صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

نقد و بررسی سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی پوریا پورسرخ

  • کد خبر: ۴۳۹۵۱۱
  • ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۸
سازندگان سریال «اعتراف می‌کنم» راه‌های هوشمندانه‌ای پیدا کرده‌اند تا، بدون عبور از خطوط قرمز، روح تازه‌ای در یک روایت پلیسی ایرانی بدمند.

به گزارش شهرآرانیوز، رفتن سراغ داستان‌های پلیسی در ایران، به‌خاطر محدودیت‌های فرامتنی، با مشکلات زیادی روبه‌رو است. به‌خصوص با در نظر گرفتن این‌که جذابیت و موفقیت داستان‌های کارآگاهی، به‌طور عمومی، بسته به میزان غافلگیری و مبهم نگه داشتن پیچ‌های کلیدی داستانی است. در چنین شرایطی، سازندگان سریال «اعتراف می‌کنم» در مجموع راه‌های هوشمندانه‌ای پیدا کرده‌اند تا، بدون عبور از خطوط قرمز، روح تازه‌ای در یک روایت پلیسی ایرانی بدمند.

اهمیت جزئیات

روایت داستان پلیسی در فضایی محدود مثل یک شمشر دولبه است. در «اعتراف می‌کنم»، این تمهید هر چند ضرباتی به سریال زده (برخی از خرده‌داستان‌ها ممکن است عمق چندانی پیدا نکنند و در مواردی بار بخش زیادی از اطلاعات منتقل‌شده روی دوش دیالوگ‌ها افتاده است تا تصاویر)، اما از جنبه‌های دیگری به نفع این اثر تمام شده است و آن هم تمرکز روی جزئیات است. در دو قسمتی که تاکنون از این سریال منتشر شده شاهد بوده‌ایم که روند کاشت و برداشت با توجه سازندگان به جزئیاتی دقیق انجام شده که می‌تواند ذهن مخاطب را درگیر کند. در چنین شرایطی، بیش از این که توجه تماشاگر به تولید (پروداکشن) اثر جلب شود، به سمت پیدا کردن این کاشت‌های جزئی متمایل می‌شود.

هنر بومی‌سازی

«اعتراف می‌کنم»، همان‌طور که در تیتراژ خود اثر هم ذکر شده است، اقتباسی است از مجموعه جذاب Criminal (از محصولات نتفلیکس). درحالی‌که در سال‌های اخیر بار‌ها با آثاری روبه‌رو شده‌ایم که تا حد زیادی به کپی‌کاری از نمونه‌های موفق خارجی تبدیل شده‌اند بدون این‌که خود را ملزم به ذکر این نکته بدانند، اعلام صریح این الهام گرفتن امری شجاعانه و نشان‌دهنده اعتمادبه‌نفس سازندگان «اعتراف می‌کنم» است. این اعتمادبه‌نفس بی‌دلیل نیست چرا که می‌توان گفت این سریال، حداقل تا این‌جا، در بومی‌سازی منبع الهامش تا حد زیادی موفق عمل کرده است. این بومی‌سازی را هم می‌توان در دیالوگ‌نویسی باورپذیر اثر دنبال کرد، هم در شکل روابط انسانی این سریال، و هم حتی در جزئیاتی همچون چهره‌پردازی برخی از بازیگران (در رأس همه پوریا پورسرخ). آن‌چه در چهره‌پردازی کاراکتر پورسرخ جلب نظر می‌کند، نزدیک‌کردن او به یک نمونه آشنا از افرادی است که در اداره‌ها بار‌ها با آنها روبه‌رو شده‌ایم. رعایت همین جزئیات است که «اعتراف می‌کنم» را از تبدیل شدن به یک کپیِ صرف نجات داده است.

شیوه روایت

گفتیم که محدودیت فضای روایت داستان از جنبه‌هایی به سود «اعتراف می‌کنم» تمام شده است. یکی از این جنبه‌ها، فرار از جلوه‌های بیرونی برای خلق تعلیق لحظه‌ای (مثل تعقیب‌وگریز‌های دلهره‌آور، جلوه‌های صوتی یا انفجار‌های عظیم) است. این همان جایی است که محدودیت می‌تواند منجر به خلاقیت شود! سازندگان «اعتراف می‌کنم» ناگزیر بوده‌اند که توجه ویژه‌ای به تک‌تک دیالوگ‌ها، سکوت‌ها، و نشانه‌های میزانسنی تا شکل درونی‌تری از تعلیق را خلق کنند. این رویکردی است که کمتر در آثار پلیسی وطنی شاهدش بودیم و اگر «اعتراف می‌کنم» بتواند تا انتها به خوبی پیش رود، می‌تواند به الگوی خوبی برای محصولات احتمالی آینده تبدیل شود.

بازی‌ها

حضور یک تیم بازیگر باتجربه (چه بازیگران ثابت و چه بازیگران مهمان) کمک بزرگی به «اعتراف می‌کنم» کرده است. این سریال از نظر جنس بازی‌ها یکدست است و این به‌خصوص زمانی جلب نظر می‌کند که حضور پوریا پورسرخ را با گریم و چهره تازه‌اش در این سریال به یاد بیاوریم. وقتی به کارنامه بازیگرانی، چون مهدی هاشمی و علیرضا ثانی‌فر نگاه کنیم با تعداد زیادی از بازی‌های کنترل‌شده و درونی روبه‌رو می‌شویم. در عوض، پوریا پورسرخ را بیشتر با نقش‌هایی به یاد می‌آوریم که بیشتر با برون‌گرایی (و حتی گاه نوعی اغراق)، بیان تند و گاه بریده، و باز در مواردی با استفاده حداکثری از زبان بدن در ذهن می‌مانند. گریم پورسرخ به‌تنهایی کافی است تا او را به یکی از کانون‌های توجه «اعتراف می‌کنم» تبدیل کند، اما نکته مهم‌تر، تلاش او برای یک بازی کنترل‌شده‌تر از همیشه است؛ تلاشی که با رویکرد کلی سریال همخوان به نظر می‌رسد.

خرده‌داستان‌ها

این که شما بخواهید فقط یک خط داستانی را در لوکیشنی محدود روایت کنید، به‌سرعت می‌تواند به کسالت مخاطب منجر شود؛ به‌خصوص این‌که «اعتراف می‌کنم» اصراری در پیشبرد سریع روایت ندارد. در عوض، سازندگان سعی کرده‌اند داستان را در عرض گسترش دهند. همان‌طور که در هر قسمت با یک پرونده روبه‌رو می‌شویم، به‌شکل پیوسته به مواردی از گذشته شخصیت‌های اصلی نیز اشاره می‌رود. این امر هم از یکنواختی روایت می‌کاهد، هم به شخصیت‌ها عمق می‌بخشد، و هم تماشاگر را کنجکاو برای دانستن نتایج این اشارات باقی می‌گذارد. برای قضاوت دقیق‌تر در مورد نتیجه این تمهید روایی باید تا زمان انتشار قسمت‌های بعدی منتظر ماند، اما قلاب اولیه «اعتراف می‌کنم» تا این‌جا در حدی عمل کرده که مخاطب را از دنبال‌کردن ماجرا‌ها ناامید نکند.

منبع: سلام سینما

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.