شکیبا افخمی راد | شهرآرانیوز؛ حسن آخوندپور، فیلم ساز مشهدی، پس از ساخت سریال «عشق کوفی»، این بار با سریال تاریخی «رؤیای نیمه شب» به تلویزیون بازمی گردد. مجموعهای ۲۴ قسمتی که اقتباسی از رمان پرفروش مظفر سالاری است و با حضور جمعی از بازیگران شناخته شده از جمله حسن معجونی، محسن قصابیان و بهاره افشاری، داستان عشقی را در بستر یکی از مقاطع مهم تاریخ ایران روایت میکند.
این سریال که محصول سازمان هنری رسانهای اوج است، با وجود پایان یافتن مراحل تولیدش در سال ۱۴۰۳، پخشش تا به امروز به تعویق افتاده، اما با برطرف شدن موانع از چندی پیش روی آنتن شبکه ۳ رفته است. آخوندپور در گفتوگو با شهرآرا از روند اقتباس این اثر، دشواریهای تولید، علت تأخیر در پخش، تغییرات نسخه تلویزیونی و همچنین پروژه جدید خود با عنوان «شیرعلی مردان خان» سخن گفته است.
جدا از اینکه رمان «رؤیای نیمه شب» میان مخاطبان اثری شناخته شده است و بارها نیز تجدید چاپ شده، پیام داستان این کتاب هم برای من جذاب بود. «رؤیای نیمه شب» در ظاهر یک داستان تاریخی را روایت میکند، اما در لایههای زیرین خود درباره موضوعهایی حرف میزند که همچنان برای جامعه امروز ما موضوعیت دارد.
درواقع وقتی شما قصهای را در دل تاریخ روایت میکنید، این امکان را دارید که درباره مسائل اجتماعی، مذهبی، سیاسی و حتی روابط انسانی امروز صحبت کنید، بدون آنکه روایت مستقیم و شعاری باشد. به نظرم بسیاری از حرفهایی که در این سریال مطرح میشود، اگر قرار بود در قالب یک داستان معاصر بیان شود، شاید امکان پرداخت و پخش پیدا نمیکرد، اما تاریخ این فرصت را در اختیار ما میگذارد که همان دغدغهها را در بستری متفاوت روایت کنیم.
سریال «رؤیای نیمه شب» چندین سال در مرحله پیش تولید قرار داشت، تا اینکه سازمان اوج بعد از مذاکره با کارگردانان و تهیه کنندگان مختلف، تصمیم گرفت مسئولیت ساخت آن را به من واگذار کند. من هم وقتی فیلم نامه را خواندم، احساس کردم ظرفیت تبدیل شدن به یک سریال موفق را دارد و حضور در این پروژه را پذیرفتم.
هسته اصلی داستان کاملا حفظ شده است. البته خود رمان نیز بر پایه یک روایت تاریخی درباره «ابوراجح حمامی» در دوران ایلخانیان شکل گرفته و نویسنده با ظرافت این روایت را به یک داستان عاشقانه تبدیل کرده است. در روند اقتباس هم درهرحال بازآفرینی صورت میگیرد، چون وقتی قرار است یک رمان چندصد صفحهای به فیلم نامه تبدیل شود، ناچار هستید برخی بخشها را خلاصه کنید، بعضی شخصیتها را حذف یا اضافه کنید و گاهی برای شکل گرفتن درام، روابط تازهای میان شخصیتها ایجاد کنید.
ما هم چنین تغییراتی داشتیم، اما تلاش کردیم روح اثر حفظ شود. داستان اصلی، مسیر شخصیتها و پیام رمان همان چیزی است که مخاطبان کتاب با آن آشنا هستند. تنها در برخی شخصیتهای فرعی و حتی نام چند کاراکتر تغییراتی ایجاد شد تا روایت تصویری روانتر و منسجمتر شود.
داستان هم در شهر حله روایت میشود؛ شهری که امروز در کشور عراق قرار دارد، اما در دورهای که ما روایت میکنیم، بخشی از قلمرو ایران بوده است. قصه در دوران حکومت سلطان محمد خدابنده و هم زمان با زندگی علامه حلی اتفاق میافتد. این دوره یکی از مقاطع مهم تاریخ ایران است و ما تلاش کردهایم بخشی از آن را در قالب یک روایت داستانی به تصویر بکشیم.
من تنها یک جلسه با ایشان دیدار داشتم، اما فیلم نامه نویس سریال از سالها قبل با نویسنده در ارتباط بود و درباره روند اقتباس هماهنگیهای لازم انجام شده بود.
تصویربرداری را در سال ۱۴۰۲ آغاز کردیم و حدود یازده ماه ادامه داشت. خوشبختانه پروژه بدون وقفه پیش رفت و برخلاف بسیاری از آثار تاریخی که گاهی به دلیل مسائل مالی یا اجرایی متوقف میشود، ما توانستیم طبق برنامه جلو برویم و در نیمه نخست سال ۱۴۰۳ فیلم برداری را به پایان برسانیم. بخش عمده کار هم در شهرک سینمایی غزالی، شهرک دفاع مقدس، اطراف تهران و همچنین آبادان تصویربرداری شد. با توجه به گستردگی لوکیشنها و طراحی صحنههای مختلف، پروژه از نظر اجرایی بسیار سنگین بود، اما خوشبختانه گروه تولید توانست آن را با نظم و هماهنگی پیش ببرد.
یکی از مهمترین جذابیتهای پروژه، همکاری دوباره با بخش زیادی از عوامل «عشق کوفی» بود. امروز هم بسیاری از همین دوستان در سریال «شیر علی مردان خان» حضور دارند. درواقع همدلی گروه باعث شد با وجود همه سختیها و مشکلات مالی، فضای بسیار صمیمانهای در پشت صحنه شکل بگیرد، فضایی که فکر میکنم همیشه در ذهن همه اعضای گروه باقی خواهد ماند.
از سوی دیگر، فضای بصری سریال برایم بسیار جذاب بود. بخشی از شخصیتها مغول هستند و از همین رو طراحی لباس و گریم متفاوتی در کار داریم. البته تلاش کردم درکنار وفاداری به فضای تاریخی در طراحی لباس، گریم و حتی نوع بازی ها، رگههایی از سلیقه مخاطب امروز هم دیده شود تا جوانان و نوجوانان دهه ۸۰ و ۹۰ نیز بتوانند با سریال ارتباط برقرار کنند. خود قصه هم برایم جذاب بود، چون بخشی از تاریخ ایران را روایت میکرد.
در ابتدا قرار نبود «رؤیای نیمه شب» از تلویزیون ایران پخش شود. این سریال با حضور تعدادی بازیگر خارجی و با این نگاه تولید شده بود که ابتدا در شبکهها و پلتفرمهای کشورهای منطقه نمایش داده شود و سپس در داخل کشور به نمایش درآید. به همین دلیل، ساختار تولید و حتی برخی جزئیات آن متناسب با آن بازار طراحی شده بود.
اما در ادامه، تحولات سیاسی و امنیتی منطقه و به ویژه اتفاقاتی که در لبنان و سوریه رخ داد، باعث شد برنامه اولیه تغییر کند. طبیعتا وقتی شرایط منطقه دگرگون میشود، سیاستهای رسانهای هم تغییر میکند. به همین دلیل پروژه مدتی در انتظار تعیین تکلیف ماند تا مشخص شود بهترین شیوه عرضه آن چیست، در نهایت هم تصمیم گرفته شد سریال از تلویزیون ایران روی آنتن برود. از همین رو لازم بود نسخهای متناسب با ضوابط رسانه ملی آماده شود، همین موضوع هم زمان بر بود.
من از ابتدا تصور میکردم حجم این تغییرات بسیار زیاد باشد و شاید بخشهایی از سریال آسیب ببیند، اما خوشبختانه تا حدود زیادی رسانه ملی با ما همکاری کرد و این اتفاق رخ نداد. البته برخی صحنهها دستخوش اصلاح شد و تعدادی از سکانسها و گریم و لباسها نیز حذف شدند. اما همان طور که گفتم آن چیزی که نگرانش بودم اتفاق نیفتاد و کلیت اثر حفظ شد.
از این بابت باید از تلویزیون هم تشکر کنم که جسارت پخش سریال «رؤیای نیمه شب» را داشت. به نظرم این سریال از نظر فضای بصری و روایت، جزو آثار متفاوت تلویزیون است و امیدوارم در ادامه نیز در روند ممیزی همین نگاه ویژه حفظ شود تا مخاطب نسخهای را ببیند که تا حد امکان به آن چیزی نزدیک باشد که گروه سازنده تولید کردهاند.
«رؤیای نیمه شب» داستانی درباره عشق، نفرت، قدرت، سیاست و جنگ را روایت میکند؛ مفاهیمی که هیچ وقت کهنه نمیشود و محدود به یک دوره تاریخی نیستند. ممکن است قصه ما مربوط به هفتصد سال قبل باشد، اما احساسات آدم ها، نوع روابط، اختلاف ها، امیدها و آرزوهایشان تفاوت چندانی با امروز ندارد.
برای همین معتقدم مخاطب امروز هم میتواند خودش را در دل این داستان پیدا کند. تلاش کردم در طراحی صحنه، لباس، فضاسازی، شیوه روایت و حتی برخی تغییراتی که در فیلم نامه ایجاد شد، اثری ساخته شود که علاوه بر وفاداری به تاریخ، برای مخاطب امروز نیز جذاب باشد. اگر مخاطب با قسمتهای ابتدایی همراه شود، فکر میکنم داستان او را تا پایان با خود خواهد برد.
ساخت آثار تاریخی برای هر کارگردانی جذاب است و بسیاری دوست دارند حداقل یک بار چنین تجربهای داشته باشند، اما بعد از آن دیگر حاضر نیستند به سراغ فضای تاریخی بروند، چون با پروژههای دشوار و پیچیدهای روبه رو میشوند. درواقع شما در یک سریال تاریخی فقط با هدایت بازیگران روبه رو نیستید.
باید حضور تعداد زیادی سیاهی لشکر، اسب، شتر، سکانسهای جنگ، گریمهای سنگین، طراحی لباس، دکورهای گسترده و دهها بخش دیگر را هم زمان مدیریت کنید. یعنی بخش زیادی از سختی ساخت این آثار، نه فقط هنری، بلکه مدیریتی است. با وجود همه مشکلات گفته شده، من شخصا از ساخت سریال تاریخی لذت میبرم. شاید یکی از دلایلی که باعث شده دوباره چنین پیشنهادهایی دریافت کنم، این باشد که همواره تلاش کردهام پروژهها را مطابق برنامه جلو ببرم.
در «عشق کوفی»، «رؤیای نیمه شب» و حالا «شیرعلی مردان خان»، خوشبختانه توانستیم بدون وقفههای طولانی و تغییرات متعدد مدیریتی، روند تولید را ادامه دهیم. از طرف دیگر، تاریخ ایران برای من جذاب است و دوست دارم کارهای تاریخی را جلوی دوربین ببرم.
فیلم برداری این سریال همچنان ادامه دارد و تاکنون حدود ۷۰ درصد پروژه پیش رفته است. خوشبختانه روند تولید مطابق برنامه در حال انجام است و امیدواریم بتوانیم مراحل باقی مانده را نیز با همین نظم و کیفیت به پایان برسانیم.