به گزارش شهرآرانیوز؛ تابستان از راه رسید؛ با روزهای بلند، کشدار و داغش. ماه اول این فصل، نفسهای پایانیاش را میکشد. تابستان از همان گذشته با دغدغه خانوادهها برای سرگرمی فرزندانشان شروع میشد؛ البته بین نسلهای گذشته تا امروز، تفاوت از زمین تا آسمان است. حالا محاسبات کلی در مورد شاخصه تفریح و اوقاتفراغت و کنار گذاشتن سهمی برای کودکان و نوجوانان در سبد هزینه خانوادهها، گره خورده است به تورم و تأمین نیازهای اولیه زندگی.
شکاف عمیقی که بین حداقل دستمزدها با نیازهای واقعی زندگی ایجاد شده، پرکردن اوقاتفراغت را مربوطبه طیف و گروهی خاص کرده است. هرچند در سالهای اخیر پاگرفتن فرهنگسراها در نقاط مختلف شهر، سختی پر کردن این اوقات را برای خانوادههای کمدرآمدتر راحتتر کرده است، با این حال تعداد پدر و مادرانی که دغدغه سرگرم کردن فرزندانشان را در روزهای بلند و آفتابی دارند، بیشمارند.
به قدوقواره خانهها نمیخورد که فضا و مساحتشان بیشتر از شصت متر باشد، شاید هم کوچکتر...، اما چشمهای سخاوتمند در کالی بزرگ و درندشت، کنار همان خانههای فسقلی و کوچک، برای بچههای این محله، جبران مافات کرده است. زلالی موج آبی که در گودالی بزرگ میجوشد و جریان دارد، حتی به اندازه سر سوزنی به فکر بچههای قدونیمقدی که داخل آب شیرجه میزنند، نمیاندازد که ممکن است زخمی که به تن دوستشان هست، امکان سرایت به جان آنها را هم داشته باشد.
به قول یکی از آنها، آببازی داخل این گودال پر از لجن، بهتر است از ماندن در تنور خانههای کوچکشان در گرمای تابستانی که آفتاب خیمه میزند و دست از درودیوارهایش برنمیدارد.
برای هر پدر و مادر، کسی عزیزتر از فرزندشان نیست و همه راهها را برای تضمین آتیه خوش او امتحان میکنند، حتی آنهایی که بهسختی هزینههای تحصیلی فرزندانشان را جفت وجور میکنند، با شروع تابستان بهدنبال راهی برای سرگرم کردن فرزندشان هستند و غالبا میخواهند با یک تیر چند نشان بزنند؛ هم تفریح کنند و هم مهارتآموزی.
بشنوید از زبان مادر جوانی که کارمند است و سرپرست خانوار و دو فرزند نوجوان یازده و سیزدهساله دارد. او از این موضوع گلایه میکند که متولیان برنامهریز حوزه اوقاتفراغت، معمولا همان شیوه سنتی خود را بهعنوان یک برنامه راهبردی تابستانها اجرا میکنند؛ اینکه تمام روزهای این فصل را با برگزاری دورههای تکراری آموزش زبان و خط و... پر میکنند، غافل از اینکه فراغتی که برای نسل جدید تعریف میشود، اگر با هوشمندی مدیریت نشود، به بیهویتی و فرسایش فرهنگی، تبدیل میشود.
«برای یک دوره دوازدهجلسهای شنا باید ۵ میلیون تومان بپردازیم.» این گفته یکی دیگر از مادران دغدغهمند شهر ماست که دو فرزند دارد؛ هشت و شانزدهساله. طاهره کریمان که خود و همسرش دههشصتی هستند، میگوید: خاطرم هست ما سالهای تحصیلی پرزحمتی داشتیم، اما تابستان هم خانوادهها سخت نمیگرفتند.
پسرها غالبا مجبور میشدند حرفه و کاری یاد بگیرند و دخترها هم بنا به جنسیتی که دارند، دنبال یادگیری مهارتهایی مثل خیاطی و گلدوزی و آرایشگری و آشپزی بودند و همهچیز به خیروخوشی تمام میشد. اما حالا دسترسی به فضای مجازی، کلا تفکر آنها را تغییر داده است.
سطح توقع، انتظار و البته بینش بچهها ارتقا پیدا کرده است؛ دو پسر من حالا به کمتر از کلاس موسیقی و شنا، رضایت نمیدهند. هزینه هرکدام از آنها برای یک دوره دوازدهجلسهای، کمتر از ۵ میلیون تومان نیست. تازه همینها هم راضیشان نمیکند. علاقهمندیهایشان زیاد است؛ کلاس روباتیک و فوتبال و... گفتم تا بدانید که پدر و مادرهای الان، مدام باید دستبهجیب باشند.
فاطمه عادلیپور موضوع تب تبلیغات کلاسهای فوقبرنامه را در کوچه، خیابان و فضای مجازی پیش میکشد و میگوید: من سه پسر نوجوان دارم؛ یک کنکوری و دو نفر دیگر، متوسطه و ابتدایی هستند. شما فکر کنید ما کلی هزینه جانبی را در زندگی حذف کردهایم؛ مهمانی دادن و مهمان رفتن و حتی یک بیرون رفتن ساده تا پارک نزدیک محل زندگیمان و خریدن گوشت و میوه و... و همه را خرج پسر بزرگمان میکنیم که همه هموغم و دغدغه ما، قبولی او در آزمون سراسری است.
او میافزاید: من و پدرش میتوانیم این شرایط سخت را برای پیشرفت فرزندمان تحمل کنیم، اما دو پسر دیگرم حوصلهشان توی خانه سر میرود. از اواخر فصل بهار، دنبال کلاسهای تفریحی و ورزشی برایشان هستم. مجموعههای متعددی را سر زدم و قیمت گرفتم. هزینه دورههای ورزشی مثل فوتسال، فوتبال یا والیبال از یکمیلیون تومان کمتر نبود؛ به اینها هزینه لباس، کفش و بیمه را هم اضافه کنید. تازه همسر من کارمند است و دو شیفت کار میکند. مانده بودم چه کنم. منزل ما آپارتمانی است، یک اتاقخواب بیشتر ندارد و بچهها تفریح و سرگرمی دیگری ندارند.
خانم عادلیپور ادامه میدهد: هزینه یک دوره شرکت برای ثبتنام فوتسال بچهها را قرض کردم و کلی با آنها حرف زدم تا بهخاطر قبولی برادرشان در کنکور، امسال را فداکاری کنند و به همین دوازده جلسه رضایت بدهند. واقعا ما شرمنده بچههایمان هستیم.
مریم هنرمند، پسر دهسالهاش را در کلاسهای تقویت زبان که کانون فرهنگی مسجد محلهشان برگزار میکند، ثبتنام کرده است. او از این موضوع گلایه دارد که کلاسهای باکیفیت، هزینههای سنگینی دارند و دورههایی که به این شکل و در مساجد محله برگزار میشود، شلوغ است و نباید انتظار راندمان بالا داشت.
شبیه این حرف را مریم ابراهیمی هم میزند که ساکن یکی از محلههای حاشیه شهر است و دو فرزند نوجوان، زندگی را مثل قند برایشان شیرین کردهاند، با این حال میگوید: به قدری نگران تربیت و آینده آنها هستم که گاهی شبها خوابم نمیبرد. همسرم کارگر است و افتخار میکنم که مردی مسئول و متعهد، سکاندار زندگیمان است، اما به قول معروف دخلمان به خرجمان نمیرسد.
بچهها متوجه این چیزها نیستند؛ بهخصوص اینکه نسل جدید به فضای مجازی دسترسی دارند و زندگیها و تفریحات اشرافی را میبینند و متأسفانه بهشدت، ذهن مقایسهگری دارند. خیلی وقتها در جواب پرسش پسرهایم میمانم؛ اینکه چرا ما باید اینجا و اینطوری زندگی کنیم؟
مادری که دو پسر نوجوان دارد، تعریف میکند: پسرم فوتبال دوست دارد و من همیشه بهدنبال بهترین باشگاهها برای ثبتنام او بودهام، اما برخی باشگاهها، از نام بازیکنان مطرح این رشته استفاده میکنند و هزینههای نجومی میگیرند. امسال من برای دوازده جلسه بین ۱۲ تا ۱۷میلیون هزینه دادم؛ پسرم چند سال است مستمر در این باشگاه تمرین میکند، اما برای هر سال باید هزینه لباس، کیف و کفش را جداگانه پرداخت کنیم.
مسئول یکی از آموزشگاههای خصوصی شهر هم که ادعا میکند هزینه کلاسهای آموزشی آنها نسبتبه نرخی که دیگران تعیین میکنند منصفانهتر است، میگوید: قیمت کلاس آموزشرزمی از ۲ تا ۶میلیون تومان است؛ کلاس روباتیک پنج جلسه، ۷میلیون تومان و آموزش شطرنج پنججلسهای هم با ۷میلیون تومان جمع میشود.
سمانه حیدری، مشاور روانشناسی و درمانگر بالینی، از زاویه تخصصی خود به موضوع نگاه میکند و میگوید: افزایش بزهکاری در ماههای تیر و مرداد، مبین این واقعیت است که اگر دانشآموزان نتوانند بهدرستی از اوقاتفراغتشان بهره بگیرند، بهتدریج به بیراهه میروند و اگر خانوادهها هزینه کافی برای برنامهریزی ندارند، جامعه باید این وظیفه را برعهده بگیرد؛ برنامههای اوقاتفراغت باید بهگونهای تنظیم شود که از وسعت و تنوع برخوردار باشد تا در هر فصل و در هر شهر و روستا، متناسب با شرایط زیستی و آبوهوایی و امکانات محلی و باورهای اجتماعی منطقهای، اجراشدنی باشد و علاوهبر این، جذابیت هم داشته باشد.
او البته پیشنهادی را هم مطرح میکند: با توجه به اینکه هزینه برخی کلاسها زیاد و ممکن است خانوادهها توان پرداخت آن را نداشته باشند، والدین با ابزار ابتدایی و دردسترسی که در منزل دارند، اقدام به پر کردن اوقاتفراغت نوجوان خود کنند؛ مثلا کاردستی درست کنند که منجر به فعالیت ذهنی و شناختیشان میشود و خلاقیتشان را هم شکوفا میکند، ضمن اینکه خوشبختانه فضاهای سبز و پارک در نزدیکی محل زندگی همه ما وجود دارد؛ حتما وقتی برای این موضوع اختصاص دهند و با فرزندانشان، اوقات خوشی را سپری کنند.
حیدری تأکید میکند: آسیبهای اجتماعی ناشی از بیتفاوتی در برنامهریزی و اجرا و همکاری و مشارکت برای غنیسازی اوقاتفراغت جوانان نسبتبه یک دهه گذشته، بیشتر شده است؛ چراکه فضای مجازی و وفور پلتفرمهای خارجی که دسترسی به آن نیز تقریبا محدودیتی ندارد، نوجوانان و جوانان را از منظر فرهنگی به خطر میاندازد.
بهخاطر همین اهمیت است که فرهنگسراها، مسئولیت بزرگی را برای پر کردن اوقاتفراغت دانشآموزان بهعهده گرفتهاند و هرچند برخی والدین ادعا میکنند که این کلاسها، کیفیت کلاسهای خصوصی را ندارد، کارشناسان این ادعا را رد میکنند. عالیه قلجایی، کارشناس آموزش فرهنگسرای انقلاب اسلامی در محدوده پنجتن است؛ یکی از محدودههای پیرامون شهر که در بین سیزده فرهنگسرا هزینههای آن کمتر است.
دورههای آموزشی و سرگرمی این فرهنگسرا در همه فصول، پرمخاطب است، اما در تابستان، تعداد مخاطبان بیحد و اندازه است. میانگین قیمتهایی که این کارشناس برای کلاسهای مختلف اعلام میکند، تقریبا باورنکردنی است؛ بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان. البته این نرخ، آمار حضور در کلاس را هم افزایش داده است.
نرجس بوژمهرانی، کارشناس آموزش فرهنگسرای کودکوآینده است؛ او از دورههای مختلفی حرف به میان میآورد که آمار مخاطبان آنها را هم در تابستان ارتقا داده است. قیمتها در این مجموعه کمی متفاوتتر است، آنهم بهخاطر قرارگیری در منطقه کوهسنگی، با این همه با کلاسهای خصوصی که بیرون از این مجموعه برگزار میشود، کلی فرق دارد و رشتهها در این فرهنگسرا بسیار متنوع است. طرح جالبی که اجرا کردهاند، تعامل با برخی مساجد و حسینیههای محلهشان برای برگزاری دورههای آموزشی است و در این حوزه باز برای همکاری اعلام آمادگی میکنند.
کانون پرورشفکری کودکانونوجوانان هم بهعنوان متولی اصلی تربیت غیررسمی و غنیسازی اوقاتفراغت نسل آینده، نقشی محوری در پرورش استعدادهای هنری، ادبی، علمی و مهارتی کودکان و نوجوانان ایفا میکند.
محمدمهدی حسینپور، مدیرعامل کانون پرورشفکری کودکان و نوجوانان، با تأکید بر نقش ویژه این مرکز در اوقاتفراغت کودکان و نوجوانان میگوید: کانون، متولی تربیت غیررسمی کودک و نوجوان است و باید بیش از بقیه دستگاهها فعال باشد. قاعدتا سعی میکنیم نسبتبه سالهای گذشته، سطح کیفی و کمی فعالیتها را ارتقا دهیم؛ هم در تعداد رشتهها، هم در حجم پذیرش و هم در تعداد مربیان.
او ادامه میدهد: در کانون، مربیان با عنوان شغلی «مربیگری» بهصورت مستمر با کودک و نوجوان در ارتباط هستند. این ساختار بهگونهای طراحی شده است که مربی فقط آموزشدهنده نیست، بلکه همراه تربیتی کودک است. همین موضوع، کانون را از بسیاری از مجموعههای دیگر متمایز میکند. البته فعالیتهای کانون، طیفی گسترده از رشتهها را در حوزههای هنری و ادبی تا علمی دربرمیگیرد.
او ادامه میدهد: در حوزههای هنری و آوایی و نمایشی، در موضوع کتاب و مطالعه، قصهگویی و نمایش خلاق و نیز در حوزه علمی، برنامههای متعددی داریم.
سال گذشته، کانون علوموفناوریهای نوین با مصوبه مجمع کانون و با هدف تمرکز بر علوم روز، ایجاد و تأسیس شد، درحالیکه صرفا به آموزش کلاسیک اکتفا نمیکنیم. ما بهجای اینکه فقط از فیزیک، شیمی یا نجوم بگوییم، تلاش میکنیم جذابیت این علوم را برای کودکان و نوجوانان بهصورت تجربهمحور و خلاقانه ارائه کنیم؛ از روباتیک و نجوم گرفته تا زیست و شیمی. هدف ما این است که علم برای بچهها لذتبخش، ملموس و الهامبخش باشد.
البته بروبچههای تربیتبدنی شهرداری مشهد هم بیکار ننشستهاند و زیرساختها را برای دورههای آموزشی و تفریحی آماده کردهاند. سیدحسین غیاثی، معاون سلامت و تربیتبدنی شهرداری مشهد، میگوید: ما بهصورت مستقیم، برگزارکننده کلاسهای آموزشی و ورزشی نیستیم، اما زیرساختها را برای حضور علاقهمندان در طیفهای مختلف سنی آماده میکنیم؛ به این صورت که سالنها و مجموعهها دراختیار افراد متخصص این حوزه قرار میگیرد و علاوهبر آن در گرفتن شهریهها نیز نظارت میشود و نباید هیچ هزینهای بیشتر از ۵۰۰ هزار تومان باشد.
استعدادیابی، یکی دیگر از برنامههای تربیتبدنی شهرداری است که در این ایام انجام میشود؛ بههمت مسئولانی که با یک تیر دو نشان میزنند؛ هم در پر کردن اوقاتفراغت سهیم هستند و هم بهترینها را انتخاب میکنند.