به گزارش شهرآرانیوز؛ تئاتر از مهمترین هنرها برای پرداختن به مسائل روز اجتماعی است. تئاتر مشهد، با تکیه بر ظرفیتهای غنی تاریخی، اساطیری و حماسی خود، که ریشه در شاهنامه دارد، ظرفیت طرح حرفهای ملی و بین المللی را داراست. در سالهای گذشته شاهد بودهایم که این هنر توانسته با پرداختن به دغدغههای اجتماعی و خلق آثار حماسی، جایگاه ویژهای کسب کند. به بهانه اجرای نمایشهای «اسفندیار رعد خون»، «نوبت یعنی بعدی» و «انگشت دیکتاتور» که هر کدام به موضوعی متفاوت میپردازند، فرصتی دست داد تا با کارگردانان این آثار گفتوگو کنیم.
دانوش یزدان پناه، کارگردان تئاتر «اسفندیار رعد خون» درباره نمایش صحنهای خود که این روزها در سالن اصلی تئاتر شهر بر روی صحنه میرود، گفت: ما قصه اصلی شاهنامه و سرنوشت شخصیتهای آن را در بستر تاریخی دهه ۴۰ شمسی و با فضای دراماتیک «پدرخوانده» بازآفرینی کردهایم؛ در واقع اسفندیارشاهنامه را با تحولات اجتماعی پس از اصلاحات ارضی و مقوله مهاجرت گره زدیم.
این کارگردان درباره ایده این اثر که ترکیبی از حماسه فردوسی و داستان پدرخوانده اثر ماریو پوزو است، بیان کرد: شخصیتهای شاهنامه به لحاظ مفاهیمی همچون قدرت و کشورگشایی، در دل داستان ما همان روند و سرنوشت کلاسیک خود را طی میکنند، اما فضا و بستر روایت، کاملا با فضای مدرنیته و چالشهای اجتماعی ایران در سالهای پس از اصلاحات ارضی منطبق شده است.
وی افزود: این اثر پیش از این در جشنواره تئاتر اقتباسی شاهین شهر به عنوان نمایشنامه برتر انتخاب شد، اما تا به امروز فرصت اجرای عمومی نداشت. خوشبختانه اکنون با تلاش هنرمندان مشهدی، این متن برای نخستین بار به شکلی کاملا بومی و با رویکردی نوآورانه آماده اجرا شده است.
کارگردان نمایش «اسفندیار رعد خون» با تأکید بر موفقیت این انطباق دراماتیک بیان کرد: تطبیق اتفاقات شاهنامه با وقایع اجتماعی ایران، به خلق فضایی منجر شده که در عین کهن بودن، برای مخاطب امروز ملموس است. خداراشکر که تا حدودی در پیاده سازی این فرمت موفق بودهایم و توانستهایم ظرفیتهای حماسه را در قالب یک درام اجتماعی بومی بازتعریف کنیم. یزدان پناه با اشاره به جایگاه ویژه مشهد در عرصه تئاتر، معتقد است: این شهر علاوه بر داشتن نیروی انسانی بااستعداد، به واسطه پیوند تاریخی با فردوسی و شاهنامه، ظرفیتهای بی نظیری برای تولید آثار نمایشی دارد. اما صرف استفاده از داستانهای کهن، کافی نیست؛ بلکه نحوه ارائه آن هاست که موفقیت اثر را رقم میزند. وی درباره رویکرد کارگردانی خود در نمایش «اسفندیار رعد خون» گفت: ما همواره سعی کردهایم از ظرفیتهای داستانها و فضاهای ایران کهن استفاده کنیم، اما رویکرد من در این اثر، آوردن شخصیتها و قصههای شاهنامه به فضای امروز است. در این نمایش، شخصیتهای داستان مربوط به دهه ۴۰ شمسی هستند. در واقع، با وجود اینکه جوهره قصه تغییر نکرده، اما درگیری ها، رقابتها و تعاریف جدید، آن را به یک فضای تجاری و معاصر تبدیل کرده است.
این تغییر فضا، تنها یک انتخاب هنری نیست، بلکه یک ضرورت برای درگیر کردن مخاطب امروزی است تا بتواند با داستانهای کهن ارتباط برقرار کند. این هنرمند بیان کرد: اگر بخواهیم قصههای کهن را برای نسل امروز قابل فهم کنیم، باید به سمت راهکارهایی برای جذب آنها رفت. روایت شاهنامه برای یک جوان امروز، اگر به همان شکل سنتی و منظوم ارائه شود، ممکن است با بی میلی روبه رو شود؛ پس ما باید با حفظ ارزشهای اصلی، فضا را برای آنها قابل لمس و شیرین کنیم تا مخاطب درگیر شود.
یزدان پناه با اشاره به جای خالی پژوهش در پس زمینه هنرهای نمایشی بیان کرد: هر اثر نمایشی باکیفیت، باید بر پایه یک پس زمینه پژوهشی مستحکم بنا شود، اما واقعیت موجود در کشور متفاوت است.
مسئله پژوهش در هنر ما متأسفانه یک چالش بزرگ است. در تمام دنیا، پژوهش امری است که باید از سوی دولتها حمایت و پشتیبانی شود، چرا که پژوهش به خودی خود پول ساز نیست. برخلاف بسیاری از علوم دیگر، پژوهشگر با کار خود مستقیما سود مالی نمیبرد، بلکه دانش تولید میکند. تفاوت کشورهای پیشرفته با ما در این است که آنها برای تخصیص بودجه به بخش پژوهش برنامه ریزی دارند، در حالی که در کشور ما، نبود حمایت دولتی باعث شده پژوهشگر در تنگنا قرار بگیرد. این ضعف در زیرساختهای پژوهشی، مستقیما بر کیفیت و عمق آثار هنری و نمایشی تأثیر منفی میگذارد.
پیام کاویان، تهیه کننده و کارگردان نمایش «انگشت دیکتاتور»، درباره اجرای اثر خود در تماشاخانه مایان گفت: نمایش که در ژانر درام اجتماعی با رگههای کمدی ساخته شده است، پس از سالها انتظار و پشت سر گذاشتن چالشهای متعدد، سرانجام راهی صحنه میشود تا روایتگر لایههای پنهان روابط انسانی باشد.
وی درباره ماهیت و درون مایه «انگشت دیکتاتور» توضیح داد: نمایش بر اساس یک نمایشنامه فرانسوی نوشته شده است، اما ما در فرایند بازنویسی، تلاش کردیم تا آن را به شدت ایرانیزه کنیم. موضوع اصلی روایت، یک مهمانی است؛ جایی که افراد که همگی دوست و فامیل هستند، در میان بحثها و سوءتفاهم ها، درونیات، نظرات و کینههای قدیمی خود را بر ملا میکنند.
این هنرمند با اشاره به شباهتهای ساختاری این اثر با واقعیتهای اجتماعی افزود: دقیقا همان اتفاقاتی که در بسیاری از خانوادههای ایرانی رخ میدهد؛ افرادی که در ظاهر با هم میخندند و معاشرت میکنند، اما در درون خود خاطرات تلخ و اختلافات پنهانی دارند که تنها منتظر یک جرقه هستند تا به یک درگیری تمام عیار تبدیل شود. ما با اقتباسی هوشمندانه، این موضوع جهانی را در بستر فرهنگ و ذائقه مخاطب ایرانی بازآفرینی کردهایم.
کارگردان نمایش «انگشت دیکتاتور» درباره روند شکل گیری اثرش بیان کرد: این پروژه از سال ۱۳۹۹ آغاز شده، اما به دلیل عوامل مختلف، بارها با توقف روبه رو شد. ابتدا با دوران تلخ کرونا روبه رو شدیم که باعث از هم پاشیدن تمرینات گروه شد. سپس با چالشهای اجتماعی سال ۱۴۰۱ مواجه شدیم که بار دیگر روند کار را متوقف کرد.
در نهایت، پس از سه بار درخواب افتادن پروژه، حالا توانستیم آن را به ثمر بنشانیم. تمرینات گروه جدید حدود ۵ ماه به طول انجامید که با توجه به دغدغههای شخصی بازیگران و نداشتن تمرینات روزانه، کمی طولانیتر از حد معمول شد.
کاویان در خصوص وضعیت این روزهای تئاتر مشهد گفت: تئاتر همچنان با چالشهای سنتی خود روبه روست. با وجود اینکه فضای ورود جوانان به تئاتر نسبت به گذشته بازتر شده، اما متأسفانه آسیبهای بزرگ تری نیز ایجاد شده است. مشکل اصلی، نبود فضای آموزشی غنی است. بسیاری از نوجوانان و جوانان با گذراندن تنها یک یا دو دوره کوتاه بازیگری، این تصور غلط را پیدا میکنند که کار خود را انجام دادهاند. آنها احساس میکنند که به سطح کافی از مهارت رسیدهاند، در حالی که هنر هیچ وقت تمام نمیشود.
این هنرمند تأکید کرد: هر جا که هنرمند احساس کند کارش کامل و بی نقص است، آن زمان در واقع زمان مرگ هنری اوست. ما باید به نسل جدید بیاموزیم که هنر تجربهای بی پایان است و هیچ گاه نباید از جستوجو و یادگیری دست بکشند.
کارگردان نمایش با اشاره به اینکه پیوند ناگسستنی هنر با اقتصاد، کیفیت آموزش را به شدت آسیب زده است، افزود: امروزه در بسیاری از کلاسهای بازیگری، کارگردانی و نویسندگی، هدف اصلی به جای آموزش صحیح، پر کردن ظرفیت کلاس و توجه به مسائل اقتصادی شده است. این رویکرد، کیفیت خروجی را به شدت پایین میآورد. وی همچنین با اشاره به نفوذ برخی روابط غیرهنری در صنعت تئاتر، افزود: باید با صداقت بگویم که بحث باند و باند بازی همیشه در این حوزه حضور داشته و گاهی پررنگتر میشود. این مسئله باعث شده که بسیاری از هنرمندان درجه یک و کاربلد در مشهد، به دلیل مسائل اقتصادی و نبود فرصتهای عادلانه، از صحنه کنار بروند و خانه نشین شوند.
کاویان راهکار مقابله با این بحرانها را در مدیریت صحیح و حمایتهای ساختاری دانست و بیان کرد: هنرمندان، به ویژه قشر جوان، در شرایط اقتصادی فعلی، اغلب با هزینه شخصی و بدون بازگشت سرمایه به کار خود ادامه میدهند. ما نیازمند حمایتهای جدی از سوی دولت و ارگانهای مرتبط مانند شهرداری و انجمن نمایش هستیم. اگر حمایتهای مالی و ساختاری قوی تری صورت گیرد و مدیریت درستی بر فضای هنری حاکم شود، میتوانیم شاهد رشد دوباره و چشمگیر تئاتر، به ویژه در شهر مشهد باشیم.
حسین حق پرست، کارگردان نمایش «نوبت یعنی بعدی» که این روزها در پردیس تئاتر اکتور به روی صحنه رفته است، درباره نمایش خود گفت: این اثر یک درام اجتماعی به نویسندگی مرتضی شاه کرمی است که روایت آن مستقیما از دل مسائل روز جامعه برمی آید و هسته اصلی روایت حول محور کمک به دیگران میچرخد. شخصیتهای این نمایش همگی درگیر چرخهای از کمک کردن به اعضای دیگر جامعه هستند این کمک به شکلی نمادین و در قالب جستوجو برای یافتن یک عضو تصویر شده است. این نمایش میخواهد نیاز انسانها به یکدیگر و هم بستگی در زمان بحرانها را به تصویر بکشد.
کارگردان نمایش «نوبت یعنی بعدی» با نگاهی انتقادی به وضعیت تئاتر به ویژه در مشهد گفت: متأسفانه شاهد کاهش دغدغههای اجتماعی در میان نسل جدید هنرمندان هستیم. بسیاری از آثار جدید به جای تمرکز بر مسائل روز و نگاه جامعه شناختی تنها بر اساس کاهش هزینهها انتخاب میشوند.
وی افزود: یکی از دلایل پایین آمدن کیفیت برخی آثار نبود دغدغه و نگاه عمیق است. وقتی کاری دلی نباشد هنرمند تسلط و نگاه جامعه شناختی لازم را بر آن نخواهد داشت و در نتیجه اجرا سطحی از آب در میآید.
حق پرست با به چالش کشیدن روند تجاری شدن تئاتر گفت: فضای تئاتر در مشهد به سمت رویکرد بیزینسی و تجاری سوق یافته است تا صرفا هزینهها جبران شود. این موضوع باعث شده اصالت هنر در آن رنگ ببازد در این میان تقابل میان ذائقه مخاطب و جهت دهی هنرمندان به موضوعات جدی یکی از چالشهای اصلی حوزه تئاتر است.
وی با اشاره به تفاوت میان فضای فرهنگی امروز با دوره دهه ۸۰، بیان کرد: این تغییرات در برخی شهرها شدت بیشتری یافته است. اگر نگاهی تطبیقی به ۱۰ سال اخیر داشته باشیم، میبینیم که رسانهها و نوع محتوای سینمایی و تلویزیونی، ذائقه تماشاگر را به سمتی بردهاند که با رویکردهای هنری پیشین متفاوت است.
این کارگردان تئاتر مشهددر پاسخ به این پرسش که آیا هنرمند باید خود را با ذائقه فعلی جامعه وفق دهد؟ با صراحت اظهار کرد: وظیفه هنرمند و گروههای کارگزار این است که دغدغههای ذهنی و احساسی خود را بر روی صحنه ببرند. نباید تنها به این فکر کرد که جامعه اکنون از کمدی یا موزیکال خوشش میآید، پس هنرمند باید همان را اجرا کند؛ حتی اگر در آن حوزه تخصص نداشته باشد یا کار از دایره هنر واقعی خارج شود.
حق پرست در نقد کمدیهای رایج فعلی افزود: متأسفانه در حوزه سینما و تصویر، شاهد کمدیهایی هستیم که از نظر ارزش گذاری و محتوایی بسیار پایین هستند و فاقد مفهوم کمدی اصیل میباشند.
کارگردان نمایش «نوبت یعنی بعدی» با نگاهی به وضعیت تئاتر در شهر مشهد، از یک واقعیت تلخ پرده برداشت و گفت: تماشاگران امروزی عمدتا به سه دسته از آثار واکنش نشان میدهند که به راحتی فروش دارند: آثار کمدی (که لزوما فاخر نیستند)، آثار موزیکال (همراه با آواز و موسیقی) وآثاری که بازیگران شاخص و شناخته شده در آنها حضور دارند.
در این میان، آثار اجتماعی و فرهنگی که با بازیگران کم تجربه، اما خلاق و گروههای مستعد، اما با توان مالی محدود ساخته میشوند، با استقبال کمتری روبه رو هستند؛ با وجود اینکه این آثار میتوانند از نظر کیفی بسیار ارزشمند باشند.
حق پرست بر این باور است: اگرچه هنرمند میتواند مقداری از ذائقه مخاطب را در اثر خود لحاظ کند، اما هرگز نباید اجازه داد این موضوع باعث کنار رفتن دغدغههای اصلی و اصالت اثر شود. هنر باید مسیری متفاوت از تکرار الگوهای تجاری و سطحی را طی کند.