صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

اربعین، وقتی به مشهد می رسد

  • کد خبر: ۴۳۷۱۳۲
  • ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۷

اسما خواجه زاده، نویسنده و مترجم| شهرآرانیوز؛ هنوز خبر‌های اربعین از فهرست خبر‌ها کنار نرفته، هنوز گرد جاده‌ها از کفش زائران پاک نشده، هنوز عکس عمودها، موکب‌ها و مسیر نجف تا کربلا در تلفن‌های همراه دست به دست می‌شود و خاطره چند روز پیاده روی نقل مجلس خیلی هاست. اربعین تمام شده، اما انگار رودخانه‌ای که از نجف آغاز شده و به کربلا رسیده هنوز در راه دریاست.

***

در تقویم شیعیان جهان چند روز پس از اربعین جاده دیگری پیش رویشان قرار دارد که این بار مقصد کربلا نیست. روز‌های پایانی ماه صفر که فرامی رسد، نگاه خیلی از ایرانی‌ها به طرف مشهد برمی گردد، شهری که قرن هاست گنبد طلایی آن برای مردم این سرزمین فقط نشانه‌ای از یک زیارتگاه نیست، نشانه‌ای از «پناه» است، پناه بردن به امام و ولی نعمتی که نامش با زندگی ما ایرانی‌ها گره خورده است.

***

شاید اگر فقط به فاصله بین روز‌ها و شهر‌ها نگاه کنیم، بین اربعین و شهادت امام رضا (ع) نسبتی پیدا نکنیم. یکی در کربلاست و دیگری در مشهد، یکی یادآور بازگشت کاروان اسیران و زنده ماندن پیام عاشوراست و دیگری یادآور غربت و شهادت امام هشتم (ع). اما تقویم گاهی چیز‌هایی را کنار هم می‌گذارد که نمی‌شود روی نقشه دورشان خط کشید. نسبت این دو بیشتر در حافظه شیعه شکل گرفته تا در فاصله جغرافیایی.

***

ما وقتی از ماندگاری عاشورا حرف می‌زنیم، معمولا به خود حادثه کربلا برمی گردیم، به روزی که گذشت و به مردی که در آن سرزمین ایستادگی کرد، اما راز ماندن بعضی واقعه‌ها فقط در بزرگی خود واقعه نیست. واقعه را اگر روایت نشود و نسلی برای نسل بعد آن را بازگو نکند ممکن است روزی از زندگی مردم فاصله بگیرد و به صفحه‌ای از کتاب‌های تاریخ تبدیل شود، اما کربلا این طور نماند.

روایت کربلا از همان روز‌های نخست ادامه پیدا کرد، در کلمات حضرت زینب (س)، در سخنان امام سجاد (ع)، در مجالس و روایت ها، در مدرسه‌های فکری امام باقر (ع) و امام صادق (ع) و در دوره امام رضا (ع). هر کدام این حلقه‌ها کربلا را به زمانه خود آوردند. فقط از یک مصیبت قدیمی سخن نگفتند، بلکه دوباره این پرسش را پیش روی انسان قرار دادند که حسین (ع) چرا ایستاد و این ایستادن چه نسبتی با زندگی امروز ما دارد؟

***

اربعین درست از همین جا معنایی فراتر از یادآوری یک روز پیدا می‌کند. میلیون‌ها انسان که راه کربلا را در پیش می‌گیرند، به یک واقعه تاریخی برمی گردند و نشان می‌دهند که آن واقعه هنوز در زندگی شان حضور دارد. اربعین یکی از روشن‌ترین شکل‌های همین زنده ماندن است، یک روایت پس از قرن‌ها هنوز می‌تواند آدم‌ها را از خانه هایشان بلند کند، به جاده بکشاند و در کنار هم قرار دهد. به همین دلیل وقتی اربعین تمام می‌شود، داستان تمام نمی‌شود.

***

در ایران روز‌های پایانی ماه صفر که می‌رسد، مقصد بسیاری از زائران تغییر می‌کند، این بار راه به مشهد می‌رسد، به حرم امام رضا (ع). انگار پس از آن همه راه رفتن در جاده‌های منتهی به کربلا، تقویم شیعه هنوز از ما می‌خواهد به یاد بیاوریم که این روایت، در زمان و مکان دیگری هم ادامه پیدا کرده است. حتی می‌تواند ادامه معنای دیگری هم باشد، امام رضا (ع) فقط امام هشتم شیعیان نیست، امامی است که قرن هاست نامش با این سرزمین گره خورده و حرمش برای مردم ایران جایگاه ویژه‌ای دارد. شاید به همین دلیل، مشهد در روز‌های پایانی ماه صفر حال وهوای دیگری پیدا می‌کند، مردمی که از شهر‌های مختلف می‌آیند تا در سالروز شهادت امام، در کنار ضریح او بایستند و دوباره با یکی از نزدیک‌ترین نام‌ها به حافظه مذهبی این سرزمین روبه رو شوند.

امسال، اما مشهد برای زائران یک تصویر تازه هم دارد. تصویر کسی که سال‌ها از امام رضا (ع) گفته و این بار، خود در جوار او آرمیده است. سال‌ها پیش رهبر شهید انقلاب در مناجاتی شاعرانه خطاب به امام رضا (ع) سروده بود:

«بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را

مرغ رمیده را به شکرخنده رام کن...»

شاید امروز این شعر بیش از گذشته به زندگی شاعرش نزدیک شده باشد. او روزی از امام رضا (ع) راه خواسته بود و امسال، زائرانی که به حرم می‌آیند در جوار امام با مزار او روبه رو می‌شوند. فاصله میان آن شعر و این مزار، فقط فاصله چند سطر یا چند سال نیست، بخشی از همان روایتی است که از کربلا آغاز شد و در زندگی آدم‌هایی ادامه پیدا کرد که هر کدام به شیوه خود، آن را با زمانه خویش پیوند زدند.

***

اینجاست که نسبت اربعین و مشهد معنای دیگری پیدا می‌کند. اربعین پایان راه کربلا نیست، همان طور که زیارت امام رضا (ع) فقط رسیدن به یک مقصد نیست. هر دو، بخشی از روایتی هستند که در طول قرن‌ها از نسلی به نسل دیگر رسیده و هر بار در زندگی آدم‌های تازه، شکل تازه‌ای پیدا کرده است.

کربلا یک بار اتفاق افتاد، اما هر سال دوباره روایت می‌شود و این روایت وقتی به ایران می‌رسد، در مشهد نه فقط در گنبدی طلایی بلکه در آدم‌هایی ادامه پیدا می‌کند که می‌آیند، می‌ایستند، زیارت می‌کنند و از کنار مزار کسی می‌گذرند که خود روزی گفته بود: «بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را...»

شاید اربعین همین باشد، اینکه راه، با رسیدن به مقصد تمام نشود. زائر از کربلا برمی گردد، اما روایت را با خود می‌آورد. چند روز بعد، همان روایت در مشهد، زیر سایه گنبد امام رضا (ع)، دوباره خوانده می‌شود، این بار با یک مزار تازه در کنار حرم و با یاد مردی که روزی از امام خواست راه را به جان خسته اش نشان دهد و سرانجام، در پایان راه، در جوار همان امام (ع) آرام گرفت.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.