به گزارش شهرآرانیوز؛ اگر در ماههای گذشته، ادبیات رسمی دولت بیشتر بر «اداره کشور در شرایط جنگی» متمرکز بود، اکنون نشانههای آشکاری دیده میشود که نشان میدهد دولت تلاش دارد افکار عمومی را برای ورود به مرحلهای جدید آماده کند؛ مرحلهای که دیگر صرفاً دفاع از کشور در برابر تهدیدهای خارجی نیست، بلکه بازسازی ظرفیتهای آسیبدیده، ترمیم اعتماد اجتماعی، اصلاح برخی سیاستهای اقتصادی و مدیریت ناترازیهای مزمن را نیز در بر میگیرد.
در این چارچوب، تقریباً تمام پاسخهای مهاجرانی ــ از قیمت بنزین گرفته تا شبکه ملی اطلاعات، از حمایت از نیروهای دفاعی تا گلایه از رسانه ملی و از بازسازی جنوب کشور تا حفظ قدرت خرید مردم ــ قطعات مختلف یک پازل بودند؛ پازلی که هدف آن القای این پیام است که دولت، کشور را از مرحله بحران عبور داده و اکنون در حال طراحی نقشه راه تثبیت شرایط است.
سخنگوی دولت، برخلاف بسیاری از نشستهای گذشته که با مباحث اقتصادی یا سیاسی آغاز میشد، سخنان خود را با اربعین شروع کرد. در ظاهر، این انتخاب صرفاً یک مناسبت تقویمی بود، اما از منظر تحلیل گفتمان، آغاز نشست با اربعین حامل پیامی فراتر از یک تبریک یا تسلیت مذهبی است.
اربعین در مرام و مسلک کشورمان، صرفاً یک آیین مذهبی نیست؛ بلکه نماد پیوند میان ملتهای منطقه، سرمایه اجتماعی جهان اسلام و نمایش اتحاد ملی نظام تلقی میشود. مهاجرانی نیز دقیقاً همین چارچوب را بازتولید کرد؛ از حضور مسلمانان کشورهای مختلف سخن گفت، به مشارکت غیرمسلمانان اشاره کرد و سپس یاد شهدای سال گذشته را به این روایت پیوند زد. این چینش نشان میدهد دولت میخواهد مفهوم «مقاومت» را از میدان نبرد به عرصه اجتماع منتقل کند؛ یعنی همانگونه که در جنگ بر همبستگی تأکید میشد، اکنون نیز اربعین به عنوان نماد انسجام ملی و منطقهای معرفی میشود.
در همین چارچوب، اشاره به اینکه این نخستین اربعین بدون حضور «رهبر شهید انقلاب اسلامی» برگزار میشود نیز تنها یک یادآوری عاطفی نبود، بلکه تلاشی برای استمرار روایت شهادت و پیوند آن با سرمایه اجتماعی اربعین محسوب میشود؛ روایتی که میتواند در حفظ انسجام افکار عمومی و تقویت هویت جمعی نقشآفرین باشد.
یکی از مهمترین بخشهای نشست، گزارش سخنگوی دولت از سفر به استانهای جنوبی بود؛ بخشی که اگرچه در ظاهر به تشریح خسارتهای جنگ اختصاص داشت، اما در لایه عمیقتر، حامل یک پیام سیاسی روشن بود.
مهاجرانی از تخریب لنجهای صیادی، فرودگاهها، پلها، تونلها، مراکز هواشناسی و زیرساختهای حملونقل سخن گفت، اما تقریباً در تمام این روایت، یک عنصر ثابت تکرار شد؛ «ایستادگی مردم جنوب».
در ادبیات بحران، دولتها معمولاً دو شیوه برای روایت خسارتها دارند؛ یا بر حجم ویرانی تمرکز میکنند یا بر توان جامعه برای بازسازی. سخنگوی دولت چهاردهم در این نشست، آشکارا گزینه دوم را برگزید. به همین دلیل، تقریباً پس از هر اشاره به خسارتهای گسترده، از غیرت مردم جنوب، صبوری آنان و آغاز روند بازسازی سخن گفته شد.
این نحوه روایت، علاوه بر آنکه میتواند از شکلگیری احساس ناامیدی جلوگیری کند، پیام دیگری نیز دارد؛ اینکه دولت قصد ندارد جنگ را صرفاً با زبان خسارت روایت کند، بلکه میخواهد آن را به بستری برای نمایش تابآوری ملی تبدیل کند؛ مفهومی که در ادامه نشست نیز بارها تکرار شد.
مهمترین و حساسترین بخش نشست، بیتردید به موضوع بنزین اختصاص داشت؛ موضوعی که سالهاست یکی از پیچیدهترین پروندههای سیاستگذاری اقتصادی کشور به شمار میرود و هر اظهار نظر درباره آن میتواند آثار سیاسی و اجتماعی گستردهای به همراه داشته باشد.
فاطمه مهاجرانی در پاسخ به پرسش خبرنگاران، جملهای را بر زبان آورد که احتمالاً مهمترین تیتر اقتصادی نشست را ساخت؛ «در بنزین سهمیهای تغییر قیمت نداریم.» اما اگر این جمله را پایان ماجرا بدانیم، بخش مهمی از پیام دولت نادیده گرفته خواهد شد.
سخنگوی دولت همزمان با رد هرگونه افزایش قیمت در بخش سهمیهای، چند گزاره دیگر را نیز کنار یکدیگر قرار داد؛ کاهش ظرفیت تولید سوخت در پی حملات دشمن، هزینه سنگین واردات بنزین، فشار بر منابع ارزی، ضرورت صرفهجویی در مصرف و در نهایت اینکه درباره بنزین آزاد، هر تصمیمی گرفته شود، بهصورت رسمی اعلام خواهد شد. این چینش گزارهها نشان میدهد دولت بیش از آنکه بخواهد از یک تصمیم اقتصادی خبر دهد، در حال ساختن منطق تصمیم است.
به بیان دیگر، دولت تلاش میکند پیش از هرگونه اصلاح احتمالی، ابتدا افکار عمومی را با چرایی این تصمیم همراه کند؛ رویکردی که تفاوت آشکاری با برخی تجربههای گذشته دارد؛ تجربههایی که تصمیم اقتصادی، پیش از اقناع افکار عمومی اجرایی شد و هزینههای اجتماعی قابل توجهی به همراه آورد.
از همین منظر، تأکید چندباره مهاجرانی بر اینکه «با مردم باید صریح و شفاف سخن گفت» را نیز نباید صرفاً یک توصیه اخلاقی تلقی کرد؛ این جمله در واقع بخشی از راهبرد ارتباطی دولت برای مدیریت یکی از حساسترین پروندههای اقتصادی کشور است.
در کنار این موضوع، اشاره به توسعه خودروهای دوگانهسوز، سرمایهگذاری در حوزه CNG، اسقاط ناوگان فرسوده و هشدار به خودروسازان درباره تولید خودروهای پرمصرف نیز نشان میدهد دولت میخواهد اصلاح قیمت انرژی را در قالب یک بسته جامع «مدیریت مصرف» معرفی کند، نه صرفاً افزایش قیمت. این همان روایتی است که میتواند هزینه سیاسی اصلاحات را کاهش دهد و آن را در قالب سیاستی ملی برای کاهش ناترازی انرژی بازتعریف کند.
دومین محور مهم نشست، موضوع فضای مجازی بود؛ حوزهای که پس از حملات سایبری اخیر، به یکی از دغدغههای اصلی دولت تبدیل شده است.
مهاجرانی ابتدا از آسیبهای واردشده به زیرساختهای سایبری کشور سخن گفت و سپس بر تقویت شبکه ملی اطلاعات تأکید کرد؛ اما بلافاصله یک گزاره تکمیلی را نیز مطرح کرد؛ اینکه شبکه ملی اطلاعات به معنای قطع ارتباط با اینترنت جهانی نیست.
این تأکید، از منظر ارتباطات سیاسی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا دولت بهخوبی آگاه است که بخشی از جامعه، هرگونه سخن درباره توسعه شبکه ملی اطلاعات را معادل محدودسازی اینترنت تفسیر میکند. به همین دلیل، سخنگوی دولت تلاش کرد میان دو مطالبه متفاوت تعادل برقرار کند؛ از یک سو ضرورت ارتقای امنیت سایبری و از سوی دیگر حفظ دسترسی عمومی به اینترنت.
شاید مهمترین جمله این بخش، اعلام این موضوع بود که هیچگونه انسداد یا محدودیت برای سکوها و کسبوکارهای دیجیتال، بدون نظر ستاد راهبری فضای مجازی و دستور رئیسجمهور امکانپذیر نیست. این گزاره، در واقع پیامی به فعالان اقتصاد دیجیتال بود که دولت تلاش دارد فرآیند تصمیمگیری درباره محدودیتهای فضای مجازی را از تصمیمهای مقطعی و پراکنده به سازوکاری مشخص و متمرکز منتقل کند.
در فرامتن این اظهارات، میتوان نوعی تلاش برای کاهش نگرانی فعالان فناوری و کسبوکارهای اینترنتی را مشاهده کرد؛ زیرا اقتصاد دیجیتال در سالهای اخیر، یکی از بخشهایی بوده که بیشترین تأثیر را از محدودیتهای ارتباطی پذیرفته است.
اگر بخواهیم یک واژه را به عنوان پرتکرارترین مفهوم سیاسی نشست انتخاب کنیم، احتمالاً «تابآوری» مهمترین گزینه خواهد بود.
مهاجرانی در بخشهای مختلف نشست، از تابآوری اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی، بازار، انرژی و حتی سرمایه اجتماعی سخن گفت؛ تکراری که اتفاقی نیست.
در ادبیات سیاستگذاری، زمانی که یک دولت از «تابآوری» سخن میگوید، در واقع میپذیرد که بحران همچنان وجود دارد، اما تأکید میکند که هدف اصلی، افزایش توان جامعه برای مدیریت و عبور از آن است، نه القای پایان کامل بحران.
بر همین اساس، سخنگوی دولت از تفویض اختیارات به استانداران، تشکیل کارگروههای ویژه، حمایت از کسبوکارها، استمرار زنجیره تأمین کالاهای اساسی، مدیریت بازار و تقویت سرمایه اجتماعی به عنوان اجزای یک راهبرد واحد نام برد؛ راهبردی که میخواهد نشان دهد اداره کشور در شرایط فشار، صرفاً به تصمیمهای امنیتی محدود نشده و ابعاد اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی را نیز در بر گرفته است.
در واقع، دولت میکوشد روایت خود از بحران را از «مدیریت اضطراری» به «مدیریت پایدار» تغییر دهد؛ تغییری که اگر در عمل نیز با نتایج ملموس همراه شود، میتواند سرمایه اعتماد عمومی را تقویت کند.
یکی از متفاوتترین بخشهای نشست، پاسخ سخنگوی دولت به پرسشی درباره عملکرد صداوسیما بود؛ پاسخی که برخلاف ادبیات معمول دولتها، نه کاملاً تقابلی بود و نه کاملاً محافظهکارانه.
مهاجرانی از یک سو بر احترام به «جمهوریت» و ضرورت بازگشت مرجعیت رسانهای تأکید کرد و از سوی دیگر، تلاش کرد میان سیاستهای مدیریتی و بدنه حرفهای رسانه ملی تفکیک قائل شود؛ تفکیکی که نشان میدهد دولت قصد ندارد اختلافات موجود را به یک منازعه نهادی تبدیل کند.
در لایه پنهانتر این سخنان، میتوان نشانههایی از یک تغییر رویکرد ارتباطی را مشاهده کرد. دولت چهاردهم بهنظر میرسد به این جمعبندی رسیده که در عصر شبکههای اجتماعی، بازیابی اعتماد عمومی بدون بازسازی سرمایه رسانهای امکانپذیر نیست. از همین رو، تأکید بر «روایت کامل ایران»، «دیدن همه سلیقهها» و «رفتار مسئولانه رسانه» بیش از آنکه صرفاً نقد عملکرد صداوسیما باشد، تبیین نگاه دولت به حکمرانی رسانهای در دوران پس از بحران است.
این موضعگیری همچنین تلاشی برای ارسال پیام به افکار عمومی است؛ پیامی مبنی بر اینکه دولت، وحدت ملی را نه در حذف صداهای متفاوت، بلکه در تقویت گفتوگو و کاهش شکافهای اجتماعی جستوجو میکند.
در بخش اقتصادی نشست نیز، سخنگوی دولت کوشید از دوگانهای فاصله بگیرد که سالها بر ادبیات رسمی کشور سایه انداخته است؛ یا انکار مشکلات اقتصادی یا سیاهنمایی مطلق.
مهاجرانی با صراحت پذیرفت که جنگ، اختلال در تجارت و فشارهای خارجی، موجب افزایش قیمتها شده است؛ اما همزمان تأکید کرد که حفظ قدرت خرید مردم، مهمترین وظیفه دولت است. این اعتراف به وجود فشارهای معیشتی، در کنار وعده کنترل بازار، نشان میدهد دولت تلاش دارد ادبیات اقتصادی خود را به واقعیتهای ملموس زندگی مردم نزدیکتر کند.
از سوی دیگر، تفکیک میان «گرانی» و «گرانفروشی» نیز حائز اهمیت بود. دولت با این تفکیک، در واقع مسئولیت بخشی از افزایش قیمتها را ناشی از شرایط کلان اقتصادی و بحرانهای خارجی دانست، اما همزمان اعلام کرد که با تخلفات بازار برخورد خواهد کرد. این چارچوب، نوعی تقسیم مسئولیت میان عوامل ساختاری و رفتارهای سودجویانه است؛ روایتی که میتواند مبنای سیاستهای نظارتی ماههای آینده باشد.
نکته قابل توجه دیگر، تأکید مهاجرانی بر ضرورت اصلاحات تدریجی اقتصادی بود. این گزاره نشان میدهد دولت، برخلاف برخی برداشتها، از اصل اصلاح ساختارهای اقتصادی عقبنشینی نکرده، بلکه میکوشد این اصلاحات را با شیب ملایمتر و همراه با اقناع افکار عمومی پیش ببرد.
اگرچه این نشست، ماهیت داخلی داشت، اما سیاست خارجی نیز جایگاه ویژهای در آن پیدا کرد.
سخنگوی دولت در پاسخ به پرسشی درباره تحریمها و پرونده «تراستیها»، تأکید کرد که تلاش دستگاه دیپلماسی، در امتداد اقدامات میدانی، بر رفع تحریمها متمرکز است. این عبارت، در ادبیات رسمی کشور، واجد معنایی مشخص است؛ اینکه سیاست خارجی و توان بازدارندگی کشور، دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه مکمل یکدیگر تلقی میشوند.
از همین منظر، تمجید صریح از نیروهای دفاعی و تأکید بر اینکه دولت از هر شیوه لازم برای تقویت آنان استفاده خواهد کرد، صرفاً یک موضع نظامی نبود؛ بلکه تکرار همان راهبرد «دیپلماسی همراه با اقتدار» بود که طی سالهای اخیر، یکی از پایههای سیاست خارجی جمهوری اسلامی محسوب میشود.
در واقع، دولت تلاش کرد این پیام را منتقل کند که مذاکرات، تعاملات خارجی و تلاش برای رفع تحریمها، به معنای کاهش توجه به توان دفاعی نیست و این دو مسیر بهصورت همزمان دنبال خواهند شد.
آنچه از مجموع سخنان فاطمه مهاجرانی برمیآید، این است که دولت در حال عبور از ادبیات صرفاً بحرانمحور به سمت ادبیات «بازسازی و تثبیت» است.
در این روایت جدید، جنگ هنوز پایان نیافته و تهدیدها همچنان وجود دارند، اما محور اصلی سخن، دیگر صرفاً مقاومت نیست؛ بلکه بازسازی زیرساختها، ترمیم اقتصاد، مدیریت ناترازی انرژی، تقویت سرمایه اجتماعی، اصلاح حکمرانی رسانهای، توسعه اقتصاد دیجیتال و حفظ انسجام ملی است.
از همین رو، شاید مهمترین پیام فرامتنی این نشست را بتوان در یک جمله خلاصه کرد: دولت میخواهد جامعه را قانع کند که مرحله «عبور از بحران» آغاز شده است، اما این عبور نه با انکار مشکلات، بلکه با پذیرش واقعیتها، مدیریت تدریجی اصلاحات و اتکا به همراهی مردم امکانپذیر خواهد بود.
اینکه این روایت تا چه اندازه بتواند در عرصه اجرا به نتایج ملموس برسد، پرسشی است که پاسخ آن را نه تریبون نشستهای خبری، بلکه عملکرد ماههای آینده دولت در حوزههایی چون کنترل تورم، مدیریت بازار انرژی، بازسازی مناطق آسیبدیده، بهبود معیشت و ارتقای سرمایه اجتماعی مشخص خواهد کرد. اما آنچه در این نشست آشکار بود، تلاش دولت برای ارائه یک نقشه راه منسجم از ایرانِ پس از بحران بود؛ نقشهای که اگرچه با چالشهای جدی روبهروست، اما نشان میدهد دولت بیش از گذشته به ضرورت گفتوگو با افکار عمومی و روایتسازی از سیاستهای خود واقف شده است.