صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

«جهاد احمد قزاعر»؛ فرمانده شهیدی که ۲ هزار حافظ قرآن تربیت کرد

  • کد خبر: ۴۳۸۲۱۸
  • ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۹
حافظ و نخبه قرآنی بود و مدرّس هزاران قران‌آموز؛ اما افتخارش به حضور در میدان جهاد بود و رزم با دشمنان خدا...

به گزارش شهرآرانیوز، حتماً کسی که این جمله روی زبانش باشد و آن را توی هر جمع و گعده‌ای به دیگران توصیه کند، خودش ۲۴ ساعته توی میدان است؛ توی میدان نبرد؛ آن‌قدر که اصلاً وقت نکند به نماز‌های مستحبی و دعا و قرائت مدام قرآن بپردازد، اصلاً وقتی یک دقیقه حضور در میدان جهاد، از صد‌ها سال نماز و شب‌زنده‌داری برتر است؛ عقل حکم می‌کند که هر عبادتی را رها کرد و فقط به میدان چسبید.

اما «جهاد احمد اسماعیل قزاعر» این‌گونه نبود؛ قزاعر که خودش آن جمله را به‌زبان آورده بود، حافظ بزرگ قرآن بود و چندهزار طلبه و قرآن‌آموز در محضر درس و کلاس او آموزش دیده و حافظ قرآن شده بودند.

بیشتر این‌که؛ قزاعر از چهره‌های برجسته علمی و قرآنی در غزه بود و نامش که در محفلی برده می‌شد، بلافاصله آیات قرآن در ذهن‌ها متبادر می‌شد.

اما طوفان‌الاقصی که رخ داد و بابِ جهاد در غزه گسترده‌تر شد و نبردِ چندین‌وچندسالهٔ مجاهدان حماس با رژیم درندهٔ اشغالگر به اوجش رسید، «جهاد قزاعر» وسط میدان بود؛ همه جا بود؛ رودررو با نظامیان صهیونی؛ در خیابان‌ها و محله‌های شهر غزه؛ در محله‌های النصر، شیخ رضوان، الجلاء و....

یک دستش اسلحه بود و دست دیگرش کتاب خدا.

اصلاً قرآن ورد زبانش بود و سینه‌اش مملو از آیات و روایات، که مثل چشمه‌ای جوشان در هر دورهمی و فرصت و مناسبتی از اعماق جانش می‌جوشید و راهیِ زبان و کلام و گفتارش می‌شد.

قزاعر با زبانِ قرآن حرف می‌زد و توصیه‌ای اگر داشت عین آیات قرآن بود و از خودش چیزی نمی‌بافت.

احمد اسماعیل پیش از آنکه شهید شود، شهیدی بود زنده مثل تمام شهدا که صورتشان بشاش است و گشاده و پرلبخند، مثل شهدا که رفتارشان پر از مِهر و مهربانی است و همت و تلاش و غیرت و خستگی‌ناپذیری‌شان سر به آسمان می‌ساید، مثل تمام شهدا که جبهه حق و باطل را خوب می‌شناسند و جگر رودررویی با دشمن کافر و خونخوار و سراپامسلح را دارند، نه مثل آن قرآن‌خوان‌های داعشی‌مسلکِ خوارج‌گونه که کورکورانه یا از روی عمد، تیزیِ سلاح‌شان را سمت مسلمانان و مظلومان نشانه گرفته‌اند.

قزاعر نه‌تنها شهید زنده، که جزو خانواده شهدا هم بود و به مقام صبر رسیده بود؛ صبر عظمای قربانی‌کردن عزیزترین‌هایش برای پروردگار و جهاد و مقاومت.

این مقام وقتی به او اعطا شد که در همان اوایل جنگ طوفان‌الاقصی، جنگنده‌های رژیم صهیون در بمباران پیوسته و شبانه‌روزی غزه، از بالای خانه قزاعر هم رد شدند و یکی از آن بمب‌های سنگین‌شان را روی خانه‌اش رها کردند، همسر و دو دخترش در آن بمباران به شهادت رسیدند و جراحت و از دست دادن یک پا سهم تنها پسرش؛ صلاح، شد از آن بمباران.

قزاعر ۳۳ سال و چندماه بیشتر نداشت که طوفان‌الاقصی شروع شد و چندماه بعد هم خانواده‌اش به شهادت رسیدند.

عمر او، چون اغلب مردم غزه به آموختن قرآن و پس از آن هم تدریس و آموزش قرآن گذشت. فرق احمد اسماعیل با هموطنانِ قرآنی‌اش، اما این بود که قزاعر نابغه بود.

در نخبه‌بودن او همین‌بس که نخستین حافظ در باریکه غزه بود که تمام قرآن کریم را در یک جلسه از حفظ خواند. (پس از او نخبگان دیگری هم توانستند به این رکورد برسند از جمله وسیم نضال المهانی که پنجمین حافظ قرآن و فارغ‌التحصیل مرکز دار القرآن و سنّت شرق غزه بود که تیرماه ۱۳۹۵ در یک جلسه و در طول ۱۱ ساعت پیوسته قرآن را از حفظ ختم کرد.)

قزاعر خوش‌صدا هم بود و نبوغ قرآنی‌اش باعث شده بود اجازه قرائات ده‌گانه قرآن را دریافت کند.

او آن‌چنان به آموزه‌های علمی و قرآنی پیراسته بود که در جوانی از چهره‌های برجسته قرآنی و علمی در غزه به‌شمار می‌رفت و مسئولیت طرح قرآنی «صفوة الحفاظ» / «حافظان نخبه» در سطح فلسطین را به‌عهده داشت.

تأسیس مدرسه قرآنی «اتقان» برای حفظ کتاب خدا و آموزش بیش از ۲ هزار حافظ قرآن و امامت مسجد هم در کارنامه علمی‌معنوی‌دینی او نشسته است.

بااین‌همه شاید اگر از خودش می‌پرسیدی، می‌گفت سرباز بودن، سربازِ فلسطین بودن و مبارزه با رژیم اشغالگر صهیونی ـ شیطانی‌ترین دشمن بشریت ـ و دفاع از مردم مظلوم غزه، بزرگترین افتخارش بوده است و برای همین در آخرین‌باری که در هیاهوی میدان، جلوی دوربین رسانه قسام نشسته بود، یک دقیقه حضور در آن میدان را، از صد‌ها سال نماز و شب‌زنده‌داری برتر عنوان کرده بود.

عقیده‌ای که از عمق انس و دوستی او با قرآن نشات گرفته بود؛ قرآنی که بار‌ها در سوره‌های مختلف خود، با آیات متعدد به اهمیت جهاد با کافران و دشمنان اشاره و آن را کامیابی و رستگاری عظیمی عنوان کرده است.

مثل آنجا که در آیه ۴ سوره صف می‌گوید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلونَ فی سَبیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُم بُنیانٌ مَرصوصٌ» / «خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او پیکار می‌کنند و همچون بنایی آهنین (استوارند)».

یا آنجا که در آیه ۱۱۱ سوره توبه می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» / «خداوند از مؤمنان جان‌ها و اموالشان را می‌خرد تا به آنها بهشت بدهد، همان کسانی که در راه خدا پیکار می‌کنند، پس [دشمن را]می‌کشند و [خود در راه خدا]کشته می‌شوند. [خدا آنان را]بر عهد خود در تورات و انجیل و قرآن [وعده بهشت داده است]وعده‌ای حق؛ و چه‌کسی به عهد و پیمانش از خدا وفادارتر است؟ پس [ای مؤمنان!]به این داد و ستدی که انجام داده‌اید، خوشحال و شاد باشید؛ و این است کامیابی بزرگ»؛ و درنهایت خداوند متعال «جهاد احمد اسماعیل قزاعر» را با همین شهرت به‌سوی خود فراخواند؛ شهرتِ «مجاهدت» و «سربازی» و «شهادت» در راه خود، که بهترین مدالی بود که روی سینه عالم و حافظ و قاری قرآن جوان غزه نشست.

مجاهدِ عالمِ غزه که در ۷ اسفند ۱۳۶۸ در باریکه به دنیا آمده بود، در یازدهمین روز از مرداد ۱۴۰۳ یعنی ۱۰ ماه پس از آغاز طوفان الاقصی، در کسوت رزمنده و فرمانده یک‌دسته در گردان «الرضوان» از تیپ غزه، به شهادت رسید و به خانواده و دوستان شهیدش در آسمان‌ها پیوست.

منبع: تسنیم

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.