به گزارش شهرآرانیوز؛ هر گوشهای از شهرهای تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد، روایتی از مراسم وداع و تشییع رهبر شهید ایران را در خود ثبت کرده است؛ روایتهایی که در قاب دوربین عکاسان، از میان انبوه جمعیت و لحظههای سوگ و وداع، به تصویر کشیده شدهاند. به مناسبت چهلمین روز از تشییع ایشان، نمایشگاه عکس «روایت وداع» با ارائه ۴۲ قطعه عکس از این مراسم در شهرهای یادشده، در نگارخانه فردوسی فرهنگ سرای جهاد مشهد برپا شده است.
این نمایشگاه تلاش دارد بخشی از حال وهوای آن روزها و حضور مردم در آیینهای وداع و تشییع را از نگاه عکاسان مشهدی بازتاب دهد. در همین باره، با سه تن از عکاسان مشهدی حاضر در این روایت که آثارشان در نمایشگاه «روایت وداع» به نمایش درآمده است، درباره تجربه عکاسی از این مراسم، لحظههای ماندگار و نگاه آنان به ثبت تصویری این رویداد گفتوگو کردهایم.
وحید بیات، نمایشگاه گردان «روایت وداع»، درباره این رویداد میگوید: هم اکنون نمایشگاه عکس «روایت وداع» با نمایش ۴۲ قطعه عکس از مراسم وداع و تشییع رهبر شهید ایران در شهرهای تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد، در حال میزبانی از مخاطبان است.
وی با اشاره به محتوای این نمایشگاه میافزاید: این نمایشگاه تلاشی مستمر است برای ثبت و روایت تصویری لحظاتی که مردم در شهرهای مختلف ایران و عراق در مراسم وداع و تشییع حضور داشتند؛ به طوری که هر یک از این تصاویر، بخشی از فضای حاکم بر این مراسم را روایت میکند.
این هنرمند درباره رویکرد انتخاب آثار تأکید میکند: ما در انتخاب آثار تلاش کردیم تنها به ثبت یک رویداد اکتفا نکنیم، بلکه بخشی از احساس، حضور مردم و فضای متفاوت مراسم در شهرهای مختلف را در قاب تصویر به نمایش بگذاریم و مجموعه حاضر که در قابهای تصویری در معرض دید قرار گرفته، بر همین اساس گردآوری شده است.
نمایشگاه گردان این رویداد با اشاره به عکاسان مشارکت کننده بیان میکند: این نمایشگاه با آثار سید محمد آل رسول، محسن بخشنده زحمتی، وحید بیات، محمدجواد مشهدی، حسین یاراحمدی، محمدحسن صلواتی و امیر حسامی نژاد در حال برگزاری است و امیدواریم این مجموعه توانسته باشد دین خود را به این رویداد ادا کند.
محمدحسن صلواتی، عکاس مشهدی، در نمایشگاه «روایت وداع» هشت عکس از مراسم وداع، تشییع و خاک سپاری را به نمایش گذاشته است؛ قابهایی که روایتی متوالی از مصلای تهران تا حریم رضوی را ترسیم میکند. او میگوید سعی کرده جاهایی را ثبت کند که کمتر موردتوجه دوربینها قرار گرفته است.
صلواتی درباره گستره تصاویر خود توضیح میدهد: مجموعه من تلاش میکند یک سفر روایی باشد. از لحظات حزن آلود مصلای تهران تا فضای ملتهب و پر از تراکم خیابانهای مشهد. برای من، این سفر فقط جابه جایی فیزیکی نبود، بلکه تلاشی برای ثبت یک سیر تحول عاطفی در مردم بود.
او از دشواریهای حرفهای حوزه عکس میگوید: عکاسی خبری در آن مقیاس، یک ماراتن واقعی است. شما باید هم زمان بر تنظیمات فنی دوربین، کادربندی در ازدحام و امنیت خودتان تمرکز کنید. من اگرچه به دلیل محدودیتهای زمانی موفق به حضور در نجف و کربلا نشدم، اما معتقدم آن بخش از مراسم ظرفیت روایی فوق العادهای داشت کهای کاش در قابهای بیشتری ثبت میشد.
صلواتی درباره اهمیت فضای عراق میگوید: حضور میلیونی مردم در کشوری که روزگاری منبع تجاوز به ایران بود و حالا میزبان پیکر یک رئیس جمهور ایرانی است، قصه بسیار جذابی برای ثبت تصویری داشت؛ تضادی که در تاریخ معاصر بی نظیر است. او ترجیح داد برای پوشش دقیقتر مشهد که شهر خودش محسوب میشود، از حضور در مسیر عراق صرف نظر کند تا بتواند ابعاد حضور مردم در مشهد را عمیقتر پوشش دهد.
این عکاس درباره دشواریهای برنامه ریزی میافزاید: در ابتدا تردید داشتم به تهران بروم، زیرا نگران بودم به مراسم مشهد نرسم. اگر تمهیداتی مانند پرواز اختصاصی برای عکاسان در نظر گرفته میشد، امکان روایت یکپارچهتر و بهتری برای همه عکاسان فراهم میگشت. در نهایت با تهیه بلیت قطار در آخرین لحظه به تهران رفتم.
او درباره یک خاطره خاص از عکاسی میگوید: رسیدن به محدوده میدان آزادی تهران و ثبت آن قابهای خاص، داستان مفصلی دارد. مسیر تشییع مدام تغییر میکرد. حوالی میدان آزادی، یک ماشین صوتی قرار داشت که درهایش بسته بود. با هزار خواهش و التماس به راننده گفتم اجازه بدهد بالا بروم.
بالاخره موفق شدم روی سقف ماشین صوتی بروم و چند فریم عکس بگیرم، هرچند بعد از آن سریع پایین انداخته شدم؛ اما همین تلاشها باعث شد آن تصاویر خاص، از جمله قابهایی با پس زمینه پرچمهای قرمز ثبت شود و یکی از همان عکسها راهی نمایشگاه شود. در عکاسی خبری، گاهی پنجره فرصت تنها چند ثانیه باز میشود و اگر آن را شکار نکنی، برای همیشه از دست میرود.
صلواتی درباره یکی از آثار شاخص خود میگوید: عکسی که برج میدان آزادی را در پس زمینه دارد و حرکت خودروی حامل پیکر را نشان میدهد، برای من نمادین است. برج آزادی به عنوان نماد پایتخت و پیکر رهبر شهید، در آن لحظه پیوندی با هم داشتند که سعی کردم در قابم منعکس کنم؛ عکسی که در دیگر مجموعههای رسانهای کمتر به چشم خورده است.
محمد آل رسول، دیگر عکاس خبری مشهدی که آثارش در این نمایشگاه در معرض دید قرار گرفته، درباره رویکردش میگوید: تلاش من انتخاب عکسهایی بود که بتواند آن شور، حرارت و انبوه جمعیت را به مخاطب منتقل کند. عکاسی از جمعیت در این ابعاد، با چالشهای فیزیکی همراه است. شما در میان امواج انسانی هستید؛ جایی که کوچکترین لرزش یا فشار جمعیت میتواند تمرکز عکاس را بر هم بزند.
او درباره به تغییر مسیر ناگهانی خودروی حامل پیکر میافزاید: تغییر مسیر، عملا فرصت ثبت تصاویر مستقیم از پیکر را گرفت؛ بنابراین تمرکز لنزهای ما بیشتر بر روایت حضور مردم و واکنشهای آنان معطوف شد. این در واقع همان چیزی است که به عکس، ارزش سند اجتماعی میبخشد.
آل رسول درباره تفاوت این مراسم با رویدادهای مشابه قبلی (مانند تشییع سردار سلیمانی) توضیح میدهد: اگرچه تجربیات گذشته در انتخاب لوکیشن و مدیریت صحنه به ما کمک کرد، اما این برنامه از نظر مقیاس و سختی کار، با هیچ یک از برنامههای قبلی قابل مقایسه نبود. فشردگی برنامه ریزیها و تغییر زمان بندی ها، شرایط را به شدت طاقت فرسا کرده بود؛ به طوری که عکاسان از ساعت ۸ صبح تا ۱۱ شب، یعنی حدود ۱۴ ساعت بی وقفه در تکاپوی یافتن سوژه و ثبت لحظات در خیابان امام رضا (ع) بودند.
آل رسول که در آثارش بر حواشی مراسم تأکید دارد، میگوید: در گزارشهای تصویری، حواشی و شخصیت آدمها گاه از خود متن ماجرا جذابتر هستند. نگاه عکاس باید جست وجوگر باشد؛ باید بتواند در میان آن شلوغی، یک چهره، یک اشک، یک دست افراشته را شکار کند که روایتگر کل ماجراست.
اما در این تشییع، فشار جمعیت به اندازهای بود که حتی طی کردن یک مسیر ۵ دقیقهای تا حرم، نزدیک به یک ساعت و نیم زمان میبرد. در چنین فضایی، حفظ تمرکز برای بستن کادرهای مناسب و شکار لحظهها در میان آن حجم از فشار، کار را برای عکاس به یک ماراتن استقامتی تبدیل کرده بود.
آثار محمد آل رسول و دیگر هنرمندان عکاس مشهدی در نمایشگاه «روایت وداع»، نه فقط تصاویری از یک مراسم رسمی، بلکه سندی از تلاش عکاسانی است که در دشوارترین شرایط محیطی، کوشیدند تا بخشی از تاریخ حماسی شهر مشهد را از دریچه دوربین خود برای آیندگان ثبت کنند. این عکس ها، فارغ از سوژه هایشان، بازتاب دهنده توانمندی عکاسان مشهدی در مستندسازی وقایع بزرگ ملی هستند و به همین دلیل، برگزاری چنین نمایشگاههایی برای حفظ این میراث دیداری، امری ضروری است. این قاب ها، تاریخ آینده خواهند بود.