به گزارش شهرآرانیوز، عاشقان حسینی مرز نمیشناسند و هرجا که باشند عَلَم عزاداریاش را به نشانه حق و حقیقت برپا میکنند حتی اگر سالها از خانه و کاشانه خود دور باشند، اما به رسم و آئین خود وفادار باشند و بعد از ۴۵ سال، همچنان مجلس امام حسین (ع) را با اصول و آئین کشور و موطن خود یعنی افغانستان میگردانند و هر سال بر برگزاری با شکوه آن تلاش کردهاند تا جایی که در سال ۱۴۰۲ بهعنوان بزرگترین هیئت مهاجران افغانستان در کشور ایران شناخته شدند و عَلَم برپایی «هیئت حسینی» را سالهاست در گلشهر مشهد استوار نگهداشتهاند و نسل به نسل به دست آیندگان خود میرسانند.
فرشها یکییکی در حیاط مدرسه شهیدکاشانی محله نیزه پهن میشود. تعداد فرشها و خادمانی که آنها را پهن میکنند، آنقدر زیاد است که نمیتوان سرانگشتی حساب کرد؛ هم فرشهای فیروزهایرنگ ششمتری که بوی حرم امامرضا (ع) را میدهد، هم پسربچهها. دو سماور بزرگ توی ایستگاه صلواتی درحال قل زدن است تا چایریز مجلس، قوریها را برای دمکردن چای روضه آماده کند. چند پسربچه جلو در مدرسه نقش کفشدار را دارند و به عزادارانی که وارد مجلس میشوند، کیسه پلاستیکی میدهند. یکی از بزرگان مجلس، دستگاه کارتخوانی برای جمعآوری خیرات و نذورات مردمی دارد. چند جوان هم پای دستگاه صوت ایستادهاند و دارند باندها را برای شنیدن صدای مداح و روضهخوان آماده میکنند.
با اینکه سالهاست همه خادمان و هیئتامنای هیئت حسینی در ایران زندگی میکنند و جوانترهایشان در همین کشور به دنیا آمدهاند، عزاداری این هیئت براساس فرهنگ دینی افغانستان برگزار میشود. مراسم آنها تا سیزدهشب به چنددلیل ادامه دارد؛ ابتدا حرکت اسرای کربلا به سمت کوفه، دوم عزاداری شب سوم شهادت امامحسین (ع) و سوم عزاداری شهادت امامسجاد (ع).
در این شبها چندمراسم ویژه برمبنای تاریخ کربلا برگزار میشود. نخست مراسم «علمکِشی» در شب هفتم که آن را متعلق به حضرت عباس (ع) میدانند و دلیلش این است که طبق روایات، علمدار کربلا برای نخستینبار در چنین شبی، خود را به فرات رساند و مشک خود را آب کرد؛ عزاداران هیئت حسینی این شب را منتسب به حضرت اباالفضل (ع) میدانند.
علم چوبی هیئت که تزئین شده است، طی سال در خانه یکی از پیرغلامان نگهداری میشود. در شب هفتم، پیش از شروع مراسم معمول عزاداری، تعداد زیادی از جوانان و پیرغلامان و خادمان، سینهزنان از جلو هیئت به سوی آن خانه میروند و ذکر مصیبت میخوانند تا آن علم را که برایشان بسیار مقدس و باارزش است، بر دوش علمدار بگذارند. قبل از اینکه بهسوی هیئت برگردند، باید چیزی، نذر این علم کنند که کمترینش، به گفته پیشکسوتان هیئت، حلوای سرخ یا همان حلوای بربری معروف است. بعد از ادای نذر، سینهزنان پشت سر علمدار تا محل هیئت، نوحه میخوانند و عزاداری شب هفتم را آغاز میکنند. تا آخرین شب عزاداری، علم در جای مشخصی از هیئت قرار میگیرد. بعد از آن و تا سال بعد، علم به امانت در منزل یکی از پیرغلامان نگهداری میشود.
یکی دیگر از مراسم ویژه این هیئت، «گهوارهکشی» در شب نهم است که هیئت حسینی آن را متعلقبه حضرت علیاصغر (ع) میداند؛ زیرا معتقدند آخرین یار امامحسین (ع) که کوچکترین سرباز است، در روز آخر به شهادت میرسد؛ به همین دلیل، این روز را برای ششماهه کربلا عزاداری میکنند.
در این شب خانمها گهوارهای نمادین را تزئین میکنند. این گهواره نیز طی سال در منزل یکی از اعضای هیئت نگهداری میشود و برای آوردنش به مراسم، باید نذری پای آن ادا کنند. درحالیکه روضه حضرت علیاصغر (ع) را میخوانند، گهواره به هیئت آورده میشود. آن را روی دستها، بهسمت خانمها میبرند که گویی آن را به خیام امام در کربلا بردهاند.
شام غریبان هیئت حسینی نیز متفاوت است. آنها برخلاف ایرانیها که در گروههای کوچک، به خیابان میآیند و شمع روشن میکنند، بهصورت متمرکز در هیئت حضور دارند و شمع روشن میکنند و به صورت دستهروی به سمت حرم امام رضا (ع) پیادهروی میکنند.
این دهه تا شب سیزدهم ادامه دارد و روز آخر، با شله مشهدی از بیش از ۵ هزارمیهمان پذیرایی میکنند. بعد از آن علم را که از شب هفتم در هیئت گذاشتهاند، به خانه یکی از پیرغلامان برمیگردانند که در اصطلاح میگویند عَلَم را پایین آوردهاند. قبل از انجام این کار، آنجا هم نذری باید ادا شود تا اعلام کنند عزاداریشان موردقبول امام قرار گرفته است.
جوانهای هیئت حسینی برای برپایی و بالابردن علم آن، نقش ویژهای دارند. یکی از آنها حسن رحیمی، مدیر اجرایی و ازجمله اعضای جوان هیئتامناست که در ایران و در محله شهیدآوینی به دنیا آمده و همینجا بزرگ شده است. رحیمی تا صحبتش را آغاز میکند، خاطرات کودکی و علاقهاش به حضور در هیئت در ذهنش تداعی میشود و میگوید: ششهفتسال بیشتر نداشتم. پدرم ضبط دوکاسته داشت که هرشب صدای هیئت را با آن ضبط میکرد. خیلی دوست داشتم همراه پدرم به هیئت بروم ولی به خاطر کمبود جا در شبهای شلوغ هیئت، بهویژه تاسوعا و عاشورا، بچهها اجازه ورود نداشتند تا نظم هیئت به هم نخورد. به بهانه اینکه به پدرم کمک کنم و نوحهها را ضبط کنم، با او به مسجد امامزمان (عج) میرفتم و جزو معدود بچههایی بودم که آن شبها در هیئت عزاداری میکردم.
رحیمی از همان بچگی پابند هیئت حسینی شد. میگوید: از سیزدهچهاردهسالگی دیگر پای ثابت هیئت بودم و یک شب هم آن را از دست نمیدادم. بعد ازدواج نیز در هیئت حضور مییافتم؛ البته فقط مستمع و سینهزن بودم و در کارهای اجرایی، با آنکه چندبار از من خواستند، شرکت نکردم، تا اینکه سال ۹۰ وارد سیستم اجرایی و از سال۹۷ عضو هیئتامنا شدم.
رحیمی همان جوان هیئتی است که باعث رونق بیشتر هیئت و اجرای باشکوهتر آن شده است و توانست از طریق اداره امور اتباع و مهاجرین خارجی، سال ۱۴۰۲ و در دوره ریاستجمهوری شهید رئیسی، عنوان بزرگترین هیئت مهاجران در ایران را دریافت کند. این خادم جوان هیئت، داستان فعالیت هیئت در مدرسه شهیدکاشانی را که اینطور تعریف میکند: بعداز آنکه دیگر اجازه نداشتیم مراسم را در مسجد امامزمان (عج) که حدود ۲۵۰ متر بود، برگزار کنیم، چندسالی در مساجد دیگر مانند محمدرسولا... (ص)، ابوالفضلی و صادقالائمه (ع) در همین محله شهیدآوینی مراسم را برگزار کردیم تا اینکه به کرونا رسیدیم.
کرونا که شیوع پیدا کرد، رحیمی و دیگر اعضای هیئتامنا یکیدو ماه مانده به محرم سال ۹۹، تنها یک دغدغه برای هیئت داشتند و آن، اینکه با وجود شرایط سخت و محدودیتهایی که در کشور وجود داشت، مراسم را کجا برگزار کنند. رحیمی میگوید: یک روز داشتم در کوچههای شهیدآوینی ۴۱ با یکی دیگر از دوستان هیئتامنا قدم میزدم که ناگهان چشمم به حیاط مدرسه شهیدکاشانی افتاد. چون باید مراسم را در فضای باز برگزار میکردیم، پیشنهادش را به هیئتامنا دادم، اما با استقبال خوبی مواجه نشد.
دلیل موافقتنکردن هیئتامنا با این پیشنهاد، هزینهها، نگرانی از اجرای مراسم و مردمی بود که در زمان شیوع کرونا از حضور در مراسم ترس داشتند؛ بااینحال رحیمی اصرار میکند و با اطمینان خاطر به هیئت امنا میگوید «نگران نباشید، کارهایش با ما.» و شد آنچه که هیچکس تصورش را نمیکرد.
او ادامه میدهد: وقتی اعلام کردیم مراسم کجاست، در خواب هم نمیدیدیم تا این حد استقبال شود. طوری شده بود که شبهای پنجم و ششم، حیاط پر از جمعیت شد.
امروز، هیئت حسینی از یک مراسم هفتصدهشتصدنفری، به مراسمی ۵، ۶ هزارنفری در حیاط ۱۸۰۰ متری مدرسه شهیدکاشانی در شهید آوینی ۴۱ رسیده است که از شبهای ششم به بعد، جای سوزنانداختن هم در آن پیدا نمیشود و برای خانمها بیرون از مدرسه و در کوچه فرش پهن میکنند.
گزارش مشروح این هیئت را میتوانید اینجا بخوانید.