لیگ برتر فوتبال ایران هنوز به هفتههای ابتدایی خود رسیده، اما ظاهراً برای تولید حاشیه و جنجال هیچ نیازی به رسیدن مسابقات به مراحل حساس ندارد. از توهین و درگیری در زمین گرفته تا شکستن در رختکن و حتی کتککاری در تونل ورزشگاه؛ اتفاقاتی که نشان میدهد در فوتبال ایران، گاهی اخلاق و حرفهایگری زودتر از تاکتیک و کیفیت فنی از زمین مسابقه خارج میشوند. پروندههای این هفتهها نیز نشان میدهد فاصله میان شعارهای فرهنگی فوتبال و واقعیت رفتاری آن همچنان زیاد است.
نمونه روشن آن دیدار استقلال و سپاهان بود؛ مسابقهای که دو باشگاه پیش از آغاز، با پوستری مشترک از «اصالت» و «احترام» گفتند، اما در جریان و پس از بازی، بخشی از بازیکنان و هواداران رفتاری متفاوت با این پیام به نمایش گذاشتند. از تنش میان بازیکنان تا رفتار آریا یوسفی و شکستن در رختکن، مجموعهای از اتفاقات رقم خورد که نشان داد هنوز میان فرهنگسازی روی کاغذ و رفتار واقعی در فوتبال فاصلهای جدی وجود دارد.
ماجرا البته به یک مسابقه یا یک بازیکن محدود نیست. در دیدار شمسآذر و آلومینیوم نیز درگیری بازیکنان و سپس کتککاری در تونل ورزشگاه رخ داد؛ مسابقهای که حتی از نظر حساسیت و اهمیت، قابل مقایسه با بازیهای بزرگ لیگ نبود. همین تکرار، مسئله را از یک «اتفاق» به یک مشکل رفتاری و ساختاری تبدیل میکند.
تلختر اینکه هنوز لیگ به مقاطع واقعاً حساس نرسیده است. اگر در هفتههای ابتدایی، زمانی که جدول هنوز شکل نهایی خود را پیدا نکرده و بسیاری از بازیها تعیینکننده نیستند، این حجم از عصبانیت، بیاحترامی و درگیری دیده میشود، باید پرسید در هفتههای پایانی و مسابقات سرنوشتساز قرار است چه اتفاقی رخ دهد؟
در این میان، بازیکنان و هواداران هر دو سهم دارند. بازیکنی که قرارداد حرفهای و درآمدهای سنگین دارد، باید بداند حرفهایگری فقط در کیفیت بازی و رقم قرارداد خلاصه نمیشود؛ کنترل خشم و نحوه مواجهه با داور، رقیب و تماشاگر نیز بخشی از همان حرفهایگری است. از سوی دیگر، هوادار نیز نمیتواند هیجان فوتبال را با توهین و نفرتپراکنی اشتباه بگیرد. رفتار این دو گروه میتواند یک چرخه معیوب بسازد؛ توهین از سکو، واکنش بازیکن و سپس تحریک دوباره سکوها.
شاید هنوز برای قضاوت درباره کیفیت فنی لیگ زود باشد، اما برای قضاوت درباره کیفیت اخلاقی آن، نشانهها نگرانکنندهاند. در لیگی که هنوز بسیاری از «قورهها» مویز نشدهاند، برخی ستارهها و تماشاگران چنان برای حاشیه و جنجال سنگ تمام گذاشتهاند که گویی قهرمانی و سقوط همین امروز تعیین میشود. فوتبال ایران بیش از آنکه به ستارههای پرادعا نیاز داشته باشد، به بازیکنان و هوادارانی نیاز دارد که بدانند رقیب، دشمن نیست و حرفهای بودن فقط به پول و قرارداد حرفهای محدود نمیشود.