گروه ورزش|شهرآرانیوز، جام جهانی ۲۰۲۶ با قهرمانی اسپانیا به پایان رسید. جامی که شاید مهمترین بازخورد آن بازگشت فوتبال به اصول همیشگی خود بود.
اصولی که بارها درباره آن صحبت شده، اما در هیاهوی نامهای بزرگ و قراردادهای نجومی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
اسپانیا نشان داد هنوز هم میتوان با اعتماد به جوانها، با ساختن یک تیم منسجم، با برنامهریزی بلندمدت و با تکیه بر دانش روز فوتبال به قله جهان رسید. آنها بعد از ۱۶ سال دوباره همین واقعیت را اثبات کردند. با قهرمانی در جهان...
پیش از آغاز تورنمنت، بسیاری از پیشبینیها حول چند نام بزرگ میچرخید. کریستیانو رونالدو، لیونل مسی، کیلیان امباپه و هری کین. تصور عمومی این بود که یکی از این ستارهها در پایان، جام قهرمانی را بالای سر خواهد برد. اما فوتبال بار دیگر ثابت کرد که نامها تضمینکننده موفقیت نیستند.
آنچه سرنوشت مسابقات را رقم میزند، کیفیت یک تیم است، نه شهرت چند بازیکن.
اسپانیا در طول مسابقات، تیمی بود که بیش از هر چیز بر نظم تاکتیکی، هماهنگی، دوندگی، مالکیت هدفمند توپ و اتحاد تیمی تکیه داشت.
هیچ بازیکنی فراتر از تیم نبود. هیچ ستارهای نقش اول مطلق را ایفا نمیکرد. همه در خدمت یک هدف بودند و همین ویژگی، بزرگترین سرمایه این تیم شد.
انتخاب رودری به عنوان بهترین بازیکن جام، انتخاب پائو کوبارسی به عنوان بهترین بازیکن جوان و معرفی اونای سیمون به عنوان بهترین دروازهبان مسابقات، خود گویای همین حقیقت است.
شاید پیش از آغاز جام کمتر کسی تصور میکرد این سه بازیکن مهمترین جوایز فردی مسابقات را از آن خود کنند. نگاهها بیشتر به سوی نامهای مشهور فوتبال جهان بود.
اما فوتبال، بار دیگر قانون خودش به معرض نمایش گذاشت. برترینها کسانی بودند که در زمین مسابقه بهترین عملکرد را ارائه دادند، نه آنهایی که پیش از جام بیشترین توجه رسانهها را به خود جلب کرده بودند.
موفقیت اسپانیا البته اتفاقی نبود. این تیم محصول سالها برنامهریزی، سرمایهگذاری روی فوتبال پایه، اعتماد به استعدادهای جوان، ثبات در تفکرات فنی و استمرار در یک مسیر مشخص بود.
لوئیس دلافوئنته نشان داد ساختن یک تیم بزرگ، بیش از آنکه به ستارهها وابسته باشد، به ایجاد یک فرهنگ مشترک نیاز دارد. فرهنگی که در آن بازیکن برای تیم بازی میکند و نه تیم برای بازیکن.
نمایش فینال برابر آرژانتین نیز بهترین نمایش این تفکر بود. حریفیکه با حذف فرانسه به فینال رسیده بود و همچنان لیونل مسی را در اختیار داشت، برابر فوتبال منظم اسپانیا حرف زیادی برای گفتن نداشت. به هرحال لئو نیز به خوبی با فوتبال ناب اسپانیا آشنا بود و او نیک میدانست که چه چالش بزرگی را در آخرین ایستگاهش در جام جهانی پیش رو دارد.
اسپانیاییها با پرس شدید، دوندگی بیوقفه و جابهجاییهای مداوم اجازه ندادند بازیکنان آرژانتین حتی در بسیاری از دقایق، بازی همیشگی خود را ارائه دهند.
درتیم ملی اسپانیا فاصله خطوط به حداقل رسیده بود. بازیکنان بدون توپ به همان اندازه بازیکنان صاحب توپ اهمیت داشتند و میدویدند. هر بازیکن میدانست چه وظیفهای بر عهده دارد و تا آخرین دقیقه آن را اجرا میکرد.
این همان فوتبالی است که سالهاست مربیان بزرگ جهان درباره آن صحبت میکنند. فوتبال امروز بیش از هر زمان دیگری به تیم وابسته است.
با اتکا به این دیدگاه بی تردید فاصله تیمهای بزرگ از تیمهای متوسط دیگر با داشتن یک یا دو فوق ستاره تعیین نمیشود.
تفاوت را کیفیت کار گروهی، آمادگی بدنی، انعطاف تاکتیکی، قدرت ذهنی و نظم در اجرای برنامهها مشخص میکند.
قهرمانی اسپانیا، درسی مهم برای فوتبال ایران نیز به همراه دارد. شاید تفاوت امکانات، زیرساختها و سرمایهگذاری قابل مقایسه نباشد، اما اصول موفقیت در فوتبال در همه جای دنیا یکسان است.
اعتماد به نسل جوان، شجاعت در تغییر، استفاده از دانش روز، برنامهریزی مستمر و پرهیز از تصمیمهای مقطعی، پایههای اصلی پیشرفت هستند.
امیر قلعهنویی نیز میتواند از این جام درسهای مهمی بگیرد. به خصوص نقطهای که اسپانیا به بازیکنانی جوان و شاید کمتر دیده شده در دنیای فوتبال تکیه زد که البته این برنامه از سالها قبل طراحی شده بود.
فوتبال ملی برای تکرار موفقیت بی شک نباید اسیر نامها شود. هیچ بازیکنی نباید صرفاً به دلیل سابقه یا محبوبیت، جایگاه ثابتی در ترکیب داشته باشد. همانگونه که اسپانیا نشان داد، هر بازیکنی که آمادهتر باشد، باید فرصت بازی پیدا کند.
این جام جهانی به واقع نشان داد نتیجهگرایی کوتاهمدت، همیشه مسیر موفقیت نیست.
گاهی باید برای ساختن آینده، هزینه داد. باید به جوانها فرصت اشتباه کردن داد تا چند سال بعد بتوانند در بالاترین سطح بدرخشند.
کارشناسان فوتبال ایران سالهاست درباره جوانگرایی صحبت میکنند، اما در عمل شاهد آن نیستیم.
عملکرد تیم ملی ایران نیز نشان داد ادامه سیاستهای فنی گذشته نمیتواند پاسخگوی نیازهای آینده باشد. کسب سه تساوی، نه موفقیت محسوب میشود و نه دستاوردی برای فوتبال ایران.
تیم ملی نه نتیجه مطلوب را به دست آورد و نه نشانهای روشن از ساختن آینده ارائه کرد. این دقیقاً همان نقطهای است که باید درباره آن بازنگری شود و تیم ملی باید از تیمهای موفق جام درس بگیرد. الگوبرداری کند و خود را با ادبیات آنها وارد مسابقات کند.
جام جهانی ۲۰۲۶ به واقع ثابت کرد که روح فوتبال هنوز زنده است و تیمی که میدود، اتحاد دارد، همبستگی دارد، به فرد متکی نیست و تراوشات ذهنی سرمربیاش سرشار از ابتکارات جدید است، به موفقیت دست خواهد یافت.