شهرآرانیوز؛ ما بخش عمدهای از زندگی خود را روی نوعی حالت خودکار، بیسروصدا و بررسینشده میگذرانیم. ما به دنبال ارتقای شغلی هستیم، برای خانههای بزرگتر پسانداز میکنیم، نگران موهای خاکستری میشویم و کالریها را میشماریم. همه اینها با این فرض ضمنی که زمان سرمایهای بیپایان است اتفاق میافتد. با این حال، اگر از کسانی که روزهای خود را در آستانه پایان زندگی میگذرانند بپرسید، این چشمانداز به شکلی چشمگیر تغییر میکند.
نخستین و شاید بنیادیترین درس، اولویتبندی دوباره و قاطعانه امور است. دکتر ریچل کلارک، پزشک مراقبتهای تسکینی، اشاره میکند که در پایان زندگی «تمام چیزهای بیارتباط و غیرضروری کنار زده میشوند». هیچکس آخرین ساعات خود را صرف فکر کردن به موقعیت اجتماعی، ثروت مادی یا متراژ خانه نمیکند. آنچه باقی میماند کاملاً انسانی است یعنی آدمهایی که دوستشان داشتیم و میزان عشقی که به آنها ورزیدهایم.
این دیدگاه به طور طبیعی به زندگی حرفهای ما نیز گسترش مییابد. اگرچه تلاش برای رسیدن به اهداف باارزش است، اما روبین لاو که به عنوان همراه پایان زندگی افراد در آستانه مرگ کار میکند، به یک حقیقت همیشگی اشاره میکند: «من هرگز کسی را در پایان زندگی ندیدهام که از بیشتر کار نکردن یا درآمد بیشتر نداشتن پشیمان باشد.» دکتر دیوید هالند، مشاور مراقبتهای تسکینی نیز با تأکید بر این موضوع پیشنهاد میکند که اگرچه باید به دنبال آنچه مهم است برویم، اما باید کار را دقیقاً در اندازه و تناسب خودش نگه داریم. دستاوردهای شغلی هنگام افتادن پرده زندگی، به ندرت تسلیبخش خواهند بود.
فرهنگ ما شیفته جوانی است و اغلب گذر زمان را مانند یک شکست شخصی میداند که باید با کرمها، رژیمهای غذایی و برنامههای ورزشی اصلاح شود. اما کسانی که در بخش مراقبتهای پایان زندگی کار میکنند، بازنگری بنیادی و تازهای از پیری ارائه میدهند.
دکتر کلارک خاطرنشان میکند که جامعه ما را مشروط کرده تا از چینوچروکها، موهای خاکستری و تغییرات جسمی احساس پریشانی کنیم. در عوض، ما باید این نشانهها را با قدردانی بنگریم. گلایه از درد مفاصل در صبحگاه، غفلت از اصل مطلب است. این درد یعنی آنقدر خوششانس بودهاید که پیری را تجربه کنید.
به همین ترتیب، اگرچه سلامتی اهمیت دارد، اما نباید به یک زندان تبدیل شود. دکتر کلارک هشدار میدهد که نباید خود را برای «گناهان کوچک زندگی» مانند لذت بردن از غذای خوشمزه یا نوشیدنی خوب سرزنش کنیم. زندگی غنی مستلزم بهرمندی از حواس و لذتهاست، نه فقط ثبت و پایش متریکها.
شاید غافلگیرکنندهترین دیدگاه از سوی تن مینگ لی، همراه پایان زندگی افراد در سنگاپور، درباره حسرت و پشیمانی مطرح میشود. بسیاری تلاش میکنند زندگی آرامی داشته باشند و از اشتباهات پرهیز کنند، اما همانطور که روزی به او یادآوری شد: «اگر هیچ حسرتی ندارید، یعنی به اندازه کافی زندگی نمیکنید، شهامت امتحان کردن چیزهای جدید را ندارید و فقط در حالت امن باقی ماندهاید.» زندگی با قصد و هدف یعنی بیرون آمدن از منطقه امن و به جان خریدن احتمال شکست.
این قصد و هدفمندی به سرانجام رساندن کارهای نیمهکاره نیز مربوط میشود. دکتر هالند توصیه میکند که یک «تمامکننده» باشیم، آن پروژه خلاقانه و معوقه را به پایان برسانیم، آلبومهای عکس خانوادگی را مرتب کنیم و به امور اداری و شخصی نظم دهیم. حلوفصل این امور فقط برای به جا گذاشتن یک میراث نیست؛ بلکه ذهن را شفاف میکند تا بتوانیم کاملاً روی زمان حال تمرکز کنیم.
در نهایت، آمادهشدن برای پایان زندگی، امری دردناک یا نگرانکننده نیست؛ بلکه اقدامی کاملاً کاربردی است. روبین لاو تأکید میکند که صحبت درباره ترجیحات پایان زندگی از قبل، عزیزان ما را از استرسهای طاقتفرسا در زمان بحران نجات میدهد. با اتخاذ تصمیمات در زمان مناسب، میتوانیم آن برنامهها را کنار بگذاریم و صرفاً بر زندگی کردن تمرکز کنیم.
در نهایت، این دیدگاهها به ما یادآوری میکنند که لحظات کوچک مثل یک وعده غذایی مشترک، یک صبح آرام یا یک گفتگوی عمیق، فاصلههای خالی میان رویدادهای بزرگ زندگی نیستند. آنها خودِ زندگی هستند. جشن گرفتن تولدها، پذیرش تغییرات سن و اولویت دادن به پیوندهای انسانی، صرفاً عادتهای خوب نیستند؛ بلکه سنجههای واقعی یک زندگی ارزشمند و کامل هستند.