به گزارش شهرآرانیوز، «کوری» رو به افول است؛ مشخص است کارگردان دکوپاژ بلد نیست و میزانسنها بهشدت سطحی و کلیشهایاند. انتخاب جای دوربین و اجرای ریاکشنها، صحنهها را به یک تئاتر دستهچندمی شبیه کرده است. دیالوگ، کات به صورت نفر مقابل؛ دوباره جمله، دوباره کات.
برای مثال، به سکانس اول دقت کنید و خودتان را جای خلافکارها بگذارید: آنها حضور پلیس را فهمیدهاند. فرصت اندک است و فرار، بدیهیترین تصمیم. باید فرار کنند یا برگردند و یک سوله پر از مشروبات را امحا کنند؟ اساساً چنین کاری ممکن است؟ تمام اینها برای آن برگزار شده که مثلاً با شکستن چند شیشه و دادوبیداد، بار دراماتیک اثر را بالا ببرند. برای ساخت یک سکانس خوب، بهتر بود ورود پلیس تا لحظه دستگیری را کامل برگزار میکردند. کارگردان از ساختن این روند برنیامده و چند شیشه شکسته را جای آن نشانده است.
یا به سکانس مریلا زارعی و پدر بازرس نگاه کنید. چه چیزی میشنوید جز دیالوگهای کلیشهای که هزاران بار در آثار دیگر دیده و شنیدهاید؟ ادامه جملهها پیش از ادایشان قابلحدس است و کل صحنه، تکرار همان مشاجرات فرسودهی تلویزیونی است. بازی مریلا زارعی هم به همین اندازه سطحی است. تا اینجا یکی از بدترین بازیهای تمام دوران حرفهای او را دیدهام.
چنین مثالهایی در همین دو قسمت سریال زیادند و تا اینجای کار، با اثری کمکیفیت طرفیم. ایده کلی سریال ظرفیت قابلاعتنایی دارد؛ اما کارگردان تا اینجای کار از آن چیزی جز یک سریال کلیشهای درنیاورده است.
منبع: سینما ۱۲۰