صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

گفت‌و‌گو با بهمن گودرزی تهیه کننده و کارگردان«ماجراجویی در جزیره جیمزباند» | تلاش برای فراتر رفتن از کلیشه‌های کمدی و تجربه‌ای نو در سینما

  • کد خبر: ۴۲۵۵۴۰
  • ۰۶ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۴
تهیه کننده و کارگردان فیلم ماجراجویی در جزیره جیمزباند می‌گوید: همیشه از هنرمندان توقعات بی‌پایانی دارند، اما از مسئولانی که قدرت تصمیم‌گیری و حمایت در دست آنهاست، هیچ چشم‌داشتی نیست! سوال اینجاست که وظیفه‌ی خودِ مسئولان چیست؟
مریم ضیغمی
خبرنگار مریم ضیغمی

 سینمای ایران در سال‌های اخیر میان انتخاب‌های امن و تجربه‌های جسورانه در نوسان است. در این میان، بهمن گودرزی با فیلم جدید خود یعنی «ماجراجویی در جزیره جیمزباند»، مسیری متفاوت را برگزیده است. او که پیش از این با آثاری، چون «هاوایی» در فضای کمدی حضور داشت، اکنون با فیلمی پرهزینه و با لوکیشن‌های بین‌المللی، به دنبال ارتقای سطح این ژانر و تبدیل کمدی ساده به یک «کمدی ماجراجویانه» است. او در گفت‌و‌گو با شهرآرانیوز از چالش‌های تولید در شرایط دشوار فعلی، فلسفه انتخاب بازیگران و تلاش برای نوآوری در ساختار داستان می‌گوید.


آقای گودرزی، با توجه به وضعیت فعلی، به نظر می‌رسد سینمای ایران در دوره‌ «بقای کمدی» قرار دارد؛ جایی که خنده، تنها راه تخلیه انرژی مردم در برابر فشار‌های اقتصادی است. آیا انتخاب ژانر کمدی برای تضمین فروش بود یا شرایط فعلی جامعه شما را به این سمت سوق داد؟

من همیشه فیلم‌هایم را برای مخاطب می‌سازم؛ آثاری باوقار، داستان‌محور و دارای ساختار مشخص. فیلم «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» پیرو کار‌های پیشین من است. از آنجایی که بخش عمده فیلم‌برداری در خارج از کشور انجام شد، پروژه بسیار پرهزینه بود. متأسفانه، اکران فیلم با مجموعه‌ای از اتفاقات ناگوار هم‌زمان شد؛ از اعتراضات و جنگ ۱۲ روزه، جنگ رمضان گرفته تا حوادث سیاسی و تعطیلی سینما‌ها که همگی گریبان‌گیر کار ما شد. اگرچه مدتی بعد دوباره برای تبلیغات و معرفی فیلم تلاش کردیم و بخشی از خسارت‌ها جبران شد، اما نتوانستیم به پیش‌بینی‌هایی که در شرایط عادی و منصفانه داشتیم، برسیم. با این حال، امیدوارم در ادامه اکران، استقبال بیشتری از فیلم صورت بگیرد.

میزان بازگشت سرمایه تا امروز برایتان رضایت‌بخش بوده است؟ 

خیر؛ اگرچه فروش این فیلم نسبت به بسیاری از آثار دیگر بهتر است، اما هنوز نتوانسته هزینه‌های اولیه را به‌طور کامل جبران کند.


شما پیش از این با فیلم‌های کمدی موفقی مثل «هاوایی» و «شیش و بش» حضور داشتید. در این اثر، با استفاده از لوکیشن تایلند و بازیگر خارجی، سعی کرده‌اید سطح کار را از یک کمدی ساده به «کمدی ماجراجویانه با استاندارد‌های بین‌المللی ارتقا دهید. هدف شما از این تغییر سطح چه بود؟

در هر زمینه‌ای، فرد باید دست به تجربه‌های جدید بزند و نسبت به اثر قبلی خود، نوآوری داشته باشد. ما در این فیلم تلاش کردیم که مشابه یا تکرار فیلم‌های قبلی (مانند «هاوایی») نباشد؛ چه از نظر سوژه و داستان و چه از نظر ساختار و بازیگران. هدف ما این بود که قدمی فراتر از کار‌های قبلی برداریم و خوشبختانه با بازخورد‌های مثبت همکاران شما و دوستان، متوجه شدیم که به این هدف رسیده‌ایم.

معیار شما برای انتخاب بازیگرانی که بتوانند در یک قاب مشترک، بدون ایجاد گسست در باورپذیری داستان، کنار هم قرار بگیرند، چه بود؟

درباره انتخاب‌ها در نهایت، این «قصه» است که به ما می‌گوید کدام بازیگر برای چه نقش و شخصیتی مناسب است. اگر انتخاب درست باشد، مسیر کار موفق خواهد بود؛ اما اگر بازیگری با نقش همخوانی نداشته باشد، حتی اگر نام بزرگی داشته باشد، نمی‌تواند موفق شود. در این فیلم، انتخاب زوج سام درخشانی و محسن کیایی علاوه بر هماهنگی بالا، این حس خوب را منتقل کردند، این دو در کنار هم برای اولین بار است که بازی می‌کنند؛ دقیقاً مشابه تجربه‌ی امین حیایی و امیر جعفری در فیلم «هاوایی».

من معتقدم بازیگرانی که تجربه همکاری قبلی ندارند، هم انگیزه بیشتری در طول کار دارند و هم برای تماشاچی تازگی ایجاد می‌کنند. تکرارِ مداوم زوج‌های بازیگر در فیلم‌های مختلف، باعث می‌شود مخاطب دچار سردرگمی شود؛ مثلاً با خود فکر کند که آیا اینها را در فیلم قبلی ندیده بودم؟!  در مورد انتخاب بازیگر خارجی نیز، ما به دنبال ویژگی‌های خاصی بودیم که در نهایت به انتخاب خانم «الگا» منجر شد و او هم به‌خوبی از عهده نقش برآمد و توانست مخاطب را با خود همراه کند؛ به نظر من این یکی از دلایل موفقیت فیلم است.

آیا فیلم‌برداری در تایلند صرفاً برای ایجاد «جذابیت بصری» و «کنجکاوی مخاطب» انجام شد، یا قصد داشتید کاری متفاوت در کمدی ایران انجام داده باشید؟

انتخاب تایلند صرفاً به دلیل خارج از کشور بودن نبود؛ بلکه ذاتِ قصه ما، فضایی بین‌المللی را می‌طلبید. با توجه به تجربه‌ قبلی‌مان در تایلند، از طریق همکاری با دوستانم در کمپانی‌های محلی، توانستیم به مناطق بکر و خامی دسترسی پیدا کنیم که کمتر در سینما استفاده شده‌اند؛ مانند جزایر جیمز باند و پوکت. جالب است بدانید این منطقه از ۵۰ سال پیش به دلیل ساخت فیلم مشهور «جیمز باند» در آنجا، به این نام شناخته شده است؛ بنابراین نام فیلم ما کاملاً با لوکیشن در پیوند بود. می‌خواهم تأکید کنم که در این پروژه، همه چیز با دقت بسیار بالا و به صورت هدفمند طراحی شده بود. برخلاف برخی آثار که ساختاری بی‌منطق یا تصادفی دارند، در اینجا هیچ‌چیز (از جزئیات صحنه گرفته تا انتخاب شخصیت‌ها) به صورت اتفاقی یا بدون منطق داستانی به تصویر کشیده نشده است؛ همه چیز از پیش برنامه‌ریزی شده بود.

با توجه به تجربه دو فیلم اخیرتان در تایلند، حضور در این کشور و کار با عوامل خارجی چه تفاوتی با فضای تولید در ایران داشت؟

من پیش از این در کشور‌های مختلفی از جمله ترکیه، آلمان و تایلند فعالیت داشته‌ام، بنابراین فضای کار در خارج از کشور برایم کاملاً آشناست. کار با عوامل خارجی نیازمند رویکردی کاملاً حرفه‌ای است؛ ما از طریق مکاتبات دقیق و سپس در جلسات حضوری، تمام جزئیات مربوط به انتخاب بازیگران، لوکیشن و مراحل پروداکشن را با آنها در میان می‌گذاشتیم. خوشبختانه، در این مسیر با یک «زبان مشترکِ حرفه‌ای» روبه‌رو بودیم که باعث شد همه چیز طبق برنامه پیش برود و در نهایت، خروجی هنری رضایت‌بخشی حاصل شود.

 در طول فرآیند تولید باچه چالش‌هایی رو‌به‌رو شدید؟

جذابیت هر پروژه‌ای در همین چالش‌ها و دردسر‌ها نهفته است. ساخت فیلم در خارج از کشور همواره با اتفاقات پیش‌بینی‌نشده‌ای همراه است که می‌تواند کل پروژه را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، کارگردان، تهیه‌کننده و عوامل اصلی باید بسیار منعطف و حرفه‌ای باشند تا بتوانند سریع با شرایط جدید سازگار شده و از بن‌بست‌ها عبور کنند. اگر درایت و تجربه وجود داشته باشد، این چالش‌ها به سرعت مدیریت شده و حتی به فرصت تبدیل می‌شوند.

 در خارج از کشور، شما همیشه آزادی عمل مطلق ندارید؛ مثلاً ممکن است در حین فیلم‌برداری در یک کوچه، با محدودیت‌های پلیس یا مسئولان محلی رو‌به‌رو شوید که می‌گویند شما فقط برای این ۵۰ متر مجوز گرفته‌اید و اجازه عبور ندارید. مدیریت این محدودیت‌ها و برخورد با مسائل غیرمنتظره، بخش جدایی‌ناپذیر و در عین حال شیرینِ کار در فضای بین‌المللی است.

آیا قصد دارید در ژانر‌های دیگر هم تجربه کنید؟

من اشتیاق دارم در ژانر‌های دیگر نیز کار کنم، اما واقعیت تلخ این است که در شرایط فعلی، سرمایه‌گذاران به‌سختی به پروژه‌های غیرکمدی اعتماد می‌کنند. من پیش از این آثار ملودرام و جدی ساخته‌ام و در فیلم «شیش و بش» نیز تلاش کردم به سمت این ژانر حرکت کنم و از این فیلم به بعد پیشنهاد‌ها به همین سمت و سو رفت.

من هرگز تن به ساخت هر کمدیِ ساده‌ای نمی‌دهم؛ چون نمی‌خواهم با کار‌های سطحی، رزومه هنری‌ام را تخریب کنم. گاهی ترجیح می‌دهم دو سه سال کار نکنم تا وقتی وارد پروژه‌ای می‌شوم، آن اثر متمایز و باکیفیت باشد. هدف من همیشه این است که تجربه بعدی‌ام، از تجربه قبلی موفق‌تر باشد. با توجه به موفقیت نسبی «ماجراجویی در جزیره جیمز باند»، امیدوارم اکران آن همچنان با موفقیت ادامه یابد؛ ما برای آینده برنامه‌ریزی کرده‌ایم و حتی احتمال ساخت قسمت دوم این فیلم نیز وجود دارد.

در پایان بگویید با توجه به روند اکران فیلم در شرایط حاکم بر جامعه، که در آن بحران‌های روحی و اقتصادی با فضای جنگ و ناامنی گره خورده است، وظیفه‌ی هنرمندان در چنین شرایطی چیست؟

همیشه از هنرمندان توقعات بی‌پایانی دارند، اما از مسئولانی که قدرت تصمیم‌گیری و حمایت در دست آنهاست، هیچ چشم‌داشتی نیست! سوال اینجاست که وظیفه‌ی خودِ مسئولان چیست؟ هنرمندان در دشوارترین شرایط اقتصادی و اجتماعی، کار خود را انجام می‌دهند؛ ما با وجود شرایط سخت اکران و چالش‌های فروش، معضلات جامعه را در فیلم‌مان بازتاب دادیم. وقتی ما فیلمی می‌سازیم، صرفاً برای سرگرمی نیست؛ فیلم سر و شکل و قصه دارد و وقتی از سینما خارج می‌شوید، شما همچنان درگیر سوژه فیلم هستید.

ما که با هزینه‌ای سنگین (حدود ۴۰ میلیارد تومان) فیلمی ساخته‌ایم که در آن معضلات اجتماعی را مطرح کرده‌ایم، از کسانی که در خارج از کشور برای ساخت چنین اثر موفقی تلاش کرده‌اند، چه حمایتی دیده‌ایم؟ آیا در این شرایط بحرانی، کسی به فکر تهیه کننده و سرمایه‌گذار بوده است؟ آیا مسئولان و شهرداری با اقدامات ساده‌ای مثل اختصاص بیلبورد برای معرفی فیلم، قدمی برای حمایت برداشته‌اند؟ متأسفانه اینها فقط در حد شعار باقی مانده‌اند.

 واقعیت این است که همه از هنرمند و سازنده توقع دارند، اما کسی نمی‌پرسد که وظیفه‌ی مسئولان در قبال هنر چیست؟ ما هم بخشی از این مردم هستیم و تمام دغدغه‌های معیشتی و اجتماعی جامعه را حس می‌کنیم. با وجود تمام این سختی‌ها، ما «پوست‌کلفت» هستیم و به راه خود ادامه می‌دهیم، اما امیدواریم مسئولان نیز از این «خواب خرگوشی» بیدار شوند و مسئولیت خود را در قبال هنر و هنرمند بپذیرند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.