صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

از پیوند ملیت‌ها تا تکرار واقعه کربلا در عصر حاضر | روایت دانشجوی ایرانی مقیم روسیه از تحول فکری در مسیر مهاجرت

  • کد خبر: ۴۳۴۷۸۳
  • ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۶
«شهرآرانیوز - گروه دین و فرهنگ رضوی»، مرز‌های جغرافیایی و تفاوت‌های زبانی، شاید بتوانند ملت‌ها را از هم جدا کنند، اما در جبهه مقاومت، یک «عقیده مشترک» از تمامی این مرز‌ها فراتر رفته است. آنچه در این جبهه جریان دارد، چیزی فراتر از یک همکاری سیاسی، بلکه یک همبستگی قلبی و برادرانه است که ریشه در تاریخ و ایمان دارد.

به گزارش شهرآرانیوز، در گفتگویی که از سر تجربه یک دانشجوی ایرانی مقیم روسیه است، به بررسی نگاهی متفاوت از این جبهه می‌پردازیم که با پیوند دادن واقعه خونین کربلا به وقایع معاصر، نشان می‌دهد که چگونه ایستادگی بر سر اصول، می‌تواند تاریخ را در چرخه‌ای از پشیمانی و بازگشت به حق، تکرار کند.

با عبدالرضا محمدی، دانشجوی ایرانی مقیم روسیه، در مسیر پیاده‌روی اربعین همراه می‌شوم. او با اشاره به انگیزه خود از مهاجرت می‌گوید: در سنین جوانی به دلیل عدم فراهم بودن شرایط تحصیل در رشته مورد علاقه‌ام در کشور، تصمیم به مهاجرت گرفتم، اما این مسیر تحصیلی برای من فراتر از مباحث آموزشی بود و تغییرات بنیادینی در نگرش من ایجاد کرد.

محمدی با بیان اینکه پیش از مهاجرت در فضای مذهبی و سنتی جامعه ایران رشد کرده است، ادامه می‌دهد: در آن دوران، نگاه من به زندگی تحت تأثیر محیط پیرامونم بود و به دلیل عدم مواجهه با دیدگاه‌های متضاد، تصور می‌کردم جهان‌بینی من منعکس‌کننده نگاه غالب در تمام دنیاست. اما پس از خروج از کشور و مواجهه با سبک‌های مختلف زندگی، عقاید گوناگون و افرادی که حتی هیچ اعتقادی به باور‌های دینی نداشتند، زاویه دید من نسبت به جامعه و انسان‌ها دچار تغییر و تحول شد.

این دانشجو در ادامه با تأکید بر بازتعریف مفهوم «مقاومت» در ذهن خود تصریح می‌کند: زمانی که در ایران بودم، درک روشن و ملموسی از مفهوم «جبهه مقاومت» نداشتم و برایم سوال بود که این مفهوم صرفا به درگیری‌های نظامی محدود می‌شود یا معنای گسترده‌تری دارد. اما با مشاهده زیست و رفتار‌های افراد مختلف در خارج از کشور، متوجه شدم که مقاومت، بیش از آنکه یک پدیده میدانی باشد، یک رویکرد اخلاقی است که بر پایه برادری، کرامت انسانی و ایستادگی بر سر باور‌ها تعریف می‌شود.

محمدی در بخش دیگری از صحبت‌های خود خاطرنشان می‌کند: در مسیر مهاجرت، افرادی را دیدم که با وجود فشار‌ها و شکست‌های روحی، همچنان با شرافت بر سر اعتقادات خود باقی مانده بودند. مشاهده افرادی که فارغ از موافقت یا مخالفت با نظام سیاسی، بر سر اصول اخلاقی و انسانی خود ایستادگی می‌کردند، برای من بسیار جذاب بود و به من آموخت که چگونه می‌توان در محیط‌های چالش‌برانگیز، با عزت‌نفس و شرافت به مسیر خود ادامه داد.

او می‌افزاید: مهاجرت برای من فراتر از یک تغییر مکان جغرافیایی بود و به فضایی برای بازشناسی هویت شخصی و درک عمیق‌تر از معنای پایبندی به آرمان‌ها تبدیل شد.

استقامت ایدئولوژیک در کانون توجه

محمدی در خصوص شخصیت فردی رهبر شهید ایران اسلامی، می‌گوید: بسیاری بودند که علیه ایشان صحبت می‌کردند و حتی برخی باور داشتند که ایشان به اندازه‌ی کافی به گفته‌های خود عمل نمی‌کند. اما در عمل دیدیم که ایشان همچون یک مرد در بیت خود باقی ماندند و به شهادت رسیدند.

وی اظهار می‌کند: رهبر شهید بر خلاف تمام تبلیغات سوئی که علیه ایشان می‌شد، نه جایی پنهان شدند و نه لرزشی در دلشان احساس شد. ایشان با استواری کامل پای حرفشان ایستادند و این همان ایده‌ای است که ما از مقاومت می‌فهمیم؛ اینکه برای شرف و غیرت کشورمان جان می‌دهیم و حاضر هستیم در راه دفاع از آن، حتی از جان خود بگذریم، اما هرگز سر تسلیم در برابر دشمن خم نکنیم.

محمدی با بیان اینکه شهادت رهبر شهید به همراه خانواده‌شان، ایدئولوژی مقاومت را نه تنها بر گوش‌ها، بلکه بر قلب‌های جوانان سراسر منطقه، از جمله ایران، عراق و دیگر فعالان جبهه مقاومت، نشانده است، اضافه می‌کند: حتی کسانی که چندان باور ایمانی ندارند نیز تحت تاثیر این رویداد قرار گرفتند.

وی در ادامه به مشاهدات شخصی خود در میان همکلاسی‌ها و دانشجویان دانشگاهش در روسیه اشاره می‌کند و می‌گوید: من با دانشجویانی روبه‌رو شدم که ایرانی بودند و همچنین دانشجویانی که ملیت ایرانی نداشتند. شاهد بودم که بسیاری از آنها از این اتفاق متعجب شده و به شدت تحت تاثیر قرار گرفتند.

این دانشجو این واقعه را مصداق بارزی از «رهبری که تا پای جان بر سر حرف و ایدئولوژی خود می‌ایستد» می‌داند و اظهار می‌کند: این اتفاق نشان می‌دهد که اگر یک نفر را از دست بدهیم، در عوض، ده‌ها میلیون نفر دیگر با همان ایده و باور رهبر شهید، پرورش پیدا می‌کنند.

محمدی خاطرنشان می‌کند: دشمن دیگر نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. آنها تصور می‌کردند که با شهادت رهبر مانع بزرگی را از سر راه برمی‌دارند، اما نمی‌دانستند که شهادت و شهادت‌طلبی در اسلام تکثیر می‌شود و تفکر ایشان نیز بعد از شهادتشان بیش از گذشته گسترش یافت.

فراتر از مرز‌ها و طبقات اجتماعی

او در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو به واکاوی ریشه‌های اتحاد در جبهه مقاومت می‌پردازد و معتقد است: تفاوت‌های زبانی و ملیتی، هرگز مانعی برای یکپارچگی ایدئولوژیک و عاطفی میان فعالان این جبهه نیست.

محمدی با اشاره به تلاش برخی رسانه‌های معاند برای ایجاد شکاف میان مردم ایران و کشور‌های همسو (مانند عراق، لبنان، افغانستان، سوریه و یمن)، بیان می‌کند: این پرسش که «ارتباط ما با این کشور‌ها چیست؟» برآمده از یک نگاه سطحی است. واقعیت این است که هویت و ذات افراد در جبهه مقاومت، فارغ از ملیت، یکسان است. اگرچه زبان‌ها متفاوت است، اما افکار، مفاهیم و احساسات مشترک، آنها را به یک واحد منسجم تبدیل کرده است.

وی با استناد به تجربه‌های خود در دوران تحصیل‌اش در روسیه، می‌گوید: ما در محیط‌های دانشگاهی با ملیت‌های مختلفی در ارتباط هستیم؛ اما پیوند قلبی و عمیقی که میان ما و هم‌فکرانمان در جبهه مقاومت وجود دارد، فراتر از هرگونه ارتباط رسمی است. این همبستگی چنان عمیق است که حتی در کشور‌های غربی نیز، با وجود مهاجرت و تغییر محیط زندگی، در ایام محرم و مناسبت‌های مذهبی، این هویت واحد در قالب رفتار‌های نمادین و همسو در خیابان‌ها خود را نشان می‌دهد.

این دانشجو همچنین با اشاره به تنوع قومیتی در داخل ایران، می‌افزاید: همان‌طور که در ایران، تفاوت‌های زبانی میان کرد، ترک، فارس یا لر، هرگز مانع از یکپارچگی ایدئولوژیک ما نمی‌شود و هرگونه تعرض به یکی از این اقوام، تعرض به همگان تلقی می‌شود، در جبهه مقاومت نیز عراقی‌ها، سوری‌ها و یمنی‌ها دقیقا با همین نگاه و باور به یکدیگر می‌پیوندند؛ چنان‌که در واکنش‌های خودجوش و بدون برنامه‌ریزی نسبت به وقایع اخیر، شاهد بیعت و همگرایی گسترده آنها هستیم.

محمدی به یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های متمایزکننده جبهه مقاومت از ساختار‌های اجتماعی غرب می‌پردازد و آن را «روحیه برادری و حذف سلسله‌مراتب طبقاتی» می‌نامد. او در این رابطه می‌گوید: در جوامع غربی، ساختار‌های اجتماعی بر پایه رده‌بندی‌های شغلی و طبقاتی (مانند رئیس، معاون و کارگر) بنا شده که نوعی حس برتری و دست‌بالا بودن را در افراد ایجاد می‌کند. اما در جبهه مقاومت، به‌ویژه در محیط‌هایی مانند موکب‌ها، این سلسله‌مراتب از بین رفته و جای خود را به حس برادری داده است. در اینجا، از مسئول گرفته تا کسی که در حال خدمت‌رسانی است، همگی بر پایه مردانگی و برادری با یکدیگر رفتار می‌کنند و هیچ‌کس احساس برتری بر دیگری ندارد. این همبستگیِ بی‌قید و شرط، حتی در کوچک‌ترین رفتار‌های روزمره نیز ملموس است و همین ویژگی، عامل اصلی قدرت و اتحاد این جبهه است.

تکرار الگوی کربلا در عصر حاضر و پیام‌های پشیمانی

این دانشجوی ایرانی مقیم روسیه در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو، با نگاهی به تاریخ و با استفاده از تمثیل‌های مذهبی، به تحلیل پیوند میان واقعه کربلا و شهادت رهبر ما می‌پردازد و معتقد است که آنچه در تاریخ کربلا رخ داد، به شکلی نمادین در عصر حاضر نیز تکرار شد.

وی با اشاره به الگوی تاریخی شهادت امام حسین (ع)، اظهار می‌دارد: در تاریخ می‌بینیم که امام حسین (ع) با لشکری به راه افتاد، اما در لحظات حساس، برخی او را رها کردند؛ اما ایشان برای حفظ شرف و غیرت، بر سر مسیر خود ایستاد و به شهادت رسید. این واقعه باعث شد که پس از گذشت قرن‌ها، نه تنها شیعیان، بلکه پیروان ادیان و مذاهب دیگر نیز با ارادت به ایشان ادای احترام کنند.

محمدی با برقراری پیوند میان این واقعه تاریخی و حادثه شهادت رهبر شهید ایران، گفت: ما امسال شاهد تکرار این الگوی تاریخی هستیم. بهتر است بگویم ما امسال دو کربلا داشتیم. همان‌گونه که در کربلا، گروهی با هلهله و شادی شهادت امام حسین (ع) را جشن گرفتند، پس از گذشت ۱۴۰۰ سال این رفتار تکرار شد و عده‌ای با رفتار‌های مشابه در فضای مجازی و توهین‌های آشکار، سعی در کوچک شمردن شهادت رهبر ایران داشتند. اما همان‌طور که پس از واقعه کربلا لشکری برای خون‌خواهی دوباره برخاست، اکنون نیز شاهد برخاستن میلیونی مردم هستیم که با باور به اصالت این رهبری، دوباره در کنار مسیر او ایستاده‌اند.

این دانشجو با اشاره به برخورد مخالفان با شخصیت رهبر پیش از به شهادت رسیدن ایشان، می‌گوید: بسیاری از اتهامات و شایعاتی که علیه ایشان مطرح می‌شد - از جمله پنهان شدن در زیرزمین یا فرار از کشور - با واقعیتِ این شهادت در میان خانواده و در خانه خود، به کلی باطل شد. شهادت ایشان در میان اهل بیت خود، نشان داد که ایشان چگونه بر سر ایدئولوژی خود ایستادند و هرگز از مسئولیت و جایگاه خود عقب ننشستند.

محمدی با اشاره به پدیده «توبه دیرهنگام» در تاریخ، تاکید می‌کند: همان‌گونه که در تاریخ شاهد پشیمانیِ دیرهنگام افرادی همچون «سلیمان صرد خزاعی» بودیم که پس از شهادت امام، به اشتباه خود پی بردند، اما دیگر فرصتی برای جبران نداشتند، اکنون نیز شاهد تغییر نگرش برخی هستیم. امیدوارم که این پشیمانی، به یک درس بزرگ برای آینده این افراد تبدیل شود تا در مواجهه با آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، بار دیگر دچار تکرار خطای تاریخی خود و تنها گذاشتن رهبر در لحظات سخت نشوند.

نبرد ایدئولوژیک؛ وحدت الهی در برابر بت‌پرستی مدرن

او در بخش پایانی این گفت‌و‌گو، با طرح دیدگاهی عمیق‌تر، ماهیت درگیری آمریکا با ایران را فراتر از یک نزاع سیاسی میان دو کشور، بلکه تقابل میان «یگانه‌پرستی» و «بت‌پرستی مدرن» توصیف می‌کند و معتقد است که این کشمکش، در طول تاریخ نیز میان پیروان یکتاپرستی و مظاهر چندخدایی وجود داشته است.

محمدی در این رابطه می‌گوید: اگرچه آمریکایی‌ها خود را پیرو خدای یکتا و دین مسیحیت می‌دانند، اما در عمل، مفاهیمی را در ذهن خود به جای خدا نشانده و به پرستش آنها مشغول شده‌اند. این «بت‌های مدرن» که می‌توانند شامل قدرت، ثروت، یا ایدئولوژی‌های خودبنیاد باشند، جایگاه واقعی خداوند را در تفکر و رفتار آنها اشغال کرده است.

وی با تأکید بر نفی تجاوز و ظلم از سوی یک انسانِ خداباور، می‌افزاید: هر انسان آزاده و معتقد به خداوند، هرگز به خود اجازه نمی‌دهد که به حقوق دیگران تجاوز کرده، اموالشان را غارت کند یا افراد بی‌گناه را به قتل برساند. این‌گونه اعمال، نشان از فقدان نور ایمان و معرفت الهی در دل‌ها دارد.

این دانشجو ایرانی مقیم روسیه همچنین به تناقض رفتاری عجیبی اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: چگونه ممکن است انسان‌هایی باشند که حتی از آزار رساندن به یک موجود کوچک و ضعیف، آزرده خاطر می‌شوند، اما در مقابل، انسان‌هایی وجود داشته باشند که با افتخار، کودکان را به قتل رسانده، به بیمارستان‌ها و مدارس حمله می‌کنند، بدون آنکه ذره‌ای احساس عذاب وجدان داشته باشند؟ این رفتار، صرفا از کسانی برمی‌آید که نور خدا در دلشان خاموش شده و بت‌های مدرن، جای هدایت الهی را در وجودشان گرفته‌اند.

محمدی در پایان این گفت‌و‌گو، تلویحا این نگرش را به جبهه مقاومت نسبت داد که در مقابل این «بت‌پرستی مدرن»، بر پایبندی به «یگانه‌پرستی اصیل» و ارزش‌های انسانیِ برخاسته از آن، ایستادگی می‌کند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.