وحدت در لغت به معنای یکی بودن، یگانگی و هماهنگ بودن اجتماع است؛ مسئلهای که عقل و فطرت انسانی آن را ستایش میکند؛ صراط مستقیمی که قرآن، احادیث و سنت پیامبر (ص) و یارانش، مبین آن است و مخالفت با آن، مخالفت با سخن خداوند و کفر محسوب میشود. همه انسانها یکسان هستند و اوامر و نواهی الهی با فعل جمع، بیان شده است که نشان از یکسانبودن همه مردم دربرابر آن دارد.
به همان میزان که از توحید و یگانگی خداوند سخن به میان آمده، از وحدت نیز سخن گفته شده است. افزونبر آن، اختلاف و تفرقه و دوری از وحدت، عامل ضعف و از بین رفتن عظمت و شوکت جامعه اسلامی، قلمداد و بهشدت از آن نهی شده است و به افرادی که عامل از میان رفتن وحدت در جامعه هستند، نیز وعده عذاب الهی داده شده است.
در آیه ۱۰۳ سوره مبارک آلعمران، بهصراحت امر به وحدت شده و باز در آیه ۶۴ همین سوره، وحدت نهتنها در جامعه اسلامی، بلکه درمیان اهل کتاب نیز امری مسلم و ضروری، معرفی شده است.
با وجود همه این تأکیدها، نهتنها در جامعه اسلامی که در جامعه شیعی و در داخل کشور نیز شاهد هستیم که گاهی همه این تأکیدها و دستورات بر حفظ وحدت، به هیچ انگاشته میشود و افراط و تفریط، موجب میشود که «انارجلگویی» و خودبینی، جای آن را بگیرد و باز متأسفانه این موارد را افرادی مطرح میکنند که خود را منتسب به دین و عالم دینی میدانند؛ عالمی که البته گویا عاملبودن آن، محل تردید است.
ازآنجاکه حتی شاید مصداق آوردن برای این وحدتشکنی نیز امری خلاف وحدت تلقی شود، از ذکر مصادیق پرهیز میکنیم. اما همین میزان باید بدانیم که لااقل در وضعیتی که دشمنان مشترک، همه توان خود را دربرابر ما بهکار گرفتهاند، حفظ وحدت و تأکید بر حداقل مشترکات، کمترین کاری است که از ما ساخته است.
کوبیدن هر روزه بر طبل خودخواهی و خودبینی به هر بهانه، نهتنها امری مغایر با وحدت است که به از میان رفتن آرامش جامعه و وحشت، منتهی میشود؛ البته این به معنای یکدستکردن جامعه در تفکر و اندیشه نیست؛ هر شخص، آزاد است در چارچوب عقاید و به میزان بهرهای که از علم و معرفت برده است، سخن خود را مطرح کند و برای آن استدلال بیاورد، اما از آنجا که این مسئله ممکن است به ناهنجاری اجتماعی منجر شود، عقل سلیم حکم میکند که تأکید بر مشترکات و فاصله گرفتن از نقاط افتراق، بهعنوان یک امر ضروری در اولویت باشد.