در نگاه قرآنی، تاریخ صحنه رقابت میان دو الگو از تمدنسازی است: تمدنی که بر مدار «بیتالله» (حکومت الهی و حقیقت) بنا شده و تمدنی که بر «بیتعنکبوت» (سازههای سست برآمده از هوای نفس و فتنه و دستگاههای حکومتی پوچ) استوار شده است.
قرآن کریم در سوره عنکبوت میفرماید: «مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ: داستان کسانى که غیر از خدا دوستانى اختیار کردهاند، همچون عنکبوت است که [با آب دهان خود]خانهاى براى خویش ساختهاند و درحقیقت -اگر مىدانستند- سستترین خانهها همان خانه عنکبوت است و...» (سوره عنکبوت، آیه ۴۱).
این «بیت»، نماد دستگاههای حکومتی است که از «ولایت اهلبیت (ع)» و امامزمان (عج) فاصله گرفتهاند. ویژگی این تمدنها، تولید تاریکی، فتنه و جلوه گریهای غیرحقیقی است؛ چراکه، چون از منبع نور (خدا و امامت) دورند، در «لهو و لعب» غرق شدهاند و حقیقت هستی را به بازی گرفتهاند: «وَمَا هَذِهِ الْحَیَاه الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَه لَهِیَ الْحَیَوَانُ: این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست و زندگى حقیقى، همانا [در]سراى آخرت است؛ اى کاش مىدانستند.» (سوره عنکبوت، آیه ۶۴).
تمدن غربی، بیتعنکبوت، فاقد «حیات» (زندگی حقیقی) است و تنها، سرابی از رفاه و قدرت را ارائه میدهد.
درمقابل تمدن غربی، تمدن برخاسته از مکتب «حیاتالآخره»، تمدنی است که بر معرفت و حکمت، استوار است. در این مسیر، خداوند خود راهبر است و مؤمنان را در دل فتنههای تمدنهای جاهلی تنها نمیگذارد: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا: و کسانی که در راه ما مجاهدت کردند، قطعا آنان را به راههای خود هدایت میکنیم.» (سوره عنکبوت، آیه۶۹)
این وعده هدایت، در «دل فتنه» محقق میشود؛ یعنی وقتی جامعه اسلامی در میانه توطئههای تمدن غرب (بیتعنکبوت) قرار دارد، اگر استقامت و مجاهدت کند، خداوند راههای برونرفت و تمدنسازی را بر او میگشاید.
حضرت سیدالشهدا (ع) در قرآن، مصداق اتمّ (محسنین) هستند. «احسان» در اینجا نهفقط به معنای نیکی فردی، بلکه به معنای «به اوج رساندن فعل الهی در میدان عمل» است.
عاشورا تجلی این حقیقت است که اگر درکنار «سیدالشهدا» بایستیم، «نصرت» قطعی است. تمدن نوین اسلامی، درواقع بازتولید همان فرهنگ عاشورایی در مقیاس جهانی است. ایستادن در رکاب امام، مجاهدتی است که:
الف: ظلمت بیتعنکبوت را میدرد.
ب: حکمت دینی را جایگزین لهوولعب میکند.
ج: وعده حقیقی «نصرت» (پیروزی) را محقق میسازد.
همانطور که بیان شد، وعده حقیقی نصرت تمدن نوین اسلامی، پاسخی به پوچی حیات مادی است. این تمدن با «بیتالله» (ولایت اهلبیت (ع)) آغاز میشود و با «مجاهدت و مسیر سیدالشهدا (ع)» ادامه مییابد. آیه «سُبُلَنا»، بشارت میدهد که برای هر بنبستی که بیتعنکبوت و تمدن غربی برای ما ایجاد میکند، خداوند راهی ویژه برای تمدنسازان باز کرده است.
عاشورا فقط یک واقعه تاریخی نیست، بلکه «متدولوژی پیروزی» است. هر که در مدار این مجاهدت قرار گیرد، نهتنها در فتنه گم نمیشود، بلکه خود به مشعلی برای هدایت بشر در عصر غیبت تبدیل میشود. تمدن نوین اسلامی، تحقق همان «حیات طیبهای» است که در سایه ولایت و نصرت الهی، بر ویرانههای سست دستگاههای ظلمتزای امروزی بنا خواهد شد.