‌کند: توانایی‌های زبانی، کتاب خوانی و... پیش از مدرسه بروز می‌کنند و خانواده‌های کم برخوردار، امکان لازم برای تهیه سرمایه فرهنگی، پیش از ورود فرزند خود به مدرسه، را ندارند.

این دبیر آموزش وپرورش بر این باور است که مدرسه نمی‌تواند تمام بی عدالتی‌های موجود در نظام اجتماعی را به یک باره جبران کند. درنتیجه می‌بینیم بخش زیادی از افرادی که به دانشگاه‌های بزرگ یا خارج از کشور وارد می‌شوند، از طبقات متوسط به بالا هستند. آموزش آنلاین، ابزار‌هایی را‌ می‌طلبد که نیازمند حداقل توانایی مالی است. در این شرایط، گروه اجتماعی کم برخوردار بیشتر آسیب می‌بیند و توانایی همان مقدار کمی از نابرابری اجتماعی را که مدرسه می‌توانست جبران کند، ندارد.

وی تصریح می‌کند: پدر و مادر چه در شرایط حضوری و چه آنلاین، باید از فرزند خود حمایت کنند؛ یعنی نقش خانواده چندان تغییر نکرده است. آنچه تفاوت پیدا کرده، این است که به دلیل مشکلات زیرساختی تکنولوژی در ایران، بخش بزرگی از آموزش کودکان برعهده پدر و مادر گذاشته شده است و مجبور هستند آن میزان از کمبود آموزش را که شیوه یادگیری آنلاین نمی‌تواند پوشش دهد، خود برعهده بگیرند. در اینجا بازهم نقش عدالت اجتماعی بیشتر خود را نشان می‌دهد؛ چراکه والدین طبقات کم برخوردار، امکان کمتری دارند تا یاریگر فرزندشان در میزان یادگیری باشند.

فرصتی برای سازگاری با تکنولوژی

امانی زوارم در بخش دیگری از صحبت‌های خود بر لزوم استفاده از تکنولوژی‌های جدید در آموزش تأکید می‌کند و‌ می‌گوید: باب آموزش آنلاین پس از شیوع کرونا در کشور باز شد و باید از همان زمان به این فکر می‌افتادیم که امکانات آموزش برخط را فراهم کنیم؛ چراکه گسترش اینترنت و زیرساخت‌های ارتباطی، ایجاب می‌کند از تکنولوژی جدید برای آموزش استفاده کنیم و شاید این بهانه‌ای باشد که نظام آموزش وپرورش، خود را با شرایط جدید تکنولوژیکی جهان سازگار کند.

وی ادامه می‌دهد: این تکنولوژی، فرصت‌های خوبی را برای استفاده از شیوه‌های جدید تدریس فراهم می‌کند. همچنین دانش آموزانی که دور یا نزدیک هستند، می‌توانند از این امکان برای آموزش دیدن استفاده کنند. بچه‌های شاغل هم بعد از اتمام زمان کار خود، آموزش آفلاین را دریافت می‌کنند. همچنین انعطاف پذیری زمان تدریس بیشتر می‌شود و‌ می‌توان تکالیف متنوعی را به دانش آموزان داد، بنابراین اتفاقات مثبت زیادی می‌تواند در این وضعیت رخ دهد، مشروط بر اینکه زیرساخت‌های سخت افزاری و نرم افزاری آن تکمیل باشد.

این معلم یادآوری می‌کند: برای دسترسی به اینترنت پایدار، باید سیستم مخابراتی و فناوری کشور بهبود یابد. آموزش وپرورش هم در این میان وظیفه‌ای دارد؛ با این حجم از دانش آموزان، پلتفرم آموزشی شاد به تنهایی کافی نیست و وزارتخانه می‌تواند اجازه قرارگیری پلتفرم شاد در سرور‌های استان‌ها را بدهد تا بتوانند مدیریت کنند و همه دانش آموزان در یک زمان واحد به یک سرور، متصل نباشند و مشکلات ترافیکی به وجود نیاید.

وی قدرت یک سیستم آموزشی را در سازگاری سریع با شرایط سیال و بحرانی می‌داند و‌ می‌افزاید: وزارت ارتباطات باید زیرساخت‌های لازم را فراهم کند، بخش دانشگاهی و فناوری ما نیز باید نرم افزار‌ها و تکنولوژی‌های آموزشی جدید ارائه دهند. آموزش وپرورش به تنهایی نمی‌تواند مسئله را مدیریت کند؛ زیرا یک موضوع کلان اجتماعی است.

بازتولید نابرابری طبقاتی از مسیر شکاف دیجیتال

فرامرز نودهی، دانش آموخته دکتری جامعه شناسی، نیز در پاسخ به این سؤال که «آموزش غیرحضوری در چند ماهه اخیر، شکاف‌های آموزشی را چگونه آشکارتر کرده است و آیا می‌توان گفت شکاف دیجیتال به عاملی برای بازتولید نابرابری‌های طبقاتی تبدیل شده است»، می‌گوید: خیلی وقت‌ها «شکاف» را در آمار نمی‌بینیم؛ در کلاس می‌بینیم.

یک دانش آموز هر جلسه حاضر است، تصویرش روشن است، سؤال می‌پرسد و تکالیفش را مرتب ارسال می‌کند. کنار او دانش آموز دیگری را داریم که اصلا حضور ندارد، با تأخیر در کلاس شرکت می‌کند یا ارتباط او وسط کلاس، قطع می‌شود و آخر هم می‌گوید: «اینترنت تمام شد» یا «گوشی دست پدرم بود.» این فقط تفاوت تکنولوژیک نیست؛ تفاوت زندگی روزمره است.

وی می‌افزاید: در خانواده‌های برخوردار، اگر دانش آموزی از مدرسه عقب بماند، معمولا راه‌های جبرانی وجود دارد؛ ازجمله کلاس خصوصی، پلتفرم‌های بهتر، منابع کمک آموزشی و پیگیری جدی‌تر والدین. اما در خانواده‌های کم برخوردار همین اختلال‌ها به معنای عقب ماندگی واقعی است و بعد کم کم به «کم انگیزگی» و حتی «کنار گذاشتن درس» تبدیل می‌شود. به همین دلیل، شکاف دیجیتال عملا در حال تبدیل شدن به مسیری برای بازتولید نابرابری طبقاتی است؛ چون امکانات جبران برای همه برابر نیست.

نودهی با تأکید بر اینکه در آموزش حضوری، مدرسه تاحدی می‌تواند نابرابری بیرون را تعدیل کند، می‌گوید: دانش آموز حتی اگر خانه اش کوچک باشد، سر کلاس، یک صندلی، یک معلم و یک زمان ثابت دارد. اما در آموزش غیرحضوری، خانه به کلاس درس تبدیل می‌شود. حالا کیفیت آموزش به این بستگی دارد که خانه چند متر است، چند نفر در آن زندگی می‌کنند، آیا یک اتاق ساکت هست یا نه و آیا خانواده می‌تواند هزینه اینترنت و ابزار لازم را تأمین کند یا خیر.

وی با اشاره به فشار اقتصادی که این روز‌ها گریبان گیر خانواده‌ها شده است، توضیح می‌دهد: برای خانواده‌ای که با اجاره خانه، قسط، بیکاری یا درآمد ناپایدار درگیر است، به طور طبیعی آموزش از «اولویت یک» به «اولویت چندم» سقوط می‌کند. وقتی آینده هم نامعلوم است و ناامیدی اجتماعی افزایش یافته است، دانش آموز مدام از خودش می‌پرسد «آخرش چی؟» برای این سؤال اگر جواب نگیرد، انگیزه یادگیری اش از بین خواهد برد، پس وابستگی آموزش به اینترنت و خانه، فقط برابری فرصت را حذف نمی‌کند؛ «امید به مدرسه» را هم کم می‌کند.

نودهی در بخش دیگری از صحبت‌های خود یادآوری می‌کند: بار‌ها دیده‌ام دانش آموزی که در کلاس حضوری فعال بوده، در فضای مجازی کم کم ساکت شده است؛ نه به این دلیل که تنبل شده، بلکه، چون هر بار خواسته سؤال بپرسد، ارتباط قطع شده، صدا نرفته یا پیامش، بی جواب مانده است.

اگر این تجربه تکرار شود، دانش آموز به جای یادگیری، وارد حالت کنار آمدن می‌شود؛ فقط حضور اسمی، رد کردن ترم و تمام شدن جلسه. ازسوی دیگر، معلم هم فرسوده می‌شود. او باید علاوه بر تدریس، مشکلات فنی را هم مدیریت کند، پیگیر غایب‌ها باشد و با اولیا، درگیر توضیح و دلجویی شود.

نودهی که درکنار تدریس، در تألیف کتب درسی و طراحی سؤالات آزمون‌های سراسری نیز نقش داشته است، از معایب تغییر گاه وبی گاه تصمیمات می‌گوید: وقتی هر روز تصمیم‌ها عوض شود و دانش آموز نداند امتحانش چطور است، اضطراب زیاد می‌شود؛ خصوصا برای پایه‌های نهم، یازدهم و دوازدهم. نتیجه آن تبدیل مدرسه از یک نهاد «منظم و قابل اتکا» به نهادی است که خانواده و دانش آموز با تردید به آن نگاه می‌کنند. به زبان ساده، مدرسه کم کم اثرگذاری اش را در ذهن دانش آموز از دست می‌دهد.

انزوای کودکان در آموزش مجازی

وی در پاسخ به این پرسش که «آموزش غیرحضوری، فراتر از افت درسی، چه تأثیری بر کارکرد «تربیتی» و «جامعه پذیرکننده» مدرسه گذاشته است»، بیان می‌کند: کافی است یک روز مدرسه حضوری را تصور کنیم؛ زنگ، صف، حضوروغیاب، تعامل با هم کلاسی، یاد گرفتن نوبت، رعایت قانون، همکاری، حتی حل اختلاف. این‌ها کتاب نیستند؛ تجربه‌اند. در فضای مجازی، بخش زیادی از این تجربه حذف می‌شود. دانش آموز ممکن است «محتوا» بگیرد، اما «زیست مدرسه» را از دست می‌دهد. این حذف برای همه یکسان نیست.

دانش آموزی که خانواده توانمندتری دارد، ممکن است بیرون از مدرسه، کلاس، ورزش، گروه هم سالان و فرصت‌های دیگری داشته باشد. اما در مناطق محروم یا خانواده‌های آسیب پذیر، مدرسه گاهی تنها فضای منظم اجتماعی کودک و نوجوان است. وقتی این فضا قطع می‌شود، بعضی بچه‌ها در انزوا می‌مانند، برخی دیگر زودتر وارد فضای کار می‌شوند و گروهی هم در فضای مجازی یا واقعی، بدون راهنما رها می‌شوند. اینجاست که آسیب تربیتی، آرام و بی صدا اتفاق می‌افتد.

نودهی بیان می‌کند: در امتحان مجازی، نمره دیگر همان معنای سابق را ندارد. خیلی از معلم‌ها می‌گویند دانش آموزی که در کلاس حتی یک مفهوم را درست جواب نمی‌دهد، در آزمون آنلاین، نمره عالی می‌گیرد. چرا؟ چون کنار دستش کتاب قرار دارد، خانواده کمک می‌کنند، گروه‌های کلاسی، جواب را ردوبدل می‌کنند و حالا هم هوش مصنوعی کار را راحت‌تر کرده است.

این فقط «تقلب» نیست؛ مسئله این است که ما ابزار تشخیص را از دست می‌دهیم. وقتی نمره واقعی نباشد، نمی‌فهمیم چه کسی درس را یاد گرفته است و چه کسی نیاز به کمک دارد. دانش آموز با یک توهم پیشرفت، پیش می‌رود و مشکل در پایه‌های بالاتر یا در امتحان‌های جدی تر، خودش را باشدت نشان می‌دهد. یعنی ما صورت مسئله را زیبا می‌کنیم، ولی مسئله حل نمی‌شود.

وی تداوم این وضعیت را، عامل افت پنهان تحصیلی و حتی دور شدن برخی دانش آموزان از مدرسه می‌داند و توضیح می‌دهد: خطرناک‌ترین نوع افت همین «پنهان» بودنش است. ممکن است مدرسه گزارش دهد که کلاس‌ها برقرار بوده، تکالیف آمده، نمره‌ها هم بد نیست. اما وقتی دقیق‌تر نگاه می‌کنید، می‌بینید دانش آموز، از نظر سواد پایه (خواندن، نوشتن، فهم مطلب و حل مسئله) عقب مانده است. این عقب ماندگی در کوتاه مدت با نمره‌های قبولی فعلا دیده نمی‌شود و یا کمتر محسوس است.

در برخی مناطق، این افت به دوری واقعی از مدرسه هم می‌رسد. دانش آموز کم کم صبح‌ها بیدار نمی‌شود، کلاس را جدی نمی‌گیرد، بعد پیشنهاد کار‌های ساده و درآمد‌های کوچک، وسوسه اش می‌کند. وقتی اقتصاد خانواده هم تحت فشار است و چشم انداز آینده مبهم، این وقایع سریع‌تر اتفاق می‌افتد. اینجا مدرسه فقط با «ترک تحصیل رسمی» روبه رو نیست، با «ترک تحصیل خاموش» روبه روست؛ دانش آموز هست، ولی عملا نیست!

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.