صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

ناگفته‌های شنیدنی از کتابخانه شخصی رهبر شهید انقلاب

  • کد خبر: ۴۲۸۴۰۸
  • ۱۵ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۹
سید علی حسینی خامنه‌ای، یک کتاب‌دوست و کتابخوان واقعی با اشراف مثال‌زدنی به حوزه‌های مختلف بود. کتابخانه‌اش را با دستان خودش چیده و حتی بر ورود و خروج کتاب‌ها نظارت می‌کرد. ایشان در جایی گفته بود: «اگر کل زندگی‌ من را بار کنند، می‌شود یک وانت؛ غیر از کتاب‌هایم.»

به گزارش شهرآرانیوز، به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور؛ آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای، فقط یک رهبر سیاسی و یا یک مرجع دینی نبود؛ فرزانه‌ای بود اهل علم و هنر و کتاب. یک کتاب‌دوست و کتابخوان واقعی با اشراف مثال‌زدنی به حوزه‌های مختلف. کتابخانه‌اش را با دستان خودش چیده بود و حتی بر ورود و خروج کتاب‌ها به کتابخانه، شخصا نظارت می‌کرد. دفترچه‌ای با جلد قرمز داشت که کتاب‌هایی که به امانت می‌بردند، در آن یادداشت می‌شد.

حسن خجسته؛ برادر همسر رهبر شهید انقلاب، روایت‌هایی از کتابخانه آقا و تسلط ایشان به کتاب‌ها بیان می‌کند.

روایت یک عکس

«این کتابخانه، چند تا ویژگی دارد. دسته‌بندی مرتبی دارد کتاب‌ها. وقتی کسی کتابی می‌خواست، آقا مثلا می‌فرمودند آن قفسه سمت راست. خودشان مسلط بودند. علتش این بود که کتاب‌ها را خودِ آقا چید، یعنی تک‌تک کتاب‌ها را خودِ آقا چید. از آن ساختمان قبلی که جابجا شدند و آمدند، کارتن کارتن کتاب می‌آوردند و خودِ آقا هم کتاب‌ها را جا می‌دادند و یا می‌گفتند، این را بگذار آنجا. کتابخانه بزرگ و خوبیه.»

علاقه به رمان و شعر و ادبیات

«بخشِ رمانِش مفصل بود. کتاب‌های سیاسی داشت. کتاب‌های تاریخی بود. بخش کتاب حوزوی، جدا بود. بخش شعر و ادبیات هم مفصل بود. خودِ من هم از این کتابخانه، خیلی استفاده‌های شخصی داشتم. دوره فوق لیسانسم از منابع اینجا استفاده کردم. به‌نظرم دنبال تاریخ کسروی بودم. من درباره هویزه کار می‌کردم. کسروی راجع به هویزه خیلی مفصل نوشته و جزئیات کامل و من از آن خیلی استفاده کردم، برای دوره پایان‌نامه‌ام.»

دفترچه‌ای با جلد قرمز، برای ثبت امانت کتاب‌ها

«یک دفتر قرمز، دفتر یادداشت بود. قرار بود که هر کس کتابی می‌برد، چه بچه‌ها، خانه و چه دیگران، حالا مثل من یا بچه‌های ما، اینجا بنویسند، چه کتابی را کِی بُردند که بَعد، برگردانند. گاهی هم کتاب برنمی‌گشت. مثلا خودِ من بعد‌ها دیدم، چند تا از کتاب‌هایم برای آقاست که البته برگرداندم. یعنی ثبت هم نکرده بودم.

دفتر اگر پیدا بشود، چیز‌ها قشنگی در آن نوشته شده به‌نظرم. مثلا شوخی‌هایی که بچه‌ها با هم داشتند و یا گاهی من یک چیزی نوشته بودم در مورد کتاب بچه‌ها. نظم کار را دارم می‌گویم.»

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.