صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

یک دریا و هزار رود

  • کد خبر: ۴۴۱۳۴۳
  • ۰۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۲
‌می‌شود تصور کرد آن گعده نورانی گرم و گیرایی را که توی مرکز توجهات، پنجمین ستاره خاندان علی (ع)، امام جعفر صادق (ع) نشسته باشد و از درودیوار آن مجلس، نور و کلمه و دانش ببارد.

‌می‌شود تصور کرد آن گعده نورانی گرم و گیرایی را که توی مرکز توجهات، پنجمین ستاره خاندان علی (ع)، امام جعفرصادق (ع) نشسته باشد و از درودیوار آن مجلس، نور و کلمه و دانش ببارد. مثل ورود به یک ساختمان علمی پژوهشی که هوای مجموعه، عطر خوش کاغذ و قلم می‌دهد.

آدم‌های آن روزگار، آن‌هایی که قرابت خوبی با فضل و دانش داشتند، خیلی خوش اقبال بودند که در عصر فرزند سیدالساجدین زیست کردند. از آن همه، چندتایی شان در دل روایت پیش رو، خوش درخشیدند. روایت از میانه روزی آغاز می‌شود که یک مرد شامی اذن دخول گرفت و وارد مجلس شد. نشست؛ درست مقابل امام (ع). بادی به غبغب انداخت و صدایی صاف کرد که می‌خواهد با ایشان مناظره کند چرا که خبر رسیده به تمام مسائل و علوم آشنایی دارد. 

امام (ع) با لبخندی معنادار پرسیده‌اند: در چه مورد مناظره کنی؟ و مرد شامی گفته است پیرامون قرآن و حروف مقطعه و اعراب آن. آن وقت امام (ع) او را حواله می‌دهد به حمران بن اعین. شاگردش. مرد شامی با شانه افتاده می‌گوید برای مناظره با شخص امام (ع) آمده نه شاگردش. امام (ع)، اما از آنچه پرورش داده است، اطمینان دارد.

می‌گوید اگر بر او غلبه کنی انگار بر من غلبه کرده‌ای. مناظره آغاز می‌شود، اما چیز زیادی نمی‌گذرد که مرد شامی مغلوب حمران می‌شود. ماجرا دنباله درازی دارد. این شکست، مرد شامی را برای مناظره‌های بیشتر وسوسه می‌کند. مناظره در باب علم فقه که حواله اش می‌دهند به زراره.

مناظره درباره علم کلام که رو در روی مومن طاق می‌نشیند. مناظره با موضوع توحید و خداشناسی که هشام بن سالم شکستش می‌دهد و در نهایت، تیر آخر را در مبحث امامت و خلافت رها می‌کند، اما این بار نیز مغلوب هشام بن حکم می‌شود. آن لبخند نرم خواستنی همچنان روی لب‌های امام (ع) پیداست. 

حالا، مرد شامی دیگر آن مردی نبود که ابتدای مجلس وارد شد. او برای رویارویی با یک شخص آمده بود، اما حالا در رویارویی با یک مکتب، مغلوب و تسلیم نشسته است. مکتبی که دست پرورده صاحب امروز است. روزی که چراغ‌های شهر به یمن ولادت زیبای او، می‌درخشند. آقایی که از پیروان دلباخته خود، عالمان متفکری تربیت کرد تا انعکاس علوم و مسلک او و خاندانش باشند. مثل یک دریا با هزاران رود. 

قرن‌ها از حکایت مرد شامی‌ می‌گذرد. امثال مرد شامی بسیارند. آن‌هایی که روزی با ورود به مدرسه امام صادق (ع)، جهانشان به قبل و بعد از یک ملاقات علمی تبدیل شد؛ و ما امروز مسرور ولایت مردی هستیم که هنوز صدای درس مکتب او در کوچه‌های عصر غیبت جاری و پابرجاست.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.