به گزارش شهرآرانیوز؛ سطح هوشیاری رضا امیرخانی نویسنده از نهم آذر ۱۴۰۴، وقتی در پرواز با پاراگلایدر سقوط کرد، پایین است. او چند ماهی در بخش مراقبتهای ویژه یکی از بیمارستانهای تهران بستری بود، عصر روز جمعه ۱۰ دی ۱۴۰۴ به خانه انتقال داده شد. در حدود دو ماهی که او در بیمارستان بستری بود، سطح هوشیاریاش تغییر خاصی نداشته و به گفته پزشکان، احتیاجی نبود که در بیمارستان باشد. پس با تصمیم خانواده به خانه منتقل شد. البته در منزل تحتنظر پزشک و پرستاران است و شرایط محیطی برای او کنترلشده است. احتمالا تصمیم خانواده به این دلیل باشد که شاید محرکهای محیطی و تغییر فضا در وضعیت هوشیاری او تغییری ایجاد کند.
آثار امیرخانی پیش از آن اتفاق هم میان نویسندگان ایرانی فروش قابل توجهی داشت، بعد از حادثه پاراگلایدر هم این روند ادامه دارد. در روزهای اخیر کتاب «ناصر ارمنی» نوشته رضا امیرخانی از سوی نشر نیستان به چاپ نوزدهم رسید. این کتاب تنها مجموعه داستانی است که از امیرخانی منتشر شده است. رضا امیرخانی هنوز توان خود را از صدمههای ناشی از حادثه پرواز بازنیافته است.
امیرخانی را بیشتر با رمان میشناسیم، اما «ناصر ارمنی» فعالیت ادبی این نویسنده نامآشنا در حوزه داستان کوتاه است. زبان اثر جذابیتهای کارهای او را دارد و شیطنتهایی در سوژه و نوع نگاه و پایانبندیهای خاص و متفاوت از ویژگیهای ناصر ارمنی است.
عنوان دیگر داستانهای این مجموعه شامل: «زمزم»، «انگشتر»، «رتبه قبولی»، «یک پژوهش خشن»، «کوچولو»، ، «کمال»، «سه نفر»، «خیابانم، «سال نو» و «گوش شنوا» میشوند.
در داستان اول این مجموعه به نام «زمزم»، داستان پسری به نام سهراب روایت میشود که پشت تشتکهای نوشابه زمزم، به دنبال جمله «زمزم نوشابه ایرانی ذائقه ایرانی» میگردد. اگر پنج تشتک با این جمله را پیدا کند، به او یک سکهی طلا داده میشود. سهراب به جستجوی این جمله با علاقهای عمیق میپردازد و در نهایت در یک رستوران کار میکند و شرایط کاری او برای دستیابی به این جمله خاص است.
در بخشی از داستان «ناصر ارمنی» آمده است:
«کسی چه میداند، شاید از همین جا بود که روی ناصر لقب ارمنی گذاشتند. لقب، پر بیراه هم نبود. ناصر از مدرسه که بیرون میآمد به دو میآمد تا با بچهمحلها به حسن آباد برود. دو سه تا کلمه هم ارمنی یاد گرفته بود.
- پیتر باروک آری حاکیم ناظامی!
بچههای مدرسه او را ناصر ارمنی صدا میزدند. ناراحت که نمیشد هیچ، خوشش هم میآمد. گاهی به بچههای مدرسه ارمنی هم یاد میداد. به یکی دوتا از بچههای شر، چند تا فحش آبدار ارمنی یاد داده بود. آنها هم تا حسنآباد بچه محلهای ناصر را دنبال میکردند و به ارمنی و با همان دو سه تا کلمه فحش میدادند...»
مجموعه داستان «ناصر ارمنی» نوشته رضا امیرخانی، در قطع رقعی، جلد شومیز، در ۱۸۰ صفحه در سال ۱۴۰۵ توسط انتشارات نیستان به چاپ نوزدهم رسید.
منبع: ایرنا