صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

نگاهی بر سیر تحول و تکامل تعزیه در ایران | نمایشی کهن که ریشه در ایران باستان دارد

  • کد خبر: ۴۲۴۷۵۲
  • ۰۲ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۶
تعزیه را کهن‌ترین الگوی نمایشی ایران دانسته‌اند که ریشه‌های آن تا ایران باستان هم می‌رسد. این آیین مسیری طولانی را طی کرده و در این مسیر فراز و فرود‌ها و تغییرات بسیاری داشته است.

رادمنش | شهرآرانیوز؛ تعزیه را کهن‌ترین الگوی نمایشی ایران دانسته‌اند که ریشه‌های آن تا ایران باستان هم می‌رسد. این آیین مسیری طولانی را طی کرده و در این مسیر فراز و فرود‌ها و تغییرات بسیاری داشته است، اما نه تنها باقی مانده که مسیری تکاملی را طی کرده است. این نکته‌ای است که پژوهشگرانی که در این حوزه کار کرده‌اند درباره آن هم نظرند و تأکید دارند که تعزیه مانند هر رخداد و پدیده فرهنگی دیگری سیری تدریجی و تکاملی پیموده است.

به عنوان مثال صادق همایونی در کتابش «تعزیه در ایران» به این نکته اشاره کرده است: «تعزیه محصول یک تکامل تدریجی و طولانی است تا نتیجه الهام یک نبوغ خلاق و یک فرد معین.» و نویسندگان مقاله «سیر تحول و تطور تعزیه» نیز پس از اشاره به خاستگاه تعزیه در پیش از اسلام، نوشته‌اند: 

«مع الوصف می‌توان سیر تطور و تحول تعزیه را جدای از ذهنیت‌ها و سوابق نمایشی مذهبی در قبل از اسلام، در بعد از دوره اسلامی این گونه برشمرد: پیدایش ابتدایی در دوره آل بویه، شکل گیری در دوره صفویه، تکوین و پویایی در دوره زندیه و اوج و شکوه در دوره قاجاریه؛ که البته این روند در دوره پهلوی اندکی رو به خاموشی گرایید که در حاشیه جشن‌های فرهنگ و هنر تا حدودی احیا شد و از اواخر دهه ۶۰ هجری شمسی نیز تاکنون دوباره پویایی و تحرک و باز زنده سازی خود را ادامه می‌دهد.» 

هر چند تعزیه را تئاتر، با تعریف کلاسیک (غربی) آن به حساب نمی‌آورند، اما وجوه اشتراک بسیاری با تئاتر دارد و در دارا بودن جنبه‌های هنری آن تردیدی نیست که پرداختن به آن مجالی دیگر می‌طلبد. سعی داریم در این نوشتار نگاهی کوتاه و گذرا به ریشه‌های تعزیه در ایران و سیر تحول و تکامل آن، فراز و فرودهایش، چرایی اثرگذاری اش و راز و رمز بقایش داشته باشیم.

ایران باستان نخستین دوره و خاستگاه تعزیه

ریشه‌های تعزیه به پیش از اسلام و ایران باستان بازمی گردد و پژوهشگران برپایی آن را مربوط به ماجرا‌هایی مانند کشته شدن سیاوش و کین ایرج می‌دانند. صادق عاشورپور در کتاب «نمایش‌های ایرانی» به نقل از «روضه الصفا» اثر محمد خاوند شاه بلخی آورده است: «چون خبر کشته شدن سیاوش در ایران پراکنده شد، مردم به سوگواری پرداختند و پلاس‌ها پوشیدند و زنان موی‌ها پریشان کردند؛ کاووس و بزرگان مملکت جامعه‌های سیاه بر تن نمودند. گویند سیاه پوشیدن در سوگواری از آن زمان رسم شده است.» حمدا... مستوفی نیز در کتاب «تاریخ گزیده» به مراسمی که برای کشته شدن سیاوش برپا می‌شده اشاره کرده و نوشته است: «گویند کبود پوشیدن و [موی فرو گذاشتن]از رسم عزای اوست.»

اردشیر صالح پور نیز در این باره گفته است: «تعزیه از فرهنگ ایرانی غنی شده و وامدار سنت ایرانی است و از سوگ سیاوش، گریستن مغان بر سوگ سیاوش، آیین کین ایرج و ساختار سمبولیسم در نمایش‌های ایران بسیار تأثیر پذیرفته است. تعزیه هنری است شیعی و ایرانی. کما اینکه عرب‌ها اصلا تعزیه ندارند. مگر نه اینکه خاستگاه اسلام عربستان است؟ ولی عرب‌ها آیین‌های ما را ندارند.» ۱

محمد خداداد نوش آبادی و سعید خیرخواه نیز در مقاله «سیر تحول و تطور تعزیه» شش دوره را برای تکامل و تحول تعزیه معرفی می‌کنند که نخستین دوره و خاستگاه تعزیه را به واسطه باور‌ها و اعتقادات دیرین و کهن ایرانی نمایش‌های آیینی مانند یادگار زریران و سوگ سیاوش می‌دانند.

آل بویه و آغاز تعزیه پس از اسلام

بغداد شهری بود که پس از اسلام رسم سیاه پوشیدن و اجرای نوع ابتدایی مراسم تعزیه برای واقعه کربلا در آن شکل گرفت: «در تاریخ ابن کثیر شامی آمده است که معزالدوله احمدبن بویه در بغداد در دهه اول محرم امر کرد تمامی بازار‌های بغداد را بستند و لباس عزا پوشیدند و به تعزیه سیدالشهدا پرداختند. چون این قاعده در بغداد رسم نبود، از این رو علمای اهل سنت آن را بدعتی بزرگ دانستند.

بعد از آن، تا انقراض دولت دیالمه، هر ساله شیعیان در ده روز اول محرم در تمامی شهر‌ها رسم تعزیه به جا می‌آوردند و این رسم در بغداد تا اوایل دولت سلجوقی برقرار بود؛ به طوری که احمدبن ابوالفتح در احسن القصص آورده است، تعزیه در سال ۹۶۳ میلادی در بغداد توسط معزالدوله بویه‌ای اجرا شد.

[..]، اما تعزیه به معنای نمایشی آن، از این زمان معمول نبوده است؛ چرا که یک شکل نمایشی طی زمان و به تدریج و بر پایه پذیرش شرایط و مردمان به وجود می‌آید نه یک باره و بنا به فرمان شخصی. می‌توان گفت، معزالدوله، سوگواری برای خاندان رسول را عمومی کرد و طی هفت قرن مرحله به مرحله شکل نمایشی تعزیه یا شبیه خوانی از آن خارج شد.» ۲

یادداشت‌ها یا سفرنامه‌های مستشرقان یکی از بهترین منابعی است که می‌توان سیر تحول تعزیه را تقریبا به صورت دقیقی از آن‌ها استخراج کرد. از نوشته‌های آنان چنین برمی آید که ابتدا دسته‌هایی بوده‌اند که به کندی از برابر تماشاگران می‌گذشته‌اند. به مرور سینه زدن و زنجیر زدن و کوبیدن سنج و نظایر آن و حمل نشانه‌ها و علم‌هایی شبیه به افزار‌های جنگی همراه با هماوازی و همسرایی و نقل ماجرای کربلا اضافه می‌شود.

در مرحله بعدی آواز‌های جمعی کمتر و نشانه‌ها بیشتر می‌شود و چند واقعی خوان ماجرای کربلا را برای تماشاگران نقل می‌کردند. سنج و طبل و نوحه هم بود. پس از آن گفت وشنود (دیالوگ) اضافه شد و بعد از آن بازیگران اضافه شدند. «شاید در آخرین نیم قرن دوره صفویه، تعزیه تحول نهایی خود را طی کرده و به آن شکلی که اکنون می‌شناسیم، درآمد.» ۳

تثبیت در عصر صفویه، شکوفایی در عصر قاجاریه

از نقاط عطف در تاریخ تعزیه، دوره صفویه است. با رسمی شدن مذهب شیعه، محرم مورد حمایت دربار قرار گرفت و «به تدریج متناسب با مطالبات فرهنگی مخاطبانش شکل گرفت و تغییر پذیرفت.» ۴ و در واقع در این دوران بود که «تعزیه‌هایی مانند تعزیه‌های امروزی شکل گرفت.» ۵

چلکووسکی در کتاب «تعزیه، آیین و نمایش در ایران» به این سیر تکاملی اشاره کرده است: «قریب دویست و پنجاه سال دسته گردانی‌های محرم و روضه خوانی‌ها در کنار یکدیگر بودند، هر یک پیچیده‌تر و در عین حال پیراسته‌تر و تئاتری‌تر می‌شدند تا اینکه در نیمه سده هجدهم به هم پیوستند و به این ترتیب شکل نمایشی (دراماتیک) جدیدی به نام تعزیه خوانی یا به قولی آشنا‌تر تعزیه به وجود آمد.».

اما دوره قاجار و به ویژه دوره ناصری را دوران شکوفایی تعزیه دانسته‌اند: «در قاجاریه با در هم آمیختن آیین‌های ثابت و سیار محرم و شکل گیری نقل نمایشی زندگی، اعمال و شهادت شهدای کربلا از طریق روضه خوانی کتاب روضه الشهدا، به تدریج تئاتری‌تر شد تا به شکل نمایشی درآمد که امروز مشاهده می‌شود.» ۶

آورده‌اند که در دوره قاجار، شاهان، صاحب منصبان و اعیان «در برپایی تعزیه و افزودن به شور و شکوه و تجمل آن» بر یکدیگر سبقت می‌گرفته‌اند. بهرام بیضایی در کتاب «نمایش در ایران» نوشته است: «در سال ۱۲۴۸ شمسی (۱۲۸۶ ه. ق، ۱۸۶۹ م) بوده که به دستور ناصرالدین شاه و مباشرت دوستعلی خان معبر الممالک، عظیم‌ترین تماشاخانه همه اعصار تاریخ ایران یعنی تکیه دولت، در زاویه غربی کاخ گلستان با گنجایش بیست هزار نفر و صرف معادل صد و پنجاه هزار تومان ساخته شد.» (تاریخ‌های دیگری نیز برای احداث تکیه دولت ذکر شده است.)

 البته اولین برنامه‌هایی که در تکیه دولت برگزار شد نمایش‌های غیرمذهبی بود. شاید بشود دلیل آن را در انگیزه ابتدایی شاه قاجار از ساخت این بنا پیدا کرد: «ظاهرا در آغاز نیت شاه قاجار از این بنا تکیه تعزیه نبوده است و بلکه به ملاحظاتی از جمله مخالفت علما با برپایی تئاتر‌های غربی به تکیه تغییر کارکرد داد.» به هر روی، در دوره قاجار تکایای بزرگ و کوچک زیادی در تهران و چند شهر دیگر ساخته شد که باز در روایت‌های مستشرقان می‌شود توصیف آن‌ها را یافت.

اما توجه حاکمان و صاحب قدرت به مراسم و مناسک و آیین‌های مذهبی، و در موضوع مورد بحث یعنی تعزیه، همیشه از طینت پاک و خلوص نیت و باور عمیق نبوده است. بسیاری از حاکمان در طول تاریخ و همه جوامع به خوبی از قدرت و مشروعیتی که می‌توانستند از دین و مذهب به دست آورند آگاه بودند و تلاش هایشان برای فربه سازی مناسک را می‌شود از این منظر هم بررسی کرد و در نظر داشت.

بسا که دین ابزار سلطه و حذف مخالفانشان هم بود. این اتفاقی بود که به شکل‌هایی هم در دوره صفویه و هم قاجاریه رخ داد. محمدتقی محمدقلی‌ها در مقاله «تعزیه؛ کهن‌ترین الگوی نمایشی ایران» به وجه سیاسی مناسک و تعزیه اشاره کرده است: «در ابتدای دوره قاجاریه، تعزیه به دلیل حمایت شاهان و نیز طبقه جدید مرفه، به ویژه بازرگانان و سیاسیون، دامنه دارتر شد. این پشتیبانی تنها یک حمایت خالص از نمایش نبود، بلکه وسیله‌ای برای به دست آوردن وجاهت ملی بود.»

پیتر جی چلکووسکی هم از این نکته غافل نبوده و علاوه بر تأکید بر جنبه‌های هنری، به ظرایف این مناسک در ایران اشاره‌ای گذرا داشته است: «تعزیه موضوع پیچیده‌ای است که زمینه‌های مختلفی، چون مذهب، تاریخ، ادبیات، مردم شناسی، روان شناسی، جامعه شناسی، موسیقی و هنر‌های زیبا و درام و تئاتر را در برمی گیرد. تأکید مطالعات تعزیه تا به امروز سیر تاریخ، مفهوم مذهبی، سبک ادبی، جنبه‌های موسیقیایی و مفاهیم نمایش تئاتری آن بوده است.»

صادق همایونی و محمود صباحی نیز در مقاله «تعزیه، نمایش مذهبی ایران» به این گوشه اشاره کرده‌اند: «تعزیه‌های درباری در زمان قاجاریان، به ویژه در دوره ناصرالدین شاه، از یک سو شاه را سرگرم می‌کرد و از سوی دیگر سبب عوام فریبی و دیندارنمایی او می‌شد.»

مناسک مذهبی و به تبع آن تعزیه، به سبب پیچیدگی‌ها و زوایای مختلفش کارکرد‌های متفاوتی داشته و این طور نبوده است که فقط حکام از آن در راستای منافعشان بهره ببرند. گاه این مناسک تنها گلوگاهی بوده‌اند که مردم می‌توانستند با یاری گرفتن از آن صدای خودشان را بیرون دهند: «ناله‌ها و گریه‌ها و عقده‌های متراکم؛ در تعزیه مفری بزرگ برای بیان و تجلی و انعکاس می‌یابند.

تعزیه زبان بیان ستمی می‌شود که بر جامعه می‌رود. [..]با این تعبیر، تعزیه را که بیانی شکوهمند از درد‌های بیرونی و درونی جامعه است می‌توان پرتوی از این نیاز و درد جامعه دانست. [..]از این رو تعزیه، قدم به قدم، در جامعه‌ای رو به تکامل می‌رود که ستم هست، نیرنگ هست، سر در آن به آسانی بر باد می‌رود، پوست به سهولت کنده می‌شود.»

نویسندگان مقاله «سیر تحول و تطور تعزیه» نیز به این مهم توجه داشته‌اند: «تعزیه نمایشی برخاسته از متن مردم است که گاه به علت تأثیر و ارتباطش با مردم کارکرد‌هایی نظیر ترویج ظلم سیزی، بسط مهربانی و همدلی، برپایی اجتماعات اعتراضی و... داشته است.»

ممنوعیت‌ها در دوره پهلوی و رونق در جمهوری اسلامی

تعزیه در دوره پهلوی فرود و فراز‌هایی را تجربه کرد. در دوره پهلوی اول تعزیه ممنوع شد و در دوره پهلوی دوم مقداری جان می‌گیرد. «در دوره رضاخان (۱۳۲۰- ۱۳۰۴)، به ویژه در دهه دوم سلطنتش، سوگواری‌های محرم محدود شد و ممنوعیت‌های متعددی به وجود آمد و به تدریج برگزاری رسمی مجالس تعزیه متوقف شد، اما اجرای آن در روستا‌ها کمابیش ادامه یافت.

در دوره پهلوی دوم (۱۳۵۷- ۱۳۲۰)، پرویز صیاد از ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۹ چند مجلس تعزیه را بر روی صحنه نمایش (تئاتر) آورد. در ۱۳۵۵، «مجمع بین المللی تعزیه» با شرکت و سخنرانی بسیاری از صاحب نظران و تعزیه شناسان ایرانی و خارجی در شیراز برگزار شد و در آن مجمع تعزیه‌هایی نیز به اجرا درآمد. مجموعه سخنرانی‌های این مجمع را چلکووسکی در نیویورک در ۱۳۵۸ ش/ ۱۹۷۹ منتشر کرد.»

محمدباقر غفاری، کارگردان تعزیه نیز در گفت وگویی که با پیتر چلکووسکی داشته به شیوه برخورد با تعزیه در دوره پهلوی اشاره کرده است: «این سیاست غیر رسمی حکومت بود که تشریفات مذهبی شیعیان را در ملأعام ریشه کن کند. [..]بعد‌ها سیاست حکومت کمی تغییر کرد و در سال ۱۹۶۷ در جشن هنر شیراز دو تعزیه اجرا شد.

اولین تعزیه را پرویز صیاد، کارگردان تئاتر و سینما و خجسته کیا کارگردانی کرده بودند. دومین تعزیه را خود صیاد تهیه و کارگردانی کرده بود. اوایل سال ۱۹۷۵ از من خواسته شد تا برای اجرای تعزیه در جشن هنر شیراز در سال ۱۹۷۶، یک کار میدانی را شروع کنم. الان دیگر تعزیه در مرکز جشن هنر بود.» ۱۰

با پیروزی انقلاب اسلامی و روی کار آمدن حکومتی دینی طبیعتا توجه به مناسک و آیین‌های مذهبی یکی از برنامه‌های اصلی حکومت شد. در این دوره تعزیه و تعزیه خوانی هم رونق گرفت. به‌طوری‌که برگزاری رویدادها، چاپ و انتشار کتاب‌ها و مقالات پژوهشی پرشمار بخشی از اقدامات صورت گرفته در این دوره است. «پس از انقلاب اسلامی نیز، تعزیه مورد توجه و علاقه مردم و مسئولان فرهنگی و هنری بوده و تلاش شده است با تحقیق در پیشینه این هنر مذهبی و پیرایش و پالایش آن، از افول و نابودی این سنت دیرینه جلوگیری شود.» ۱۱


منابع

۱. تعزیه وامدار سنت ایرانی است، سخنرانی اردشیر صالح پور در سلسله نشست‌های پژوهشی «بررسی ساختاری و مضمونی مجلس ظهر عاشورا»، منتشر شده در شماره ۷۶ مجله نمایش، اسفند ۱۳۸۳،

۲ و ۳. تعزیه؛ کهن‌ترین الگوی نمایشی ایران، محمدتقی محمدقلی ها، مجله فرهنگ مردم ایران، زمستان ۱۳۸۲، شماره ۱،

۴ و ۶. بررسی تعزیه و هنر اجرا (پرفورمنس آرت) با تأکید بر تعامل با مخاطب، زهرا رهبرنیا و روشنک داوری، مجله علمی-پژوهشی باغ نظر، سال چهاردهم، شماره ۴۹، تیر ۱۳۹۶،

۵. سیر تحول و تطور تعزیه، محمد خداداد نوش آبادی و سعید خیرخواه

۷. تعزیه، آیین و نمایش در ایران، نوشته پیتر جی چلکووسکی، ترجمه داوود حاتمی، نشر سمت

۸. تعزیه در ایران، صادق همایونی، نشر نوید شیراز

۹ و ۱۱. تعزیه، نمایش مذهبی ایران، نوشته صادق همایونی و محمود صباحی، منتشر شده در سایت پارسینه در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۰، کد خبر ۵۲۹۳۷،

۱۰. تعزیه ریشه در حماسه‌های سنتی ایرانی دارد! مصاحبه پیتر چلکووسکی با محمدباقر غفاری کارگردان تعزیه، ترجمه محمد منعم، مجله نمایش، شماره ۱۳۵ و ۱۳۶، آذر و دی ۱۳۸۹

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.