صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

گاردین: اکنون همه ما قربانیان جنگ‌های ترامپ هستیم | جنگ علیه ایران؛ خطرناک‌ترین میراث پرزیدنت

  • کد خبر: ۴۳۳۶۸۸
  • ۰۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۹
«شهرآرانیوز_گروه سیاست»، گاردین در گزارشی به تعرفه‌های جدید، افزایش قیمت بنزین، مرگ هزاران نفر، ناامنی و ... اشاره کرد و نوشت که ما بازیچهٔ هوس‌های مردی دمدمی‌مزاج، خودشیفته و تنوع‌طلب و دارودسته‌ای از نوچه‌هایش شده‌ایم. تحلیلگران معتقدند جنگ ایران خطرناک‌ترین جلوه سیاستی است که هزینه‌های آن هر روز سنگین‌تر می‌شود.

به گزارش شهرآرانیوز، در گزارشی از گاردین آمده است که با توجه به تبادل حملات میان آمریکا و ایران در چند روز گذشته، اگر تصور کنید که همین ماه پیش بود که این دو طرف «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» را امضا کردند، سندی که روند پایان دادن به جنگ را رسمیت بخشید و مهلتی ۶۰ روزه برای مذاکره بر سر شرایط نهایی توافق تعیین کردحق دارید؛ چرا که واقعاً همین ماه پیش بود.

اما آن‌قدر حرف و رجزخوانی و حمله و عقب‌نشینی در کار بوده که انگار این مناقشه تاکنون چندین بار آغاز شده و پایان یافته است. کل این جنگ تنها پنج ماه قدمت دارد، اما گویی در حال تبدیل شدن به بخشی دائمی از زندگی است؛ نمایشی تمام‌عیار و تکراری که در آن، تشخیص تفاوت میان هر پرده با پرده‌ی پیشین، جز برای دقیق‌ترین و مطلع‌ترین ناظران، ناممکن است.

برای جمع‌بندی وضعیت کنونیِ جنگی که قرار بود تنها چند هفته به طول انجامد، اما اکنون وارد ششمین ماه خود شده است، باید گفت که ایالات متحده حملات هوایی علیه ایران را در قالب یک «تنبیه نظامی سنگین» گسترش داده است. ایران نیز بار دیگر اهدافی را در پایگاه‌های آمریکا در سراسر منطقه هدف قرار داده است.

همچنین حوثی‌ها اعلام کرده‌اند که دومین گلوگاه حیاتی کشتیرانی را نیز تحت محاصره درآورده‌اند؛ بدین ترتیب، دامنه جنگ اکنون از خلیج فارس تا دریای سرخ گسترش یافته است و ترامپ راهی برای خروج از این وضعیت ندارد.

ایران اکنون به اهمیت تنگه هرمز به‌عنوان یک اهرم فشار راهبردی و مزیت جغرافیایی و نظامی خود در کنترل این گذرگاه پی برده است. به همین دلیل، ترامپ نمی‌تواند در حالی به جنگ پایان دهد که این برگ برنده همچنان در اختیار ایران باشد. از سوی دیگر، ایران نیز بعید است که حتی بدون حفظ این اهرم فشار، تن به پایان درگیری بدهد.

اعزام نیروی زمینی یعنی آغاز یک نبرد طولانی و خونین

در عین حال، ترامپ نمی‌تواند صرفاً با بازگرداندن شرایط به وضعیت پیش از جنگ، از این بحران خارج شود؛ اما ورود به یک جنگ تمام‌عیار نیز برای او گزینه‌ای پرهزینه است. اعزام نیروی زمینی به معنای آغاز یک نبرد طولانی و خونین خواهد بود که تلفات انسانی زیادی به همراه دارد. براساس ادعای پنتاگون تاکنون نیز کشته شدن ۱۸ نظامی آمریکایی و تلاش ظاهری پنتاگون برای کم‌اهمیت جلوه دادن این آمار موجی از خشم و اعتراض را در ایالات متحده برانگیخته است.

پس حالا چه؟ تداوم منطقِ «هزینه‌های غیرقابل‌بازگشت» که همچنان پول و نیروی انسانی بیشتری را به کام این باتلاق می‌ریزد. این جنگ تاکنون نزدیک به ۴۰ میلیارد دلار برای ایالات متحده هزینه داشته و پنتاگون نیز درخواست ۶۷ میلیارد دلار دیگر را مطرح کرده است. رقم کلانی که کاخ سفید برای سال مالی از کنگره درخواست کرده، به ۱.۵ تریلیون دلار می‌رسد.

پیامد این ولخرجی برای آمریکا، خفه شدنِ بودجه‌ی مصارف داخلی است. ترامپ اوایل امسال گفت: «ما در حال جنگیدن هستیم؛ بنابراین امکان رسیدگی به مهدکودک‌ها، مدیکید (بزرگ‌ترین منبع تأمین بودجهٔ خدمات بهداشتی و پزشکی برای افراد کم درآمد در آمریکاست) و مدیکر (یک برنامه ملی بیمه اجتماعی است) را نداریم، ما باید به یک مسئله بپردازیم: حفاظت نظامی.» برای چه؟ برای جنگی که خودِ آمریکا آغازگر آن بوده، هیچ‌کس خواهانش نبوده، هیچ جنبه‌ی دفاعی‌ای ندارد و توسط دار و دسته‌ای از قلدر‌ها و چاپلوسان اداره می‌شود.

همه چیز در کوره ماجراجویی‌های ترامپ می‌سوزد، کودکان، غیرنظامیان و زیرساخت‌های ایران؛ اقتصاد و ثبات سیاسی کشور‌های حوزه خلیج فارس و حتی آب آشامیدنی آنها، چرا که ایران تأسیسات آب‌شیرین‌کنی را هدف قرار می‌دهد که بسیاری از این کشور‌ها به شدت به آن وابسته‌اند و تقریباً تمام خانوار‌های جهان نیز تحت تأثیر قرار گرفته‌اند.

قیمت نفت هفته گذشته از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه گذشت و قیمت انرژی در تمامی بخش‌ها افزایش یافته است. قیمت نفت برنت اکنون تقریباً ۴۰ درصد بالاتر از پیش از آغاز جنگ است. قیمت هر گالن بنزین در ایالات متحده نیز ۳۷ درصد و قیمت گازوئیل ۴۰ درصد نسبت به قبل افزایش یافته است. قیمت گاز در بریتانیا نیز دوباره جهش کرده و تنها در همین ماه نزدیک به ۵۰ درصد بالا رفته است؛ ضمن آنکه فاصله زمانی میان افزایش قیمت نفت و تأثیر آن بر قیمت نهایی در پمپ‌بنزین‌ها، ظرف دو هفته آینده خود را نشان خواهد داد.

این وضعیت در سراسر جهان تکرار می‌شود و ضربه‌ای سنگین به بخش مصرف انرژی و بودجه دولت‌ها وارد می‌کند. اینها صرفاً مشتی آمار و ارقام نیستند؛ بلکه در مجموع، هم‌زمان با تثبیت شرایط جنگ ایران، نشان‌دهنده چیزی جز بازآرایی جهانی انرژی نیستند. وضعیتی که فشاری مضاعف بر اقتصاد‌های سراسر جهان که هر یک به نوعی دچار بحران هستند وارد می‌کند؛ چه اقتصاد‌های سرمایه‌داری ثروتمندی که زیر بار خصوصی‌سازی، گران‌فروشی و سودجویی‌های کلان در حال تزلزل‌اند، و چه کشور‌های فقیرتری که دولت‌هایشان دیگر توان تحمل فشار بیشتر بر مصرف‌کنندگانی را ندارند که هم‌اکنون نیز تحت فشار شدید اقتصادی قرار دارند. اعتراضات نسبت به افزایش هزینه‌ها و قیمت سوخت بالا گرفته و سیستم حمل‌ونقل را از ایرلند تا کنیا فلج کرده است.

هیچ راهی برای جبران پیامد‌های انباشته‌شده‌ی خرابکاری ترامپ و دار و دسته‌اش وجود ندارد

هیچ راهی برای جبران پیامد‌های انباشته‌شده‌ی این خرابکاری وجود ندارد؛ نه یارانه‌ای در کار است و نه سقفی که بتواند ضربه‌ی هولناکی را که بر شریان‌های حیاتی انتقال انرژی و تولید نفت جهان وارد شده، مهار کند. همه‌ی ما گروگان رژیمی در ایالات متحده هستیم که قدرت نظامی و اقتصادی خود را در خدمت خودخواهی و جهل به کار گرفته است؛ رژیمی که سکان‌دار آن، کشور را همان‌گونه اداره می‌کند که در عرصه‌ی جهانی رفتار می‌کند: در پیِ امتیازگیری در بازی‌ای که در آن هیچ حرکتی، چه کوچک و چه بزرگ، بی‌اهمیت نیست.

چه نصب تابلو‌های هشداردهنده در بیرون موزه‌ی «اسمیتسونین» برای اعلام «نادرست» بودنِ نمایشگاه‌ها باشد، چه اتخاذ سیاست‌های خام و نسنجیده‌ی تعرفه‌ای و چه کشاندنِ یک منطقه‌ی کامل به کام جنگ تنها به این دلیل که تصور می‌کرد کاری آسان و جذاب خواهد بود؛ رفتار ترامپ به‌شدت بی‌مبالات و سهل‌انگارانه است و حال‌وهوایش مدام میان بی‌حوصلگی و خشم در نوسان است. گویی تمام جهان اسباب‌بازی‌ای است که می‌توان با آن سرگرم شد، آن را دور انداخت و سپس دوباره برداشت، تکان داد و با آن ور رفت؛ و هیچ نشانه‌ای از فروکش کردن این وضعیت دیده نمی‌شود.

ترامپ گیر افتاده است

ما که در بند هژمونی ایالات متحده هستیم، همه به پول‌ها، اجساد و سهم روزافزون انتخاب یک مرد و تمایل جاه‌طلبان و بزدلانی که او را توانمند و حمایت می‌کنند، چشم دوخته‌ایم. هر چه بیشتر ادامه یابد، این هزینه‌ها بیشتر در قالب نوعی صدای پس‌زمینه برای وجود ما بازگو می‌شوند و آنچه قبلاً غیرقابل تصور بود، بار‌ها و بار‌ها به یک هنجار جدید تبدیل خواهد شد. جنگ ایران خطرناک‌ترین نمود این امر است.

پیشرفت‌های خیالی، تهدید‌های تشدید نهایی و تعیین‌کننده، همه جای خود را به یک واقعیت هولناک داده‌اند. جنگی گزاف که هر روز ژئوپلیتیک، بودجه‌های داخلی و خانوار‌ها را از نو تنظیم می‌کند، بار دیگر به یک هنجار جدید تبدیل شده است. ترامپ گیر افتاده است. قادر به تحمل قیمت غیرقابل تحمل صلح نیست؛ و همه دیگران هزینه آن را می‌پردازند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.