صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

سه سال دیپلماسی عراقچی؛ از میز مذاکره تا میدان جنگ و توافق‌های شکننده

  • کد خبر: ۴۴۱۳۲۰
  • ۰۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۵
«شهرآرانیوز-گروه سیاست»؛ سیدعباس عراقچی وزارت امور خارجه را در شرایطی تحویل گرفت که پرونده هسته‌ای همچنان محور اصلی سیاست خارجی ایران بود؛ اما سه سال بعد، کارنامه دستگاه دیپلماسی دولت چهاردهم در نقطه‌ای ایستاده که مذاکره، جنگ، تحریم، امنیت منطقه، تنگه هرمز، دیپلماسی عمومی و مناسبات اقتصادی، همزمان در آن حضور دارند.

به گزارش شهرآرانیوز، عراقچی که سابقه حضور در تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای و مذاکرات منتهی به برجام را دارد، در دولت چهاردهم با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، احیای سیاست فشار حداکثری و افزایش احتمال تقابل نظامی مواجه شد. مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشینگتن از فروردین ۱۴۰۴ آغاز شد، پنج دور ادامه یافت و در نهایت با آغاز جنگ متوقف شد.

از آن زمان، وزارت خارجه عملاً با مأموریتی متفاوت مواجه شد؛ مأموریتی که دیگر فقط دستیابی به توافق هسته‌ای نبود و موضوعاتی مانند مدیریت بحران، رایزنی منطقه‌ای، امنیت انرژی و تنگه هرمز را نیز دربر گرفت. با این حال، پرسش اصلی درباره کارنامه عراقچی همچنان پابرجاست: این حجم از فعالیت دیپلماتیک تا چه اندازه توانسته به نتیجه‌ای پایدار و قابل اندازه‌گیری تبدیل شود؟

مذاکره با آمریکا؛ پنج دور گفت‌وگو، بدون توافق

مذاکرات ایران و آمریکا در فروردین ۱۴۰۴ با میانجی‌گری عمان آغاز شد. عراقچی در طرف ایران و استیو ویتکاف در طرف آمریکا، مذاکرات را به شکل غیرمستقیم پیش بردند و پنج دور گفت‌وگو در عمان و رم برگزار شد.

در جریان مذاکرات، اختلاف بر سر سطح و آینده غنی‌سازی به یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف تبدیل شد. تهران بر حفظ حق غنی‌سازی تأکید داشت و واشینگتن خواستار محدودیت‌های جدی‌تر بر برنامه هسته‌ای ایران بود.

عراقچی پس از دور پنجم مذاکرات، گفت‌وگوها را حرفه‌ای توصیف کرد، اما همزمان تأکید داشت که هنوز نمی‌توان از توافق سخن گفت. او پیش از آن نیز اعلام کرده بود که پذیرش غنی‌سازی صفر برای ایران ممکن نیست.

از این منظر، ارزیابی مذاکرات دو سویه است. از یک سو، دستگاه دیپلماسی توانست پس از سال‌ها، کانال مستقیم و مستمری برای گفت‌وگو با دولت جدید آمریکا ایجاد کند؛ از سوی دیگر، پنج دور مذاکره نتوانست شکاف اصلی میان دو طرف را به چارچوبی برای توافق تبدیل کند.

این ناکامی صرفاً به وزارت خارجه ایران مربوط نبود و اختلافات بنیادین میان تهران و واشینگتن، از غنی‌سازی تا تحریم‌ها و تضمین‌های مورد مطالبه ایران، نقش تعیین‌کننده داشت. با این حال، نتیجه عملی برای تهران روشن بود: مذاکرات پیش از دستیابی به توافق، زیر سایه اقدام نظامی قرار گرفت.

 

وقتی مذاکره جای خود را به جنگ داد

حمله اسرائیل به ایران و آغاز جنگ ۱۲روزه، روند مذاکرات را متوقف کرد و دستگاه دیپلماسی را وارد مرحله‌ای کرد که در آن، مدیریت بحران نظامی در کنار مذاکرات سیاسی قرار گرفت.

وزارت خارجه در این دوره، رایزنی با کشورهای منطقه و قدرت‌های جهانی، پیگیری مواضع ایران در مجامع بین‌المللی و مدیریت روایت جنگ را دنبال کرد. عراقچی نیز از یک مذاکره‌کننده هسته‌ای به یکی از چهره‌های اصلی دیپلماسی ایران در بحران تبدیل شد.

اما در ارزیابی این دوره نیز باید میان «فعال بودن» و «موفق بودن» تفاوت گذاشت. حجم رایزنی‌های دیپلماتیک افزایش یافت، اما آغاز جنگ نشان داد که کانال مذاکره نتوانسته به سازوکاری برای جلوگیری از تشدید بحران تبدیل شود.

پس از جنگ نیز عراقچی بر ادامه مسیر دیپلماسی تأکید کرد و همزمان از افزایش آمادگی ایران برای مواجهه نظامی سخن گفت. به این ترتیب، در ادبیات جدید وزارت خارجه، مذاکره دیگر در مقابل قدرت نظامی تعریف نمی‌شد، بلکه در کنار بازدارندگی قرار گرفت.

جنگ ۴۰روزه و گسترش پرونده دیپلماسی

جنگ ۴۰روزه، آزمون دیگری برای دستگاه دیپلماسی بود. عراقچی در بحبوحه درگیری‌ها به پاکستان، عمان و روسیه سفر کرد و رایزنی برای پایان جنگ و ترتیبات منطقه‌ای را در دستور کار قرار داد.

در این مرحله، دامنه پرونده‌های سیاست خارجی نیز گسترش یافت. موضوع هسته‌ای همچنان محور اصلی بود، اما امنیت منطقه، تحریم‌ها، انرژی، بازسازی و تنگه هرمز نیز به موضوعات اصلی دیپلماسی تبدیل شدند.

تنگه هرمز در این میان جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد. در ادامه رایزنی‌های پساجنگ، قالیباف و عراقچی در مسقط با وزیر خارجه عمان درباره ترتیبات مربوط به هرمز گفت‌وگو کردند و موضوع همکاری‌های دو کشور در این زمینه دنبال شد.

اهمیت هرمز از آن جهت است که این پرونده صرفاً یک موضوع امنیتی نیست؛ با تجارت خارجی، صادرات نفت، امنیت انرژی و اقتصاد جهانی پیوند دارد. با این حال، ادامه اختلافات میان ایران و آمریکا درباره تحریم‌ها، تضمین‌ها و شرایط بازگشایی مسیر کشتیرانی نشان می‌دهد که این پرونده نیز هنوز از مرحله رایزنی به راه‌حل پایدار نرسیده است.

دیپلماسی منطقه‌ای؛ افزایش رایزنی‌ها، پرسش درباره خروجی

یکی از محورهای پررنگ فعالیت وزارت خارجه در دوره عراقچی، توسعه روابط با کشورهای منطقه بوده است. عمان، قطر، پاکستان، عربستان و دیگر بازیگران منطقه‌ای در مقاطع مختلف در تماس‌های دیپلماتیک ایران حضور داشته‌اند.

این تحرک منطقه‌ای را می‌توان یکی از ویژگی‌های دوره جدید سیاست خارجی دانست، اما سنجش آن صرفاً با تعداد سفرها و دیدارها ممکن نیست.

معیار مهم‌تر، تبدیل این روابط به توافق‌های پایدار، کاهش فشارهای امنیتی، افزایش تجارت، جذب سرمایه و ایجاد مسیرهای جدید اقتصادی است.

در واقع، یکی از پرسش‌های اساسی درباره کارنامه عراقچی همین‌جاست: آیا افزایش تعامل با همسایگان توانسته به کاهش عملی آسیب‌پذیری ایران در برابر فشارهای خارجی منجر شود یا همچنان بخش مهمی از این روابط در سطح سیاسی باقی مانده است؟

بقایی و آزمون دیپلماسی عمومی

در کنار عراقچی، اسماعیل بقایی نیز در این دوره به یکی از چهره‌های ثابت دستگاه دیپلماسی تبدیل شد. وزارت خارجه در شرایط جنگ و مذاکرات، با حجم بالایی از اخبار، شایعات و روایت‌های متعارض مواجه بود و سخنگوی وزارت خارجه مسئولیت انتقال مواضع رسمی و پاسخ به اخبار نادرست را بر عهده داشت.

با این حال، درباره دیپلماسی عمومی نیز باید میان تولید پیام و اثرگذاری پیام تفاوت قائل شد. حضور رسانه‌ای بیشتر الزاماً به معنای موفقیت بیشتر نیست؛ معیار نهایی این است که روایت رسمی ایران تا چه اندازه توانسته بر افکار عمومی، دولت‌ها و رسانه‌های بین‌المللی اثر بگذارد.

از این منظر، بقایی را می‌توان بخشی از تلاش وزارت خارجه برای مدیریت روایت دانست، اما ارزیابی میزان موفقیت این سیاست به شاخص‌های دقیق‌تری نیاز دارد.

 

مشهد و تلاش برای انتقال دیپلماسی به استان‌ها

یکی دیگر از محورهای متفاوت دوره عراقچی، توسعه «دیپلماسی استانی» بود.

دومین نشست منطقه‌ای دیپلماسی استانی در مهر ۱۴۰۴ در مشهد برگزار شد و در آن، عراقچی و جمعی از مسئولان ملی و استانی و سفرای کشورهای منطقه حضور داشتند.

 

ایده اصلی این سیاست آن است که ظرفیت‌های اقتصادی و اجتماعی استان‌ها مستقیماً وارد چرخه سیاست خارجی شوند. زعفران، گردشگری زیارت و سلامت، ترانزیت، فناوری، تجارت و سرمایه‌گذاری می‌توانند موضوعاتی باشند که از سطح محلی به شبکه روابط خارجی کشور متصل شوند.

در این چارچوب، جمله عراقچی درباره اینکه «هر کالای ما باید دیپلماسی خود را داشته باشد» نشان‌دهنده تغییر نگاه وزارت خارجه به دیپلماسی اقتصادی است.

اما اینجا نیز مسئله اصلی، فاصله میان ایده و اجرا است. اگر دیپلماسی استانی نتواند به رفع موانع گمرکی، تسهیل تجارت، صدور ویزا، توسعه حمل‌ونقل و جذب سرمایه منجر شود، خطر آن وجود دارد که به مجموعه‌ای از نشست‌ها و همایش‌های تشریفاتی محدود شود.

برای خراسان رضوی، به‌ویژه با موقعیت مشهد در ارتباط با افغانستان، ترکمنستان و آسیای مرکزی، ظرفیت این مدل قابل توجه است؛ اما سنجش موفقیت آن باید بر اساس خروجی‌های واقعی انجام شود.

قالیباف و شکل جدید تیم مذاکره

یکی از مهم‌ترین تغییرات سال ۱۴۰۵، ریاست محمدباقر قالیباف بر هیئت مذاکره‌کننده پساجنگ بود.

در هیئت اعزامی به سوئیس، علاوه بر قالیباف و عراقچی، چهره‌هایی از حوزه‌های اقتصادی، انرژی، حقوق بین‌الملل، امنیت و رسانه حضور داشتند.

این ترکیب از یک سو می‌تواند نشانه حرکت به سمت مذاکره چندنهادی باشد؛ یعنی پرونده‌ای که دیگر صرفاً هسته‌ای یا دیپلماتیک تلقی نمی‌شود و ابعاد اقتصادی، امنیتی و انرژی آن نیز باید همزمان مدیریت شود.

اما از سوی دیگر، ریاست قالیباف این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا جایگاه وزارت خارجه در فرآیند تصمیم‌گیری و مذاکره کاهش یافته است؟

پاسخ قطعی هنوز ممکن نیست. حضور عراقچی و تیم وزارت خارجه در این هیئت نشان می‌دهد ظرفیت تخصصی دستگاه دیپلماسی همچنان ضروری است، اما تغییر ریاست هیئت می‌تواند نشانه آن باشد که در پرونده‌های راهبردی، تصمیم‌گیری بیش از گذشته به سمت ساختارهای فرابخشی و سیاسی حرکت کرده است.

کارنامه عراقچی؛ میان فعالیت و نتیجه

سه سال پس از آغاز وزارت عراقچی، شاید دقیق‌ترین توصیف از کارنامه او نه «موفقیت» باشد و نه «شکست».

در حوزه مذاکرات، کانال گفت‌وگو با آمریکا ایجاد شد، اما توافقی حاصل نشد.

در حوزه منطقه‌ای، تماس‌ها و رایزنی‌ها افزایش یافت، اما میزان تبدیل این تعاملات به دستاوردهای اقتصادی و امنیتی پایدار همچنان محل پرسش است.

در حوزه دیپلماسی عمومی، حضور رسانه‌ای وزارت خارجه پررنگ‌تر شد، اما اثرگذاری آن نیازمند سنجش مستقل است.

در حوزه دیپلماسی استانی، ایده‌های جدیدی مطرح شد، اما فاصله میان نشست‌ها و خروجی‌های عملی همچنان قابل توجه است.

و در حوزه پساجنگ نیز، با وجود فعال بودن کانال‌های دیپلماتیک، اختلافات اصلی درباره تحریم، تضمین‌ها، پرونده هسته‌ای و تنگه هرمز همچنان پابرجاست.

به همین دلیل، شاید مهم‌ترین نقد به کارنامه سه‌ساله عراقچی، فاصله میان تحرک دیپلماتیک و دستاورد نهایی باشد؛ فاصله‌ای که البته بخشی از آن به شرایط بین‌المللی و رفتار طرف‌های مقابل بازمی‌گردد، اما نمی‌توان مسئولیت دستگاه دیپلماسی برای تبدیل فرصت‌های مذاکره و رایزنی به نتایج ملموس را نیز نادیده گرفت.

وزارت خارجه بعد از عراقچی چه خواهد بود؟

عراقچی در دوره‌ای وزیر خارجه شد که تعریف سنتی از دیپلماسی ایران با یک بحران جدی مواجه شده بود. مذاکره دیگر تنها ابزار سیاست خارجی نبود و جنگ، بازدارندگی، اقتصاد، انرژی، رسانه و روابط منطقه‌ای همزمان وارد معادله شدند.

به همین دلیل، مهم‌ترین تغییر دوره او شاید نه یک توافق مشخص، بلکه تغییر در شکل اداره سیاست خارجی باشد؛ سیاستی که اکنون بیش از گذشته چندلایه و چندنهادی شده است.

اما اینکه این تغییر در نهایت به یک مدل موفق منجر خواهد شد یا نه، هنوز روشن نیست.

معیار قضاوت نهایی، تعداد سفرها، مذاکرات، نشست‌ها یا موضع‌گیری‌ها نخواهد بود؛ بلکه نتیجه است: آیا ایران می‌تواند از دل این دیپلماسی، پرونده هسته‌ای را مدیریت کند، فشار تحریم‌ها را کاهش دهد، روابط منطقه‌ای را به منافع اقتصادی تبدیل کند و پس از جنگ به ترتیباتی پایدار برسد؟

 

در سومین سال وزارت عراقچی، پاسخ به این پرسش‌ها هنوز کامل نیست.

به همین دلیل، کارنامه او را شاید بتوان با یک عبارت توصیف کرد: دیپلماسی ایران در این سه سال فعال‌تر و پیچیده‌تر شده، اما فاصله میان «تحرک» و «نتیجه» همچنان مهم‌ترین چالش آن است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.