صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

قطره‌های باران بر صورت زائران

  • کد خبر: ۴۳۵۸۹۱
  • ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۵
۵۰ درجه را با عدد می‌شود نوشت؛ اما تحملش فقط به حرف آسان است. گرمای نجف تنها دماسنج را بالا نمی‌برد، نفس آدم را هم کوتاه می‌کند.

۵۰ درجه را با عدد می‌شود نوشت؛ اما تحملش فقط به حرف آسان است. گرمای نجف تنها دماسنج را بالا نمی‌برد، نفس آدم را هم کوتاه می‌کند. هوا آن قدر داغ است که انگار حرارت از زمین بالا می‌آید، نه از خورشید. در چنین گرمایی، آدم دیگر دنبال معجزه نیست؛ دنبال چند قطره آب است.

پشت ویزور دوربین ایستاده‌ام و منتظرم. نه برای یک اتفاق بزرگ، نه برای صحنه‌ای عجیب. فقط منتظرم ببینم وقتی اولین قطره‌های آب روی صورت زائر‌ها می‌نشیند، صورتشان چه می‌گوید. چون بعضی روایت‌ها را زبان تعریف نمی‌کند.

زائر‌ها یکی یکی به مه می‌رسند. هنوز قدم از زیر آفتاب برنداشته‌اند که چشم هایشان آرام بسته می‌شود، انگار کسی دست روی پیشانی تب دارشان گذاشته باشد. بعضی‌ها بی اختیار لبخند می‌زنند. بعضی سرشان را عقب می‌برند تا قطره‌ها بیشتر روی صورتشان بنشیند. بعضی‌ها همان چند ثانیه را کش می‌دهند، انگار دلشان نمی‌آید از زیر آن ابر کوچک عبور کنند.

اما بچه ها… شخصیت اصلی این قصه‌اند.

کودک‌ها هنوز بلد نیستند احساسشان را پنهان کنند. دست هایشان را باز می‌کنند، صورتشان را رو به آسمان می‌گیرند و چشم هایشان را می‌بندند، انگار می‌خواهند این خنکا را بغل کنند. انگار می‌شود باد را در آغوش گرفت، می‌شود چند قطره آب را نگه داشت و نگذاشت تمام شود.

میان همین لحظه ها، پسربچه‌ای ایستاده که قدش به مه نمی‌رسد. چند بار روی پنجه پا می‌ایستد، اما فایده‌ای ندارد. پدر، بی آنکه چیزی بگوید، خم می‌شود، او را روی دست هایش بلند می‌کند و یک باره صورت کودک وارد ابر ریزقطره‌ها می‌شود. چشم هایش بسته است؛ لبخندش باز. از ته دل می‌خندد و قطره‌ها صورت داغش را نوازش می‌کنند و او انگار تمام دنیا را همان چند ثانیه پیدا کرده است.

دوربین فقط تصویر را ثبت می‌کند؛ اما آن حس در هیچ قابی جا نمی‌شود. شاید راز اربعین همین باشد، اینکه آدم‌ها با چیز‌هایی خوشحال می‌شوند که در زندگی روزمره حتی به چشمشان نمی‌آید. چند قطره آب، نسیمی خنک، سایه‌ای کوتاه، لیوانی آب، دستی که بی منت کمکت کند. اینجا ارزش نعمت‌ها دوباره تعریف می‌شود.

این عکس‌ها درباره مه پاش نیستند؛ درباره لحظه‌ای هستند که خستگی، گرما و عطش، برای چند ثانیه از چهره آدم‌ها کنار می‌رود و جایش را به لبخندی می‌دهد که ساختگی نیست، تمرین نشده و برای دوربین هم نیست.


پی نوشت: این مه پاش، بخشی از خدمات کاروان شهرداری مشهد به زائران اربعین در نجف است؛ اما آنچه در عکس‌ها دیده می‌شود، چیزی فراتر از یک خدمت شهری است؛ ثبت لحظه‌ای کوتاه از لذتی شیرین در شرایطی سخت و طاقت فرساست.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.