صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

جنگ، اضطراب، کنکور | درباره حال و هوای دانش‌آموزان در آزمون سراسری پس از بارها تعویق

  • کد خبر: ۴۳۹۵۸۲
  • ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۸
نگاهی به حال وهوای بزرگ ترین ماراتن علمی کشور در مشهد که  دانش آموزان خسته از ماه ها تلاش و کلافه از تعویق ها، برای قبولی در رشته دلخواهشان با یکدیگر رقابت می کنند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ حوالی ساعت ۶:۳۰صبح روز پنجشنبه، خیابان‌های اطراف دانشگاه فردوسی مشهد، دیگر شبیه یک روز معمولی نیست و ترافیک در خیابان‌های اطراف حوزه‌های امتحانی سنگین‌تر است. از فاصله نه‌چندان نزدیک هم می‌شود داوطلب‌ها و خانواده‌هایشان را از میان جمعیت تشخیص داد؛ از قدم‌های تند و نگاه‌های مضطربشان پیداست که امروز برایشان یک روز معمولی نیست.

صف داوطلب‌ها مقابل ورودی دانشکده‌های مختلف، شکل گرفته است؛ برخی خانواده‌ها از دور فرزند خود را راهی این آزمون سرنوشت‌ساز می‌کنند، اما خیلی‌ها حتی در صف هم همراه فرزندشان ایستاده‌اند و توصیه‌هایی را به آنها گوشزد می‌کنند، تاحدی‌که نگهبان سالن به خانواده‌ها توصیه می‌کند به پارک ملت بروند و چند ساعت دیگر برگردند. 

کارت‌های ورود به جلسه، به لباس دانش‌آموزان سنجاق شده است و صف به نوبت حضور داوطلب‌ها، جلو می‌رود. آن‌طور که آماروارقام نشان می‌دهد، امسال یک‌میلیون‌و ۷۰ هزارو ۲۴۱ متقاضی در ۴۱۵ شهرستان کشور در آزمون سراسری شرکت کرده‌اند که گروه تجربی با ۴۵۱ هزارو ۵۲۲ داوطلب، پرمتقاضی‌ترین گروه آزمایشی است. 

جواد ساده، نماینده سازمان سنجش آموزش کشور در خراسان‌رضوی، نیز اعلام کرد که ۸۳ هزارو ۷۰۰ نفر در استان برای ورود به مقطع کارشناسی دانشگاه‌ها در کنکور شرکت کرده‌اند که از این تعداد ۵/۶۴ درصد را بانوان و ۵/۳۵ درصد را آقایان تشکیل می‌دهند؛ از مجموع داوطلبان استان، ۴۰ هزارو ۳۰۰ داوطلب در مشهد آزمون می‌دهند. 

آزمون سراسری امسال، اما برای داوطلبان، فقط یک رقابت علمی نبود. تاریخ برگزاری آزمون چند بار تغییر کرد و داوطلبان در شرایطی که کشور درگیر بحران و جنگ بود، علاوه‌بر تحمل فشار روانی، ناشی از این بحران، با تغییر مکرر زمان آزمون و دشواری برنامه‌ریزی برای مطالعه، روبه‌رو شدند. در دو روز پایانی هفته‌ای که گذشت، هرکدام از داوطلبان و خانواده‌هایشان با کوله‌باری از بیم و امید راهی حوزه‌های امتحانی شدند.

امیدوار به پذیرش در رشته پزشکی مشهد

همراه مادرش در صف ایستاده است و قدم به قدم تا در سالن ورودی جلو می‌رود، باهم صحبت می‌کنند و می‌خندند. تسنیم ضیایی می‌گوید: امسال سعی کردم تا جایی که می‌توانم، درس بخوانم؛ روزی ۹ ساعت در سالن مطالعه، درس هایم را مرور می‌کردم و واقعا خیلی خسته هستم.

به چهره اش نمی‌خورد که استرس داشته باشد، اما به قول خودش، سعی می‌کند ته مانده استرسش را در لابه لای خنده هایش گم کند. دوست دارد پزشکی مشهد قبول شود و می‌گوید: البته حوصله هم ندارم یک سال دیگر درس بخوانم، اما شاید اگر نتیجه خیلی بد شود، دوباره بخوانم برنامه اش را برای بعد از آزمون می‌پرسم؛ با خنده می‌گوید:

«خواب! تا ابد خواب!»

نمی‌خواهم پشت کنکور بمانم

کتایون کیخواه، خودش تنها به دانشگاه فردوسی آمده است و می‌گوید: خانواده من ریلکس هستند؛ البته پدرم می‌خواست من را تا دانشگاه فردوسی برساند، اما ترافیک زیاد بود و ترجیح دادم بخشی از مسیر را خودم پیاده بیایم.

با توجه به شرایط کشور، حس خودش هم درباره کنکور خنثی است؛ یعنی نه خیلی استرس دارد و نه حتی می‌تواند بگوید آمادگی خاصی دارد. نتیجه دلخواهش، رتبه موردقبول برای رشته فیزیوتراپی یا رادیولوژی است، اما به قول خودش، نمی‌خواهد پشت کنکور بماند و اگر نتیجه دلخواهش نباشد، رشته دیگری را جایگزین می‌کند.

سال خیلی سخت کنکوری‌ها

بعضی دانش آموزان آمادگی صحبت کردن ندارند و به قدری فکرشان درگیر کنکور است که درخواست مصاحبه کوتاه را هم رد می‌کنند؛ برخی دیگر صحبت می‌کنند، اما نمی‌خواهند عکسی از آن‌ها گرفته شود. رفیعی یکی از آن هاست که همراه دوستش و مادرانشان در صف هستند و انرژی خوبی هم دارند.

او می‌گوید: سال خیلی سختی را پشت سر گذاشتیم؛ برای ما کنکوری‌ها سخت‌تر بود و اکنون خوشحالم که می‌خواهم کنکور بدهم و این پروسه تمام می‌شود. او ادامه می‌دهد: بابت جنگ و استرس تعویق کنکور خیلی اذیت شدیم، اما بازهم تا جایی که در توانم بود، تلاش کرد م و بقیه اش را به خدا می‌سپارم.

رفیعی برای کنکور، روزی ۱۰ تا ۱۱ ساعت در سالن مطالعه، درس خوانده و تست زده است، اما به خاطر شرایطی که امسال وجود داشت، با خودش به صلح رسیده است: «هر رشته‌ای که قبول شوم، خوب است، اما اگر نتیجه خیلی بد باشد، دوباره برای کنکور سال بعد می‌خوانم؛ چون ارزشش را دارد.»

دوست دارم پزشکی قبول شوم

دانشکده مهندسی، میزبان برگزاری کنکور تجربی برای پسرهاست که در دو صف ایستاده‌اند تا به سالن برسند و وارد شوند. طا‌ها تقی زاده یکی از داوطلبان است که مانند خیلی‌های دیگر معتقد است که درس خوانده، اما بابت استرس و بار روانی که در دو سال منتهی به کنکور تجربه کرده است، برای نتیجه آزمون، توقع خاصی از خودش ندارد.

او می‌گوید: روزی ۹ تا ۱۰ ساعت درس خوانده‌ام؛ دوست دارم رشته پزشکی قبول شوم، اما بازهم هرچه خدا بخواهد.

امسال دانش آموزان از لحاظ روحی به هم ریخته بودند

محمدرضا اکبری تقریبا انتهای صف به همراه دوستش ایستاده است و می‌گوید: امسال پیامد‌های جنگ و استرس‌های آن شامل همه شد و فکر می‌کنم طبیعی است که دانش آموزان از لحاظ روحی به هم ریخته باشند؛ حالا یکی کمتر، یکی بیشتر، با این حال تلاش کرده‌ایم و باید ببینیم نتیجه چه می‌شود. او ادامه می‌دهد: آرزوی خیلی از داوطلبان کنکور علوم تجربی، قبولی در رشته پزشکی تهران یا مشهد است. من هم رؤیای پزشکی در دانشگاه مشهد را دارم، اما اگر امسال به نتیجه مطلوبم نرسم، حاضرم دو سال دیگر هم پشت کنکور بمانم تا بالاخره در رشته پزشکی قبول شوم.

آمادگی لازم را نداریم

سیدمحراب موسوی، با لباس سفیدرنگ در صف و زیر آفتاب منتظر است. او هم مانند خیلی از داوطلبان دیگر، بار سنگینی روی دوشش است که قرار است تا چند ساعت دیگر آن را زمین بگذارد. خودش بیان می‌کند: امسال بعد از امتحانات نهایی، دروس سال‌های یازدهم و دوازدهم را مرور کردیم، اما مسلما با توجه به شرایطی که در کشور داشتیم، آمادگی لازم را نداریم.

او امیدوار است که در رشته داروسازی قبول شود و کار خود و سایر داوطلبان کنکور امسال را، متفاوت با بقیه می‌داند و حق می‌دهد که دانش آموزان امسال درپی آزمون سراسری، نتیجه خوبی را کسب نکنند؛ به همین دلیل، خودش را برای نتیجه بد هم آماده کرده است و مصمم است اگر نتیجه آن طور که می‌خواست نشد، سال بعد هم کنکور بدهد.

آرامش بعد از هیاهو

عقربه‌های ساعت نزدیک به ۸ صبح است و صف‌های ورودی داوطلبان، تقریبا به انتها رسیده است. حالا دیگر از آن همه هیاهو، استرس، سروصدا، خنده هیجانی و... خبری نیست و آرامش و سکوت، جای آن همهمه را گرفته است. تصویر مادران تسبیح به دست و پدران چشم انتظار که در پیاده رو‌ها قدم می‌زنند، تصویر آشنایی برای همه جوانانی است که آن‌ها هم یک روز برای تعیین سرنوشت درسی شان پا به دانشگاه فردوسی مشهد گذاشته‌اند.

نسل تغییر کرده است و شاید بچه‌های امروز، کمتر از نسل‌های گذشته درگیر باور‌های سنتی باشند، اما انگار تجربه و حس وحال پدر و مادر‌ها در این روز مشترک است بیشترشان معتقدند که باید تا لحظه آخر، قوت قلب فرزندشان باشند.

حمایت مادر در نبود پدر

یکی از مادران، کمی دورتر از صف ورودی آزمون ایستاده است و دانش آموزان را با نگاهی نگران، برانداز می‌کند. پسر او هم یکی از داوطلبان امروز کنکور علوم تجربی است که برای ورود به رشته پزشکی تلاش می‌کند. سمانه مؤیدی، انگار دلش بی قرار است و خیلی صحبت نمی‌کند. فقط در این حد می‌گوید که به خاطر شرایط امسال، کم وبیش استرس داشتیم، اما از همه مهم‌تر این بود که همسرم اسفند پارسال از دنیا رفت و شرایط برای پسرم هم خیلی سخت شد، با این حال تمام تلاشم را کردم که کنارش باشم و از او حمایت کنم. امیدوارم به نتیجه دلخواهش برسد!

کمبود راهنما و سردرگمی خانواده‌ها

موسوی نیا، پدری است که دخترش را برای شرکت در آزمون سراسری همراهی کرده و حالا خودش گوشه‌ای روی نیمکت نشسته است و منتظر اوست. او هم مانند پدران و مادران دیگر، بیم و امید قبولی فرزندش در رشته موردعلاقه اش را دارد؛ البته انتقاد‌هایی هم به برنامه ریزی‌های دانشگاه دارد و می‌گوید: من سال‌های قبل‌تر هم برای کنکور بچه‌های دیگرم به اینجا می‌آمدم.

آن زمان اتوبوس داشتند و داوطلبان را به محل آزمون می‌رساندند تا بچه‌ها و خانواده هایشان سردرگم نشوند، اما امسال هرکسی باید خودش را به محل آزمون می‌رساند و وضعیت ترافیک، این استرس را بیشتر هم می‌کند. جدای از آن، راهنما‌ها کم بودند و بعضی خانواده‌ها هیچ وسیله‌ای همراه خود نیاورده‌اند و به دنبال یک آب سردکن در دانشگاه می‌گردند.

۴۰ زیارت عاشورا برای پسرم نذر کردم

یک گوشه دور از صف و هیاهوی ورودی سالن آزمون، زیر سایه درختان کاج، زیرانداز پهن کرده است و مشغول خواندن دعاست. زهرا امیری می‌گوید: امروز که آمدیم، پسرم گفت مادران دوستانم نیامدند؛ اگر می‌خواهی تو هم برو، اما من گفتم می‌مانم و برایت دعا می‌کنم تا برگردی.

به قول خودش، در این مدت سعی کرده است صد خود را برای پسرش بگذارد و از او حمایت کند؛ حالا هم چهل زیارت عاشورا برایش نذر کرده و مشغول خواندن است. امیری ادامه می‌دهد: خوشبختانه پسرم به شرایط جنگ و مسائل کشور، خیلی کار نداشت و فقط درسش را می‌خواند. روزی هشت تا ده ساعت به سالن مطالعه می‌رفت و گاهی اوقات شب‌ها در خانه هم درس می‌خواند. ما هم سعی کردیم محیط خانه را برایش آرام نگه داریم تا درس بخواند یا حتی استراحت کند. امیدوارم مسیرش برای ورود به رشته‌ای که به آن علاقه دارد، هموار شود.

دوجانبه دعا می‌کنیم

پدر یکی از دانش آموزان زیرانداز خود را در سایه انداخته است و با تلفن همراهش سرگرم است. رحیم برمایون می‌گوید: همسرم به حرم امام رضا (ع) رفته است تا برای پسرمان دعا کند و خودم اینجا آمدم تا دلش گرم باشد. یک جور‌هایی دوجانبه داریم دعا می‌کنیم.

البته پسر او، سال دومی است که در کنکور شرکت می‌کند؛ سال گذشته، رشته پرستاری در کرمان قبول شد، اما ترجیح داد یک سال دیگر هم درس بخواند. برمایون اضافه می‌کند: امسال با توجه به شرایط کشور و فوت پدرم، به پسرم هم سخت گذشت، اما تمام تلاشش را کرد. امیدوارم نتیجه صبوری اش را ببیند و در رشته‌های پیراپزشکی یا دندان پزشکی که خودش دوست دارد، قبول شود.

شرایط جنگی، بچه‌ها را خسته کرد

در میان سکوتی که بر محوطه دانشگاه حکم فرماست، کم وبیش صدای مادرانی که باهم صحبت می‌کنند یا دعای عهدی که از تلفن همراه خود پخش می‌کنند، به گوش می‌رسد. میمنت مقدم همان طور که از روی صفحه گوشی تلفن همراه دعا می‌خواند، تسبیح را هم در دستش می‌چرخاند و تعبیرش از داوطلبان امسال که پسر خودش هم یکی از آن هاست، این است که: «این بچه‌ها خیلی تلاش کرده‌اند، اما به دلیل شرایط کشور، خسته، بدون روحیه و بدون انگیزه‌اند.»

او ادامه می‌دهد: پسر اولم، پزشکی می‌خواند و پسر دومم هم همیشه می‌گفت انتخاب اولم پزشکی و بعد دندان پزشکی است، اما اکنون به قدری بی انگیزه است که می‌گوید هر رشته‌ای قبول شوم، همان را می‌روم و حاضر نیستم پشت کنکور بمانم.

آن طور که مقدم می‌گوید، روز‌هایی که جنگ علیه کشورمان در جریان بوده، پسرش اصلا درس نمی‌خوانده است و بعد به خاطر تأثیر امتحانات نهایی، دوباره شروع به درس خواندن کرده است.

او گویا بیشتر از پسرش استرس دارد، طوری که شب قبل از آزمون اصلا نتوانسته است بخوابد و می‌گوید: شب با پسرم حرم رفتیم تا کمی آرام شود و از امام رضا (ع) کمک بخواهد. اما خودش هم به قدری استرس داشت که چندساعتی بیشتر نخوابید.

مادران، بیشتر از داوطلبان استرس دارند

خانم وحدتی، با یکی از مادران دیگر، لبه جدول و زیر سایه درختان نشسته‌اند و مشغول صحبت هستند. او هم معتقد است که دخترش تحت تأثیر شرایط کشور و جنگ قرار گرفته است. ادامه می‌دهد: من سعی می‌کردم محیط خانه آرام باشد و دخترم خیلی در جریان اخبار و اتفاقات قرار نگیرد، اما پدرش به محض اینکه به خانه می‌رسید، تلویزیون را روشن می‌کرد و ناخودآگاه دخترم هم از اخبار جنگ و شهادت هم وطنانمان مطلع می‌شد.

او می‌گوید: امسال شرایط برای همه بچه‌ها سخت بود و خیلی از آن‌ها از درس زده شدند، با این حال کاری به جز دعا از ما برنمی آید. شاید ما مادران از بچه‌ها هم استرس بیشتری را تجربه کردیم؛ دو سال پیش دختر دیگرم کنکور داشت و اصلا استرس نداشتم، اما امسال به قدری نگرانم که احساس می‌کنم امروز بعد از کنکور، من هم راحت می‌شوم.

داوطلبان را بعد از کنکور دریابیم!

کنکور امسال با همه فرازونشیب‌ها برگزار شد و باوجود تلاشی که دانش آموزان کردند، ممکن است به نتایج دلخواه خود نرسند، بنابراین برگزاری آزمون، نقطه پایان این ماجرا نیست و همان طور که عباس عابدی، جامعه شناس و استاد دانشگاه، مطرح کرده است «باید بعد از کنکور، دانش آموزان را دریابیم!»

او معتقد است احتمال زیادی وجود دارد که پس از اعلام نتایج، موجی از بی انگیزگی جدی درمیان دانش آموزان به راه بیفتد که نرسیدن به رتبه مورد انتظار، خستگی چندین ماه مطالعه و ابهام درباره آینده تحصیلی، از عوامل این وضعیت است و ️اگر این بی انگیزگی مدیریت نشود، می‌تواند به مشکلات جدی تری مانند افسردگی پس از کنکور، ترک تحصیل و رفتار‌های پرخطر منجر شود.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.