صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

نقد و بررسی قسمت دوازدهم سریال «بدنام» | وقتی مخاطب حقیقت را زودتر می‌داند

  • کد خبر: ۴۲۶۳۰۸
  • ۰۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۲
جدیدترین قسمت «بدنام» با تکیه بر تعلیق و آگاهی مخاطب از واقعیت‌های پنهان، تصویری از آرامش پیش از طوفان ارائه می‌دهد؛ آرامشی که می‌تواند مقدمه‌ای برای تحولات مهم داستان باشد.

به گزارش شهرآرانیوز، «بدنام» جمعه‌ها در دسترس قرار می‌گیرد؛ اما قسمت دوازدهم آن به دلیل عزاداری دهه اول محرم استثنئا یکشنبه انتشار یافت. در این قسمت مخاطب شاهد شکلی تازه از روابط شخصیت‌ها بود که اگر آن را ندیده‌اید با خواندن مطلب احتمال لو‌رفتن قصه وجود دارد.

داستان «بدنام» درباره یلدا است که گذشته‌ای تلخ داشته و، چون توسط آقای وکیل معامله شد، قصد خودکشی داشت. اسماعیل سرراه او قرار گرفت و دختر طعم واقعی عشق را چشید و منصرف شد. گره مهم قصه جایی است که عماد می‌خواهد در ازای یک پرونده سرشار از سود و پول، یلدا را راضی به ازدواج با ابراهیم، پدر اسماعیل کند. او ابتدا باهدف انتقام وارد بازی شد؛ اما زور عشق چربید.

در قسمت دوازدهم، اسماعیل و یلدا عقد کردند و این مجلس شادی طوری بود که مخاطب را همچون یلدا سرشار از نگرانی کرد. چون در صبح آن شب شاد، ابراهیم با دسته‌گل و هدیه به یلدا سر زد؛ چون ابراهیم برای پسر از تصمیم به ازدواج گفت و آنها رفاقتی سرخوشانه بعد از مدت‌ها سردی رابطه داشتند.

این شادی‌ها برای مخاطب، اما «کیف» و «خوشی» به همراه نداشت؛ چون به‌طور موازی می‌دید واقعیت چیست و می‌دانست پدر و پسر بی‌خبر از اتفاقی تلخ و عجیب هستند. در لحظات پایانی سریال، عماد در مقابل غیرت مردانه اسماعیل، خشم خود را فرو برد و خبر از بمبی داد که گوش او را منفجر خواهد کرد. مرد عاشق ندانست چی به چی است و با احساسی از رضایت و عشق، محل کار آقای وکیل را ترک کرد تا به همسر برسد.

بخشی از آنچه در قسمت دوازدهم «بدنام» گذشت را شرح دادیم. با خواندن این سطور می‌توان به یاد آورد که سریال، قصه به قدر کافی دارد و به اندازه کافی مخاطب را دچار شوک و ترس و نگرانی می‌کند. این اتفاق حاصل فیلمنامه و نیز کارگردانی خوب است. همچین بازیگران حضوری موفق در موقعیت‌های مختلف شخصیت‌ها داشتند.

حسن پورشیرازی و سینا مهراد برگردان صادق رابطه شیرین پدر و پسر شدند. سکانس خشم پورشیرازی از تمرد یلدا درست عکس آن مرد مهربان و عاشق بود و با نگاه نافذ خود ترس را به جان دختر ریخت. خود ستایش رجایی‌نیا هم در بازنمایی احساسات شادی، نگرانی، هراس و استیصال یلدا عملکردی تحسین‌آمیز داشت.

امیر آقایی دارای درست‌ترین واکنش در سکانس اطلاع از ازدواج یلدا و اسماعیل بود. او پیرو شخصیت به‌ظاهر قوی خود، نشانی از ناراحتی در چهره نداشت و برعکس، به جوان قصه تبریک گفت و در عوض با یک دیالوگ، خط‌ونشان کشید. از سوی دیگر واکنش چهره‌اش وقتی اسماعیل رفت و در اتاق تنها شد، گویای ترس و غضب و کینه‌اش بود.

قسمت دوازدهم «بدنام» به‌مقدار کافی جذابیت رابطه عاشقانه زوج جوان را هم با خود داشت؛ اما وقتی نشانه‌های ترک‌خوردن رابطه رو شد، این سئوال در ذهن شکل گرفت که قصه در ادامه به چه سمت‌وسویی خواهد رفت؟ شاید خیلی‌ها نیز از خود بپرسند اگر من جای یلدا، اسماعیل، ابراهیم، عماد و همسر عماد بودم، چه حالی می‌شدم و چه تصمیمی می‌گرفتم.

قسمت جدید «بدنام» را می‌توان آرامش قبل از طوفان تعبیر کرد و امیدواریم کاشت‌های داستانی این قسمت منجر به برداشت‌هایی جذاب در قسمت‌های بعد شوند.

منبع: سینما ۱۲۰

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.