به گزارش شهرآرانیوز، دیشب هم آرام گذشت. سه شب است که آسمان جنوب ایران دستکم از آنچه در روزهای قبل دیده میشد، آرامتر است. نه دیگر غرش شلیک موشکهایمان، سکوت شبهای جنوب را درهم میشکند و نه آتش حملات تروریستهای آمریکایی بر جان ایران مینشیند. سکوت شکننده شبهای جنوب در ۷۲ ساعت اخیر، تفاسیر و معانی مختلفی دارد. بعضی آن را آرامش قبل از طوفان میدانند و بعضی بهمعنای پایان بحران تفسیرش میکنند. همه اینها به کنار، یک پرسش مهم در این میان باید پاسخ داده شود. چه شد که نوار تجاوزکاری سگ زرد و سربازانش ناگهان قطع شد؟ چگونه ماشین جنگی آمریکا یکشبه از نفس افتاد؟
جنگ، فقط میدان نبرد نیست. هربار که آتش یک درگیری نظامی در گوشهای از دنیا برافروخته میشود، کارخانهها، خطوط تولید و انبارهای مهمات هم پنجه در پنجه میشوند. هر موشکی که شلیک میشود، باید روزی جای خود را به موشکی تازه بدهد و این جایگزینی، همیشه به سرعت رخ نمیدهد. بنا بر گزارش رسانه آمریکایی ABC نیوز، مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) فاش کرده که در ۱۴۸ روز گذشته، بیش از ۸۰ درصد از موشکهای THAAD (۲۹۰ فروند از ۳۶۰ فروند)، حدود نیمی از موشکهای SAM-۳ (۲۵۰ فروند از ۴۱۰ فروند) و افزون بر ۶۱ درصد از موشکهای پاتریوت (۱۴۳۰ فروند از ۲۳۳۰ فروند) مصرف شدهاند.
وضعیت ذخایر تسلیحاتی آمریکا بهطور ترسناکی خالی شده است. تولید این مهمات نه ارزان است و نه سریع. به همین دلیل هم کارشناسان بر این باورند که فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، دستکم به طور موقت، ترجیح داده باشد ماشه را کمتر بچکاند تا انبارهایش فرصت نفس کشیدن پیدا کنند. اگر این فرضیه درست باشد، سکوت امروز بیش از آنکه نشانه تغییر راهبرد باشد، محصول حسابوکتابهای لجستیکی است.
توقف ناگهانی درگیریها در نبرد هرمز یک دلیل دیگر هم دارد. دلیلی که اینبار نه در انبارهای مهمات بلکه در خود میدان نبرد نمایان است. آمریکا در جریان جنگ ۴۰ روزه، تقریباً همه ابزارهای متعارف خود را به میدان آورد؛ از موشکهای کروز و بمبهای هدایتشونده گرفته تا حملات دورایستا و عملیات پهپادی.
با این حال آنچه در واقعیت میدان اتفاق افتاد، با اهداف اولیه فاصله بسیار داشت. نواخت شلیک موشکهای ایران قطع نشد و شوآف نابودی کامل نیروی دریایی کشورمان هم نتوانست تنگه را باز کند. حتی آثار روانی جنگ نیز روحیه وطنپرستی ایرانیها درهم نکوبید. نکته همین است؛ ابزاری که نتواند یک میدان جنگی را تغییر دهد، هیچوقت نمیتواند یک عرصه کلان و استراتژیک را متحول کند.
شاید هنوز برای پاسخ قطعی به این پرسش زود باشد، اما سکوت این روزهای جبهه جنوب، خود به اندازه روزهای پرآتش جنگ، حامل پیام است. اینکه این سکوت از کمرنگ شدن ذخایر تسلیحاتی سنتکام سرچشمه میگیرد یا از بازنگری واشنگتن در اثربخشی حملات، موضوعی است که شاید در روزها و هفتههای آینده روشنتر شود. تا آن زمان، هر دو سناریو همچنان در کنار یکدیگر، از محتملترین توضیحها برای تغییر ریتم عملیاتهای نظامی آمریکا به شمار میروند.