صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

تشییع در آیینه اربعین

  • کد خبر: ۴۳۸۴۴۶
  • ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۴
پس از حدود چهل روز از وداع میلیونی با سیدالشهدای انقلاب اسلامی، با بازخوانی ذره‌ای از آن داغ، به‌دنبال تبیینی دیگر از حال‌وهوای میدان‌ها و خیابان‌ها در آن روزهاییم.

پس از حدود چهل روز از وداع میلیونی با سیدالشهدای انقلاب اسلامی، با بازخوانی ذره‌ای از آن داغ، به‌دنبال تبیینی دیگر از حال‌وهوای میدان‌ها و خیابان‌ها در آن روزهاییم. آنچه شاهد بودیم، تنها یک تشییع رسمی نبود، بلکه مناسکی که به صحنه آمد و نشانه‌های پرتکراری که می‌دیدم، حاکی از آن بود که مردم، آنچه پیش آمده است، به زبان دیگری می‌فهمند. نشانه‌ها آن‌قدر پیوسته و هماهنگ بود که دیگر نمی‌شد از کنارشان بی‌اعتنا گذشت؛ مردم مسیر آن تشییع را اربعینی، بازنمایی و آن را با همان رمز، «تجربه» کردند.

در مسیر، هوای اربعین می‌وزید

نخستین چیزی که توجه هر ناظر بی‌طرفی را به خود جلب می‌کرد، آرایش زمینی خود مراسم بود. آنچه دربرابر دیدگان ما شکل گرفت، صرفا «یک بدرقه عزادارانه» پیکر شهدا نبود، بلکه به‌طورکامل سیمای راهپیمایی زیارتی اربعین را داشت؛ صفوف پرشمار دلدادگان، حال‌وهوای سفر و کوله‌های اربعینی، استقرار فعالانه و داوطلبانه مردم برای پذیرایی و آن حس جمعی «رفتن» در امتداد خیابان‌ها، همه‌وهمه، همان الگوی آشنا و عمیق را در ذهن تداعی می‌کرد؛ آن‌قدر که اگر کسی آن روز‌ها در مراسم حاضر بود و تنها به همین ویژگی‌ها نگاه می‌کرد، خود را در وسط «مشایه» تصور می‌کرد؛ نه در یک آیین تشییع.

واژه‌ها و شعارها؛ بیدارترین نشانه‌

صادق‌ترین اعتراف این قرابت، در واژه‌ها و شعار‌ها خود را نشان داد؛ همان‌جا که تشییع‌کنندگان را «زائر» خواندند و عبارت «زائران آقای شهید» شکل گرفت. مردمی که در لحظه آخر، همچون زائر، از راه رسیدند و همچون خادم از یکدیگر پذیرایی کردند و بی‌آنکه بخواهند یا حتی بدانند، زبان اربعین را بر این مراسم جاری کرده بودند و این جاری‌شدن زبان، خود گواه هویت مناسکی آن واقعه بود.

جزئیاتی که خود مردم آفریدند

هرچند برخی، تلاش کردند این شباهت‌ها را نتیجه تبلیغات و هزینه‌های حکومت بدانند، اما هم‌بستگی صمیمانه‌ای که میان آدم‌های به‌ظاهر غریبه، در آن خیل پرشمار جاری بود، اصلا نمی‌توانست از دل بخشنامه و دستور آمده باشد و آنچه این سراب خیالی را از بین برد، جزئیاتی بود که در میدان دیده می‌شد.

«روح» این مراسم و آن پذیرش قلبی، کاملا مردمی و خودجوش بود. موکب بی‌آلایش اهالی روستایی که بی‌رسم و آیین اداری، در مسیر جاده خودنمایی می‌کرد، توزیع نذری حتی از داخل خودرویی که خود مسافر بود، کتری چایی که همچون موکب‌های ساده اربعینی با آتش هیزم می‌جوشید، جوانی که با تکه‌مقوایی در گوشه‌ای از خیابان، مشغول بادزدن عابران بود، همگی در عمق خود، همان اخلاق مراقبت و همان آیین «خدمت بی‌چشم‌داشت» در مسیر زیارت را بازتولید می‌کرد.

آنچه مردم بر پیشانی این مراسم نوشتند، از دل همان مناسکی برخاسته بود که سال‌هاست در اربعین، خانه‌به‌خانه و موکب‌به‌موکب بازتولید می‌شود.

حافظه تاریخی مردم و معنای کهن فرهنگی

با این تأملات، فهم اینکه این همه شباهت از کجا می‌آید، آسان می‌شود و دیگر نمی‌توان آن را تصادفی دانست. انسان‌ها یک رویداد تازه را درقالب کهن‌ترین و نزدیک‌ترین معنای فرهنگی‌شان می‌فهمند و آنچه در این مراسم رخ داد، محصول یک حافظه مناسکی چندصدساله است که در عمق ذهن جمعی ایرانی‌ها و شیعیان جهان، رسوب کرده است.

برای مردمی که سال‌ها اربعین را زیسته‌اند، هیچ قالب معنایی، برای درک عظمت یک شهید و صف‌بندی حق و باطل، نزدیک‌تر از کربلا نیست، از همین‌روست که در آن روزها، جامعه نه از روی تفکر کلامی حساب‌شده، بلکه «ناخودآگاه»، این مراسم را در ساحت شعائر حسینی تعظیم کرد و همین که مردم آن را دیدند و با جان‌ودل پذیرفتند، گواهی است بر اینکه این رویداد برای آنان از جنس جبهه حق بود.

جبهه حق و مردی در جایگاه «حسین زمان»

و اینجاست که پیام صریح این مناسک به‌زبان می‌آید. وقتی مردمی، پیکر یک رهبر را با زبان زیارت بدرقه می‌کنند، به این معناست که آنان، او را در ردیف همان پرچم‌داران حقیقت دیده‌اند که دربرابر طاغوت زمان ایستادند. در این نگاه مردمی، امام شهید، سیدعلی حسینی‌خامنه‌ای، نه‌صرفا یک سیاستمدار و رهبر، که «حسین زمان» دیده شد؛ کسی که دربرابر یزیدیان عصر (آمریکا و اسرائیل) ایستاد و بر همان خط ایستادگی که در کربلا «جبهه حق» را شکل داد، شهید شد. این نه یک ادعا، که اعتراف خود مردم است که با دست‌ها، اشک‌ها و آیین‌هایشان، آن را ثبت کردند.

آنها به زبانی وداع کردند که قرن‌ها با آن، با امامان و یارانشان سخن گفته‌اند و معنای نهایی این قرابت، یادآور این حقیقت است که امت، هرگاه قهرمان حق را دربرابر باطل ببیند، او را با اعماق وجود، در همان جایگاه حسینی می‌نشاند و این، تمجید یک شخص نیست، بلکه اقرار یک ملت به اعتبار یک خط است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.